کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
To Bashi o Baran
Mohsen Onikzi
#بوی_باران

دلم بوی باران می خواهد
تنم یک هوا خیس باران می خواهد
چشمانم به آسمان، رنگین کمان می خواهد
نگاهم به زیبایی ، گلی نسترن می خواهد
دلم به پروازها، بالی پُر ز نقش عشق می خواهد
لبانم به لبخند،  کمی شوق می خواهد
صدایم به آواز  ، کمی شادی می خواهد
پاهایم به راه ، اندکی امید می خواهد
سینه ام به پاکی، کمی نفس می خواهد

بیش انتظاری نیست !

دلم به روزگار ها
فقط
کمی زندگی می خواهد !!

#ع_دباغ
دلم می‌خواد به همه‌ى عقاید احترام بذارم،
ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شه!

پس در بهترین حالت،
تحملشون می‌کنم و هیچی نمیگم...!

آنتونی‌هاپکینز
متنی که جزو 10 متن برتر از نگاه مجله معتبر فوربس است، این متن سه مرتبه در این لیست در مقام اول قرار گرفته است.

یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند.دروغگو اول به خودش آسیب میزند
" بارالها "
زمين تنگ است و آسمان دلتنگ 
بر من خرده نگير اگر نالانم...
من هنوز رسم عاشقي نمي دانم

" خداوندا " 
کمکم کن پيماني را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان هاي زندگي با " خدا" باشم نه نا خدا
خدايا : پنجره اي براي 
تماشا و حنجره اي براي 
صدا زدن ندارم ، 
اميدم به توست ، 
پس بي آنکه 
نامم را بپرسي و 
دفترهاي ديروزم را 
ورق بزنى، رحمتت را جاري کن
چه خوبه وقتی حالمون خوبه، به فكر خوب كردنِ حالِ بقيه هم باشيم
چه خوبه وارد جایی ميشيم با انرژی سلام كنيم
چه خوبه احوالِ همديگه رو پرسيم
چه خوبه همكارمونو ميبينيم تعريف كنيم ازش اونم ذوق كنه
چه خوبه دوتا چای بريزيم بشينيم كنار عزيزمون گل بگيم گل بشنويم زندگی كنيم چند دقيقه
چه خوبه به كسایی كه دوسشون داريم بگيم كه چقدر دوسشون داريم و چقدر عزيزن واسمون
چه خوبه گل هديه بديم به همديگه
چه خوبه كتابای خوب بخونيم و به همديگه بگيم تا همه لذت ببرن از اين نعمت
چه خوبه هوايِ دل همديگه رو داشته باشيم
چه خوبه واسه همديگه دعا كنيم سلامتی بخوايم شادی بخوايم موفقيت بخوايم ولی نه فقط واسه خودمون واسه همه واسه دنيا
چه خوبه كه خوب باشيم....
Ask Sana Benzer [@TurkishMusicDl]
Koray Avci [@TurkishMusicDl]
"#پاییز"

همه جا رنگارنگ، زرد و قرمز،
همه جا ریزش الوان، برگهاست

چه غم انگیز صدایی دارد
وقت دل کندن رگ برگ درخت
از تنه خسته چناری تنها
همه الوان همه زیبا ولی
همگی پیر، از این دل کندن
تنه ی،   چوبیه ، این کهنه درخت
در کنارش خٍش خٍش
چه غم انگیز صدایی دارد !

روزگاری همگی سبز و جوان
در سراپرده تاجی سبز
گرد هم عاشق بهم

دیگر آن سبزی گذشت
وقت دل کندن شدست
باید از تن دست رست

دیگران ناظر بر آن
به چه زیبا صحنه ایست
سرخی افتادن و رفتن به کف

من نمیدانم در این پاییزها !

سرخی ظاهر ببینم یا
بشنوم آوایٍ دل سوز خًشه آن برگها

#ع_دباغ
رسالت من اين است كه متعهدانه زندگي كنم و در زندگي ديگران تاثير داشته باشم...!

📖 هفت عادت مردمان مؤثر
#استفان_کاوی
آه دوست من! من نیز سرانجام از این دنیا می روم؛ دنیایی که در آن یا باید دل شکسته بود یا سنگدل!

#فردریش_نیچه
📕 حکمت شادان
ويلی: تو اينجا چكار می كنی؟
چارلی: خوابم نمی بُرد. قلبم داشت آتیش می گرفت
ويلی: خب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی. بايد يه چيزایی راجع به فواید غذا و ويتامينا و اين حرفا ياد بگيری. چارلی: اون ويتامينا چه فايده ای دارن؟  ويلی: اونا استخوناتو می سازن.
چارلی: آره ...

امّا قلبِ آدم كه استخون نيست!!

📖 مرگ فروشنده
#آرتور_میلر
Vatanam [Nex1Music.IR]
Hojat Ashrafzadeh
دراین وادی زاده شدم
در این خاک راه رفتن آموختم
در این سرای زبان باز کردم
در این کوچه ها بازی کردم
در این کلاسها خواندن آموختم
آری
در اين زادگاه بزرگ شدم
آری ای وطن
کاش
همه زاده گانت
دل به مهربانی تو می بستند
تو را نه برای خود بلکه برای تو می خواستند
وفادار خاک و آبت بودند
نگهدار سبزی و سرخی ات بودند
حامی شادی و غرورت بودند

تو بی صدا و بی ادعا
ما پر ادعا و خود خواه

ای وطن
خسته کوچه راه های تاریخ
کاش
میتوانستم
آرامشی بر تن خسته ات
مرحمی بر دردهایت
و
امیدی
بر دل بی قرارت
باشم...

