کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندان تان به یاد عشق،عدالت،صداقت و مهربانی می افتند، شما در نظرشان تداعی شوید.

اندرو متیوس
🌺 تعریف خوشحالی از نظر کارل گوستاو یونگ

☘️ کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمول خوشحالی فاصله دارد:

🌸 بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی‌ها. خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی است؛ اما هیچکدام از آنها نمی‌تواند مرا از پا بی‌اندازد. خوشحالی یعنی میل به زندگی علی‌رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی‌ها لبخند زدن، خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات، خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم، بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم، خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رود جاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آری بزرگ به زندگی

💐خوشحالی یعنی ادامه دادن!
نامه یک پدر به مدیر مدرسه پسرش در آستانه آغاز سال تحصیلی

«جناب آقای حسن محمدی

با سلام

از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برایتان بنویسم:

🔹از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچه‌ها بخواهید شیشه‌ها را تمیز کنند، خاک‌ نیمکت‌های کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درخت‌ها و گلدان‌های مدرسه را آب دهد و برگ‌های زردشان را بگیرد.

🔹کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان‌ خرد کند و آخرش هم به همراه بچه‌های دیگر جمع کنند و بشویند.

🔹ای کاش همین اول سال قلم‌مو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگ‌آمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خط‌هایی بیندازند. شاید نشانی از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، فوتبالیست‌ها و ترانه‌هایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی‌ باشد.

🔹بیشتر سرویس‌های بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچه‌ها سرویس‌های مدرسه را مثل سرویس خانه‌هایشان نگه دارند.

🔹از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامه‌های دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و تا قانع نشد دست نکشد. از مدرسه شما توقع دارم گفت‌وگو سکه رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفت‌وگوی همکلاسی‌ها از دوستانش راه حل‌های کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.

🔹لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوال‌های پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد. 

🔹بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانش‌آموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هر کس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتاب‌های درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.

🔹آقای محمدی عزیز، از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سوال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند. 

🔹در بوفه مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسوول بزرگسال بوفه شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکی‌ها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتون‌ها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتی‌ها بیندازد.

🔹هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خواب‌آلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت می‌کند بداند که خدا نزدیک‌ترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی می‌آورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچه‌های دیگر اجازه دهید نیایش‌هایی را که به زبان خودشان نوشته‌اند بخوانند. نیایش‌های ساده که خواسته‌های واقعی خودشا‌ن‌اند و با صداقت هستند.

🔹از معلم‌هایتان بخواهید قوانین کلاس‌ها را تنهایی وضع نکنند. از بچه‌ها کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچه‌ها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید بجای آنکه از ضعف و نمره کمِ همکلاسی‌هایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به جای احساس کمبود از نمره پایینِ خودش از کمک نکردن به دوستانش شرمنده باشد.

🔹از پسرم نخواهید در همه درس‌ها و مهارت‌ها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچه‌ها در خیلی کارها کم‌‌استعداد است. به او بگویید همه آدم‌ها برای همه کارها ساخته نشده‌اند، راه خودت را پیدا کن.

🔹مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است.

با آرزوی خوبی و زیبایی
علی‌‌اکبر زین‌‌العابدین
"شهریور ۹۸"
یک عشق خیلی کوچک بدک نیست
با یک زندگی خیلی کوچک
چیزی که مهم است
بر دیوارها انتظار کشیدن است
من برای همین زاده شدم
زاده شدم تا در خیابان های مردگان
گل سرخ بفروشم.

#چارلز_بوکوفسکی
Hamine Eshgh ~ UpMusic
Ragheb ~ UpMusic
Ragheb _ Hamine Eshgh (320).mp3

بمان
در کنج آرام دل

از رفتن ها نگو

از آمدن ها بگو

از آن ها که برایم می گذاری بگو
از گرمی دستانت
از رنگ احساست
از بوی نگاهت
از صدای شوقت
از یاد شیرین ت
از نفس آهنگ ت
از  ...

تو را در یک سطر چگونه میشود نوشت
تو که یک دنیایی
دنیای بی قراری ها


امروز با قلم حرفها داشتم
گفت برایت زیبا خواهم نوشت
میدانی چه نوشت

نوشت
زندگی را
دنیا را
به عشق ها میتوان زیبا کرد!

