کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
"نفرین ها همانند مرغان،
به خانه شان باز میگردند"
اگر کسی
آرزوی بدبختی فردی را بکند،
مطمئنا بدبختی به سوی خودش جذب خواهد شد.
اگر کسی آرزوی موفقیت کسی را داشته باشد و به او کمک کند،
او آرزوی موفقیت برای خودش کرده است
و به خودش در راه موفقيت
کمک نموده است…

#اسکاول شین
مولوی با کبکبه و دبدبه، در حالی که مریدانش احاطه اش کرده بودند و آب وضویش را به تبرک بر می داشتند، با شمس برخورد و با تکبر در او نگریست.
شمس گفت : سؤالی دارم ‌.
مولوی گفت : بپرس. .
شمس گفت : بگو بدانم محمد(ص)، پیامبر ما برتر بود یا حلاج، شیخِ ما ؟
مولوی خشمگین شد و گفت : کفر می‌گوئی ؟ !
شمس گفت : پس چرا محمد پس از سال‌ها عبادتِ خدا، هنوز در دعاهایش
این‌گونه می‌خواست که :
"خدایا خودت را به من بشناسان !"
ولی حلاج آن‌قدر در خدا غرق شده‌بود که می‌گفت من خدا هستم و فریاد "انا الحق" می زد ؟
مولوی درماند.
شمس روی برتافت و رفت . مولوی به التماس به دنبالِ وی روان شد و تمنا کرد تا شمس پاسخش گوید .
شمس گفت : چون نمی‌دانی، چرا با این تکبر و تفرعن بر زمین خدا راه می روی ؟
پاسخ این است که محمد(ص) دریانوش بود و هرچه از معرفتِ خدا در جامِ وجودش ریختند، پر نمی شد؛ ولی جامِ حلاج ظرفیت نداشت؛ تا اندکی در آن ریختند، مست شد و به عربده کشی افتاد !

"آن که را اسرار حق آموختند
مُهرکردند و دهانش دوختند"

# پله پله تا ملاقات خدا
#عبدالحسین_زرین_کوب
👍1
دیگران را ببخشید…
بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛
شما انسانی رسیده باشید!
با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید،
و بدون اینکه از این حرف ها ناراحت شوید…
از کنار این ها رد شوید …
اگر هوای دلتان ابری شد و چشمهایتان باریدند،
بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند
برای آنها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است.
اینجاست که دل بخشنده شما چشمه جوشانی می شود.
که به منبع عظیم لطف خدا متصل شده است.
#دکتر_احمد_حلت
اما امروز
در محاصره پنجره های پاییز
می خواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم ،
چیزی بپوشم و تو را
ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفه های شب بو ،
صدا کنم ...

#نزار_قبانی
تو را نه عاشقانه،
نه عاقلانه،
و نه حتی عاجزانه،
که تو را عادلانه در آغوش می کشم!
عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟

