کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
متن دکتر الهی قمشه ای زیباست

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...

پس امروزتان را با آنها عاشقانه زندگی کنید
خدایا ...
قسم به لحظه ای که،
دلم را می شکنند و جز تو
مرهمی نیست ...

قسم به لحظه ای که،
مرا می فروشند و جز تو
خریداری نیست ...

قسم به لحظه ای که،
تنهایم می گذارند و جز تو
همراهی نیست ...

قسم به لحظه ای که،
دوستم ندارند و
عاشقی جز تو نیست ...
طبیعت و دامنه کوه ها با مراتع سرسبز و پهناور
گوسفندانی رنگارنگ ، با سرود عشق به علف های سبز
بزهای سفید ، زنگوله های پر صدا
سگ های زیرک،  با چشمان تیز
تک درختانی منتظر به راه در دل دشت
گندمزار زرد ، سنبله های موج سوار
آري
زمانی اینها منظره ای زیبا و چشم نواز میساختند
که از دورها میشد به تماشا نشست
بدون
دیوار ها
آجر ها
بلوکها و سیمان ها
تورهای سیم
ساختمان های زمخت
آري میشد
از دیوارهای شهر دمی گریخت و
به طبیعت آرام گرفت
و تا چشم توان داشت به نظاره زیبایی ایستاد
ولی دوست من
اینک این ما هستیم با ساختن ها در طبیعت و مزرعه ها
ما نسلی هستیم ، فرهنگی ساختیم ، رسمی ساختیم، رقابتی ساختیم ...
در
ساختن دیوارها ، بلوکها، سیمانها، تورها، آجر ها ....
قرار است تفاوتی نباشد
بین شهر با  مرتع ، جنگل و مزرعه ها !!
قرار است از دیوارهای شهر به دیوارهای طبیعت پناه ببریم !!
ما نسلی شدیم در تمنای خودخواهی و سود ها
چه مفهومی دارد طبیعت برای همه گان !!
هر که غنی تر ، طبیعت داخل حصارش بیشتر !!
مثل آن قدیم ها نمیتوانم بنگرم به وسعت دشتهای پر علف ،
خوابیده گله بر تنش ،
خوش آهنگ بال ها بر دلش ،
دنبال وجب خاکی متعلق به خدا باید گشت
چه زیبا گفته او :
به کجا چنین شتابان !!

هر کسی زیر دلیلی
به یکی خوش به کبابی ..
آن یکی سود کلانی ..
دیگری شاه شهرتی ..
آخرش چیست ?
طبیعت رفته به تاراج !
سبزی رفته به دیوار !
گندمی زیر کانکسی !
چشم حسرت به طبیعت !

واقعا نمیدانم دوست
شاید شما بدانید
راهی که میرویم ما !
آيا
هر جا خاک پر باری ست ، آبي ست، قشنگی ست،
باید به حصار ها زد !

آيا میتوان روزی این آجرها ، سیمانها..را از خاک ها تمیز کرد، دوباره مزرعه ای ساخت ، مرتع سبزی پهن کرد ، جنگل پر درختی بپا کرد ،
این وظيفه سنگین را به دوش بچه هامان خواهیم گذاشت، ميراثى ماندگار !
بیا ای دوست
فرهنگی دگر ، رسمی دگر، راهی دگر ، چاره ای دگر ... بیندیشیم
برای ساختن خواسته هامان ، زیبایی ها ی طبیعی را نابود نکنیم .
وسعت چمنزارها را به دیوارها نشکنیم
برای سبزی خود ، منظر سبز همه گان را نبندیم
بدانیم ما موقتیم در این سیر طبیعت
نسل ها همچو تاریخ دراز
خواهند آمد و شوقی خواهند داشت
برای دیدن
مزرعه های پر حاصل
جنگلهای پر درخت
چمنزارهای پر علف !

بیا
این ما نباشیم
که شوقی را ببندیم ...

#ع_دباغ
Audio
اگه ديدی كسی
از تنهایيش لذت می‌بره،
بدون راز قشنگی تو دلش داره!

و اگه تونستی
حريم اين تنهايی رو بشكنی،
بدون تو از رازش قشنگ‌تری ...

#آل پاچينو
سنگ ها را نمی دانم
اما گنجشک ها مفت نیستند!
قلبشان می تپد.
نگویید سنگ مفت، گنجشک مفت ...!

بعضی آدمها ؛
ناخواسته ؛ همیشه متهم اند!
همیشه مقصرند…
بخاطر سکوتشان،
مهربانیشان
گذشتشان،
بی کینه بودنشان ...
کمک نخواستنشان،
بی آزار بودنشان!
گویی جان می دهند برای اتهام بستن.
و از همه بدتر اینکه ؛
خوبی هایشان زود فراموش می شود!
#امام علی(ع)

انسان باایمان شادى اش در چهره و اندوهش در درون قلب اوست، سینه اش از هرچیز، گشاده تر و هوسهاى نفسانى اش از هرچیز خوارتر  است، از برترى جویى بیزار و از ریاکارى متنفر است، اندوهش طولانى و همتش بلند، سکوتش بسیار و تمام وقتش مشغول است، شکرگزار و صبور، بسیار ژرف اندیش است و دست حاجت به سوى کسى دراز نمى کند، طبیعتش آسان  و برخوردش با دیگران توأم با نرمش است، دلش از سنگ خارا (در برابر حوادث سخت و دشمنان خطرناک) محکمتر و سختتر و (در پیشگاه خدا) از بَرده تسلیم تر است.