#ع_دباغ
🔸امروز ۲۷ شهریور، روز مهمی در تقویم رسمی ایرانی‌هاست؛ سالروز درگذشت *"سید محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار"* در سال ۶۷، که ۱۲ سال بعد، *"روز شعر و ادب فارسی"* نام گذاری شد.
🔷شهریار، شاعری جامع‌الاطراف است. شاعری که به فارسی و ترکی شعر سرود؛ هم به شعر کلاسیک اهمیت داده و هم به شعر نو. نوع فکر و اندیشه شهریار در اشعار کلاسیک، معطوف به نوع اندیشه در ادبیات کلاسیک فارسی است و وقتی به دوران معاصر می‌رسد، اندیشه‌اش را با این دوران سازگار می‌کند. او شاعر همه دوران‌هاست. به قالب‌های شعری شهریار که نگاه می‌کنیم، متوجه می شویم همه‌ آن ها از گذشته تا امروز، یک خط سیر دارند. شهریار، هیچ اتفاقی را از نظر دور نگه نمی‌دارد. برای مثال، شعر او خطاب به اینشتین، تمام نکات مؤثر در زندگی بشر را یک به یک برمی‌شمارد. او محصور شده در دوران خاصی نیست.
🔶رکن اصلی شعر شهریار، شعر فارسی بوده و اشعار ترکی‌اش اندک است، اما در عین حال هنرمندی و قوام خاصی دارد که با شعرهای فارسی او برابری می‌کند. همین منظومه «حیدربابا» که به ۸۰ زبان ترجمه شده، با خیلی از شعرهای فارسی شهریار برابری می‌کند.
🔷علت انتخاب سالروز درگذشت شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی اینست که جاری‌تر از زبان شهریار در دوره معاصر نداریم. می‌توانیم شهریار را نماینده همه شاعران ادبیات فارسی در دوران معاصر بدانیم.
زیباترین قسم سهراب سـپهری:

به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ها خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
زندگی ذره كاهیست،
كه كوهش كردیم،
زندگی نام نکویی ست،
كه خارش كردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجزدیدن یار
زندگی نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به كسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگی كرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاكوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ...
بر سر قبر کشیشی نوشته شده بود :
کودک که بودم ...
می خواستم دنیا را تغییر دهم
بزرگتر که شدم فهمیدم دنیا بزرگ است
من باید انگلستان را تغییر دهم

بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم
و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم
در سالخوردگی تصمیم گرفتم
خانواده ام را متحول کنم …

اینک که در آستانه ی مرگ هستم
میفهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم
شاید میتوانستم دنیا را هم تغییر دهم
ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.
به شاه خبر دادند که چه نشسته‌ای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را میدزدد.

شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد. پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را می‌دزدیدند، دل و جگرش را هم می‌خوردند.شاه خبردار شد و یکی از درباری‌ها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد.

این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمی‌داشت!!!
پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می‌میرد.»
جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساخته‌اند و همه اندام‌های گوسفند را می‌برند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش می‌ماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت:

اشتباه کردم!
یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود...
تو چه غذایی را بیش از همه
دوست داری، پدر بزرگ؟
همه‌‌‌ی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.

#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
چه لذتی دارد آغاز !
دمیدنِ سحر !
اولین چمن
وقتی که رنگ سبز
تقریباً از یاد رفته است.
وای، اولین صفحه ی کتاب دلخواه ات! غافل گیری !
آهسته بخوان
بخش ناخوانده اش
خیلی زود باریک خواهد شد !
و نخستین مشتِ آب
بر چهره ی رنگ پریده.
پیراهن پاکیزه ی خنک.
آغاز عشق.
نگاهِ اغواگر.
وای! آغازِ کار.
ریختن روغن در ماشین سرد
نخستین تکان دست
و نخستین غرش و جهش موتور!
و نخستین پُک سیگار
که ریه ها را پر می کند.
آه! یک فکر تازه!