#سیمین_بهبهانی
# صائب تبریزی



سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور

می شود سیراب خضر از آب حیوان غم مخور

بر سر انصاف خواهد آمد آن چشم سیاه

می شود آن غمزه کافر مسلمان غم مخور

حسن بی پروا به فکر عاشقان خواهد فتاد

می شود عالم ز عدل خط گلستان غم مخور

از نزول کاروان خط به منزلگاه حسن

دل برون می آید از چاه زنخدان غم مخور

خط مشکین می کند کوتاه دست زلف را

می رسد غمهای بی پایان به پایان غم مخور

آتش بی زینهار حسن در دوران خط

بر دل بیتاب خواهد شد گلستان غم مخور

خط حمایت می کند دل را ز دست انداز زلف

مصر اعظم می شود این ملک ویران غم مخور

صبح امیدی که پنهان است دردلهای شب

می شود طالع ازان چاک گریبان غم مخور

بوی پیراهن نخواهد ماند در زندان مصر

خواهد افتادن به فکر پیرکنعان غم مخور

دیده لب تشنه از رخسار شبنم خیز او

غوطه خواهد خورد در دریای احسان غم مخور

ازره گفتار، این موربه خاک افتاده را

می دهد مسندزدست خود سلیمان غم مخور

گرد خواری پیش خیز شهسوارعزت است

زینهار ای ماه مصر از چاه و زندان غم مخور

چون فتد دامان ساحل کشتی مارا به دست

خاک خواهد زد به چشم شور طوفان غم مخور

چون خط شبرنگ، صائب ازلب سیراب او

غوطه ها خواهی زدن درآب حیوان غم مخور
Menschen, mit denen man lachen, weinen und tanzen kann, sind die menschen, das die leben ausmachen
افرادی که با آنها میتوانید بخندید، گریه کنید و برقصید ، انسانهایی هستند که زندگی شما را می سازند .
آدم های این جهان قدر نمیدانند!
اخلاق و رفتار های خوب و پسندیده دیگر مورد استقبال نیست
آدم های پاک و صادق دیگر در این دنیا جایی ندارند
تو اگر کار خوبی انجام دهی کسی از تو تشکر نمی کند
نمیدانم کجای کار اشتباه است
نمیدانم چرا به اینجا رسیده ایم
ولی اخلاق و رفتار را فراموش کرده ایم
ولی من به خودم قول داده ام
که خوب رفتار کنم ، خوب تلاش کنم
و رفتار و اخلاقم با دیگران مهربان باشد
من کاری ندارم که طرف مقابلم چگونه است
من اعتقاد دارم باید خوب باشم
باید با مهربانی با دیگران برخورد کنم
شاید اگر هرکسی این اعتقاد را داشته باشد
زندگی و این جهان زیباتر می شود
اخلاق و رفتار خوب گاهی میتواند
از اتفاقات بد جلوگیری کند
کمی فکر کنیم ، کمی صبرمان را بیشتر کنیم
باور کنید دنیا جای قشنگ تری میشود

#پیمان_چینی_ساز
‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌
نصیحتِ مولانا به فرزندش بهاء الدین ولد:

اﮔﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﯾﻤﺎً ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺷﯽ. ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮ ﻭ ﮐﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺪﺍﺭ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺩﺍﯾﻤﺎً ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ، ﻭ ﺁﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻋﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺩﺍﯾﻢ ﺩﺭ ﻏﻢ ﺑﺎﺷﯽ، ﻭ ﺁﻥ ﻏﻢ ﻋﯿﻦ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﺳﺖ.

ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ، ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﮑﻔﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻞ ﻭ ﺭﯾﺤﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭ ﭼﻮﻥ ﺫﮐﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎﻍ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺯﺍﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﭘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯼ...»

📕از کتاب ﻣﻨﺎﻗﺐ ﺍﻟﻌﺎﺭﻓﯿﻦ
نوشتهٔ شمس‌الدین احمد افلاکی
#هفت_بهشت_زندگی

بهشت اول: آغوش مادریست که با تمام وجود، بغلت کرد و شیرت داد
👈بهشت دوم: دستان پدریست که برای راه رفتنت، با تو کودکی کرد
بهشت سوم: خواهر یا برادریست که برای ندیدن اشکهایت، تمام اسباب بازیهایش را به تو داد
👈بهشت چهارم: معلمی بود که برای دانستنت با تمام بزرگیش، هم سن تو شد تا یاد بگیری
بهشت پنجم: دوستی ست که روز ازدواجت، در آغوشت کشید و چنان در آغوشش فشرد که انگار آخرین روز زندگیش را تجربه میکند
👈بهشت ششم: همسرتوست که با تمام وجود در کنار تو معمار زندگی مشترک تان است، گویی دو شاخه از یک ریشه اید
بهشت هفتم : فرزند توست که خالق زیبایی های آینده است
آری شاید هر کدام از ما تمام هفت بهشت را نداشته باشیم اما، بهشت همین حوالیست
مادرت را بنگر
پدرت را ببین
خواهر یا برادرت را حس کن
به معلمت سر بزن
دوستت را به یاد بیاور
همسرت را در آغوش بگیر
فرزندت را ببوس
یک وقت دیر نشود برای بهشت رفتنت

‌‎
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می و انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