#نهج البلاغه
باید نرم باشی،
محکم و استوار ولی نرم.
این را بخاطر بسپار...

#ریچارد_باخ
📘 جاناتان مرغ دریای
#چارلی چاپلین

وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم.
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.» هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟» گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی.
`تقدیم به تمامی مادران
دنیا را جایی پرنعمت،
آرامش‌بخش و پر از دوستی ببین.
در این صورت دنیا نیز بیشتر خواستار موفقیت و وفور نعمت برای تو خواهد شد.
#وین دایر
معلمم در سيزده سالگى، سؤالى پرسيد و گفته انتظار ندارم بتواني به سؤال من پاسخ دهي. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتواني پاسخى براى آن بيابي، در اين صورت، حتم بدان که زندگي را ضايع کرده‌ای.

"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"

#پیتر دراکر
بریدا، از پائلو کویلیو
پادشاهي تصمیم گرفت پسرش را جای خود بر تخت بنشاند، اما بر اساس قوانین کشور پادشاه می بایست  متاهل باشد. پدر دستور داد یکصد دختر زیبا جمع کنند تا برای پسرش همسری انتخاب کند. آنگاه همه دخترها را در سالنی جمع کرد و به هر کدام از آنها بذر کوچکی داد و گفت: طی سه ماه آینده که بهار است، هر کس با این بذر زیباترین گل را پرورش دهد عروس من خواهد شد. دختران از روز بعد دست به کار شدند و در میان آنها دختر فقیری بود که در روستا زندگی می کرد. او با مشورت کشاورزان روستایش بذر را در گلدان کاشت، اما در پایان 90 روز هیچ گلی سبز نشد. خیلی ها گفتند که دیگر به جلسه نهایی نرو، اما او گفت: نمی خواهم که هم ناموفق محسوب شوم و هم ترسو! روز موعود پادشاه دید که 99 دختر هر کدام با گلهایی زیبا آمدند، سپس از دختر روستایی دلیل را پرسید و جواب را عیناً شنید. آنگاه رو به همه گفت عروس من این دختر روستایی است! قصد من این بود که صادق ترین دختر بيابم! تمام بذر گل هایی که به شما داده بودم عقیم و نابارور بود، اما همه شما نیرنگ زدید و گلهایی دیگر آوردید، جز این دختر که حقیقت را آورد.
زیباترین منش انسان راستگویی است
زن بودن ، مهارت می خواهد ...

باید بلد باشی پایِ اجاق گاز ،
حینِ سرخ کردنِ کتلت ، با خودت
فکر و خیال هایِ عاشقانه کنی و
شعرهایِ دلبرانه بگویی ، در حالی که
غذایت نه ذره ای بسوزد ، نه بی نمک باشد ...

باید بتوانی هنگامِ شستنِ ظرف ها ،
موسیقیِ دلخواهت را زمزمه کنی ،
چشمهایت را ببندی و با همان حالتِ ژولیده
و دستهایِ کف آلود ، تصور کنی رویِ
صحنه ای و هزاران نفر تو را تشویق می کنند ...

زن که باشی ، باید بتوانی در حالی که
لباس می شویی و جارو می کشی ،
به همه چیز فکر کنی ...
فکر کردنی که انتهایش بشود
تصمیم های مهم و سنجیده گرفت ...

زن هایِ خانه دار ، استعدادهایِ کشف
نشده ای هستند که به حرمتِ زن بودن ،
متواضعانه در مقامِ یک همسر و یک مادر ،
کنجِ خانه مانده اند و بی هیچ توقعی برایِ
دنیایمان زنانگی می کنند ...

زن بودن ، ساده نیست ...
پیچیده ترین فرمولِ آفرینش است ...

"نرگس‌صرافیان‌طوفان‌"
Audio
پدر
با پ اش
پناه من  در بی پناهی ها
پا به پای من در سخت راه ها
پشتوانه ام در شیب زندگی ها
با د اش
دوست دار من در واقعیت ها
دست گیر من در سخت روز ها
دادخواه من در بی عدالتی ها
دل دار من در غمگین روزها
دست مهربان من بر شانه ها
با ر اش
راهنمای من در گذر گاه ها
روشنی بخش من در تاریکی ها
رمان من در تمام زندگی ....
آری
تا پدر هست
رود نیرومند عشق جاریست
باید به رود زد
غرق عشقش شد
چون شاید روزی نباشد
ولی باز
آن عشق جاریست
زنده باشی پدر
یادت بخیر پدر

#ع_دباغ
آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد. آبراهام پس از سالها تلاش،به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:

آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.

چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.

آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود.یکی ازاقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود.

ودرپایان جمله معروف:

عیار واقعی ثروت مااین است که اگر پولمان راگم کنیم، چقدر می ارزیم !!
آخرین آرزوی سقراط

پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟

پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید
چطور ميشود به يك پروانه تبديل شد ؟

"بايد آنقدر آرزو و اشتياق پرواز داشته باشی كه ديگر دلت نخواهد كرم باقی بمانی."

📕 راز سایه
#دبی_فورد
هر شغلی که در آن انسان بتواند به کشورش خدمت کند قابل افتخار است.

#جورج_واشینگتون
📓 نامه به بندیکت آرنولد
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ،
از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟

#لئو_بوسکالیا