#برتولت_برشت
زنهايى كه چشمى به راهشان نيست
زنهايى كه زيباييشان فقط در اندام نيست
زنهايى كه نه رقابت مي كنند
و نه حسادت، و آرام از كنارت ميگذرند
نه جلب توجه مي كنند و نه
توجهت را مي خواهند
زنهايى كه ساده مي پوشند،
ساده حرف مي زنند و ساده
مي بخشند ..
اينها زنهايى هستند كه
احساساتشان ريشه در آسمان دارد
كه عشق برايشان كافى نيست و
اگر روزى تو را به دنياى خود راه دهند،
خيالِ بازگشت به خودىِ خود از
حافظه ات پاک مي شود
اينها خدايانِ عشقهاى زمينى و
وارثان عشقهاى آسمانى اند…
لیست عادت های خوبی که اگر
به زندگی اضافه کنیم حالمون رو بهتر میکنه:

۱- هر هفته یک کتاب بخونیم
۲- هر روز نیم ساعت ورزش کنیم
۳- هر شب لیست کارهای فردامون رو بنویسیم
۴- هر شب چند دقیقه روزانه نویسی کنیم
۵- هر روز بیست دقیقه برای یاد گیری یک زبان غیر زبان اصلی مون زمان بذاریم
۶- هر روز ده دقیقه نیایش یا مدیتیشن کنیم
۷- هر روز غذای خونگی و سالم بخوریم
۸- هر روز صبح زودتر بیدار شیم
۹- هر روز حداقل به یک نفر کمک کنیم یا حالش رو خوبتر کنیم
۱۰- تیکه کلام های نامناسبمون رو از صحبت هامون حذف کنیم ...
شعری از زنده یاد مشفق کاشانی:

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﺩﻧﺠﯽﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ....
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ
ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮشر ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ
ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ آﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد

ﺯﻧﺪﮔﯽ
آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.………. زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ

ﻗﺼﻪ ی ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ ....
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ....
ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ....ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ
ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ....ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛

ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ...
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ... ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ
Darya Darya ~ Music-Fa.Com
Garsha Rezaei ~ Music-Fa.Com
گاهی فکر میکنم
تنها چیزی که از این زندگی برامون گذاشتن
یا دنبال نون دویدن و ماندن زیر مشکلاته
یا دنبال پول دویدن و ماندن زیر حرص ٍ ثروته
اون برای عده زیادی
این برای عده کمی
نه اونا
زندگی میکنن
نه اینا
نمی دونم شاید
تعریف زندگی غلط بود
دیگه
اثرى از لحظه های زندگی با شوق تماشای ستاره های آسمان و نشستن دور آتش گرم همدلی ، گفتن قصه های محبت و گرفتن دست همیاری و خنده های از ته دل نیست!!!
مثل اینکه قرار نیست
کمی هم دنبال
اندیشه ها
درستی ها
شرافت ها
نیکی ها
و یا
زندگی ها
برویم !

#ع_دباغ
به خدا که بسپاری، حل می‌شود.
خودم دیده‌ام؛
وقتی که از همه بریده بودم؛
بی هیچ چشم‌ داشتی
هوایم را داشت، در سکوت و آرامش،
کار خودش را می‌کرد و
نتیجه را نشانم می‌داد
که یعنی ببین ! تو تنها نیستی ...
خودم دیدم وقتی همه می‌گفتند
این آخر خط است،
با اشاره حالی‌ام می‌کرد که به
دلت بد راه نده !
تا من نخواهم هیچ‌ آخری،
آخر نیست و هیچ آغازی
بدون اذن من سر نمی‌گیرد !
خودم دیدم وقتی همه سعی
بر زمین زدنم داشتند،
دستان مرا محکم می‌گرفت و
مرا بالاتر می‌کشید
تا از گزندشان در امان باشم،
هرکجا آدم‌ها دوستم نداشتند،
او دوستم داشت و خلأ احساس
مرا یک‌تنه پر می‌کرد.
اوست از پدر پناه دهنده‌تر و از مادر،
مهربان‌تر...
اوست از هرکسی تواناتر.
من کارم را به خدا سپرده‌ام و
او هرگز بنده‌اش را ناامید نمی‌کند.

«أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ » ؟!
چرا.. کافی‌ست،
به خدا که خدا همه‌ جوره
برای بنده‌اش کافی‌ست...

"نرگس صرافیان طوفان"