آنوقت
چه زیبا می سرودی
آواز همنوایی را
گلهای باغچه ات
سرخی را
بر لبان زاده گانت می نشاند
و این خاک
باز می کرد
دامن مهرش را
بر بچه های دیار
و هدیه می داد
شادی را
بر همه گان ...

#ع_دباغ
ﮐﺎﺵ روزگارﺭﺍ ﺧﯿﺎﻁﻫﺎ ﻣﯽﻧﻮﺷﺘﻨﺪ

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﺶ ﺭﺍ ”ﻣﺎﮐﺴﯽ” ﻣﯽﺩﻭﺧﺘﻨﺪ،

ﺩﻟﺘﻨﮕﯽﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ”ﺩﺭﺯ”ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ،

ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ”ﺧﻨﺪﻩ ﺩﻭﺯﯼ”ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ

ﺑﻐﺾﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ” ﺗﻮ”میگذاشتند
چه فکر میکنی که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگي
در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او  گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین واسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و افتاب در کبود دره های آب غرق شد
هوا بد است تو با کدام باد میروی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
تو از هزاره های دور آمدي
در این درازنای خون فشان به هر قدم نشانه نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند وپست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق که استوار
  ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن هنوز ان بلند دور
ان سپیده آن شکوفه زار انفجار نور کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمي هماره در هوای اوست
ببوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و
باز رو نهی بدان فراز 
چه فکر میکنی جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش

"امید هیچ معجزی ز مرده نیست"

زنده باش

#هوشنگ_ ابتهاج
خانه بوی نارنگی می دهد، نارنگی های نارسِ روزهای اول پاییز، نوستالوژی سالهای کودکی در من بیدار می شود.
هوا بوی پاییزهای کودکی ام را می دهد، پاییزهایی که هر روزش باران می آمد و زمین پر می شد از برگهای نارنجی و خرمالوهای نارس که زیر پا له می شدند؛ پاییزهایی که خبر از آلودگی هوا و سرب و دود نبود...

📕 انگار خودم نیستم
#یاسمن_خلیلی_فرد
دفتر نقاشی خدا همیشه زیباست
اما فصل پاییز را برای خودت

آرامتر ورق بزن

و تمامی رنگها را به خاطر بسپار

که عشق لابلای همین رنگهای زیباست
پاییز بهاریست که عاشق شده است🍂🍁
دختر آمد

و هیچ کس ندانست دختر
دختر غم خوار مادراست
اولين خمیدگی کمر پدر به چشم دخترش می ايد...
دختر چین و چروک های اطراف چشم مادر را از بر کرده
مادر امروز يک چين بر گوشه ی چشمان
معصومت اضافه شده است...
ترس از جدایی از پدر,دوری از مادر
وجود يک دختر را هزاران بار ميلرزاند...
دختر بودن کار دشواريست


همه ميدانستند که 
تحمل اين همه غصه برای تو
کمی بزرگ است...

دختر بودن کار سختیست.
Mage Paeiz Oomade ~ UpMusic
Garsha Rezaei ~ UpMusic
پاییز است و طولانی شبی
باران است و هوای دلتنگی

می نشینم پشت پنجره چوبی زندگی
سردی روزگار و شیشه ها ی بخار گرفته
دستمال را در دستانم گرم میکنم و
بر شیشه دل میکشم
چایی داغ هم نشینی را میریزم
صفحه قدیمی آهنگ عشق را کوک میکنم
به چشمک ستاره های امید خیره میشوم
فتیله چراغ هستی را آتیش میزنم
کتاب داستان را باز میکنم
از داستان محبت آغاز میکنم
شاید صدای دلم بر پشت پنجره به گوش آسمانها برسد

آری
شاید صدای آشنايي
نور امید ی
مرا بخواند
آنوقت لنگه های پنجره زندگی را باز میکنم
آري
در هوای  بارانی
شب های پاییزی
میتوان دوباره زنده شد
با نور امید
بوی محبت
صدای عشق....

#ع_دباغ
خود را کاملا به " او " بسپار.
درست مانند قایقی که بر روی رودخانه شناور است...
نباید پارو بزنی، فقط طناب را شل کن.
نباید شنا کنی،
فقط شناور باش.
آنگاه رودخانه خودش تو را به دریا خواهد برد.
دریا بسیار نزدیک است.
دریای او در جان ماست.
اما فقط برای کسانی که شناورند.
نه برای کسانی که شنا میکنند.
از غرق شدن نترس.
زیرا ترس تو را وادار به شنا میکند.
حقیقت آن است که، کسانی که خود را بدون واهمه در خدا غرق میکنند، برای همیشه نجات میابند.
مقصدی را هم برای خودت تعیین مکن.
زیرا کسی که هدف تعیین میکند، شروع میکند به شنا کردن.

همواره به یاد داشته باش، زمانی که قایق زندگی ات را به جریان اراده الهی بسپاری، به هر جا برسی مقصد همانجاست

#اشو
مرا دوباره به آن روز هایِ خوب ببر...

سپس رها كن و برگرد

من نمى آيم!

#نوستالژی
زیباترین رمان عاشقانه جهان ، جمیله ،
از چنگیز آیتماتوف