#وحشی _بافقی
پاییز است و طولانی شبی
باران است و هوای دلتنگی

می نشینم پشت پنجره چوبی زندگی
سردی روزگار و شیشه ها ی بخار گرفته
دستمال را در دستانم گرم میکنم و
بر شیشه دل میکشم
چایی داغ هم نشینی را میریزم
صفحه قدیمی آهنگ عشق را کوک میکنم
به چشمک ستاره های امید خیره میشوم
فتیله چراغ هستی را آتش میزنم
کتاب داستان را باز میکنم
از داستان محبت آغاز میکنم
شاید صدای دلم بر پشت پنجره به گوش آسمانها برسد

آری
شاید صدای آشنايي
نور امید ی
مرا بخواند
آنوقت لنگه ها را باز میکنم تا گرم شوم
آري
در هوای سرد شب پاییزی
میتوان گرم شد
با نور امید
بوی محبت
صدای عشق....

#ع_دباغ
تو یک انسانی...

زیبا باش!
لباس خوب بپوش!
ورزش کن!
مواظب هیکل و اندامت باش!
هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد!
همیشه بوی عطر بده!
مطالعه کن و آگاهی‌تو بالا ببر.
خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج ميهمان کن!
برای خودت گاهی هديه‌ای بخر!
وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنى؛

آنوقت ديگر از تنهایی به ديگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی.

يادت باشد:
«برای انسان عزت نفس غوغا ميکند.»

#وین_دایر
او قهرمان زندگی من است...
حتی اگر هیچ مدالی بر گردنش نباشد...
حتی اگر هیچکس از قهرمانی اش با خبر نشود...
قهرمانی که هیچوقت خسته نمی شود...
قهرمانی که می بازد تا من برنده شوم ...
او قهرمان زندگی من است...
قهرمانی که بودنش روز و ماه و سال نمی شناسد ...
قهرمانی که در سخت ترین روزهای زندگی کنارم می ماند و هرگز پشتم را خالی نمی کند... حتی اگر تمام دنیا رو به رویم باشند ایمان دارم که او کنارم می ماند....
او قهرمان زندگی من است...
قهرمانی که آرزوهایش شده آرزوهای من...
فکر و خیالش شده فکر و خیال من...
زندگی اش شده زندگی من...
قهرمانی که تمام اتفاق های خوب جهان را برای من می خواهد نه برای خودش...
او قهرمان زندگی من است...
قهرمانی که شکست هایم او را شکسته تر می کند و موفقیت هایم، خستگی زندگی را از تنش بیرون می آورد...
پدرم قهرمان زندگی من است... حتی اگر بهشت زیر پایش نباشد.

#حسین_حائریان
عطیه برتر ، از پائولو کویلیو
خوشبختى سراغ کسانى میرود که بلدند بخندند.
این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید. اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.


📕 کمی قبل از خوشبختی
#انیس_لودیگ
شعر يک کودک سياه پوست:

When I born, I black When I grow up, I black When I born, I black When I grow up, I black When I go in Sun, I black When I scared, I black When I sick, I black And when I die, I still black And you white fellow When you born, you pink When you grow up, you white When you go in sun, you red When you cold, you blue When you scared, you yellow When you sick, you green And when you die, you grey And you calling me colored

وقتی به دنيا ميام، سياهم
وقتی بزرگ ميشم، سياهم
وقتی ميرم زير آفتاب، سياهم
وقتی می ترسم، سياهم
وقتی مريض ميشم، سياهم
وقتی می ميرم، هنوزم سياهم
و تو، آدم سفيد:
وقتی به دنيا ميای، صورتی ای
وقتی بزرگ می شی، سفيدی
وقتی میری زير آفتاب، قرمزی
وقتی سردت می شه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی
وقتی مريض می شی، سبزی
و وقتی می ميری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگين پوست...

برای این شعر در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.
- تنها زندگى مى كنى؟

-نه، يادِ كسى با من است.
چه كسى مى تواند تنها زندگى كند؟

#منيره_روانى_پور
📓 کولی کنار آتش
وقتی یکی از دانشجویان از "مارگارت مید" پرسید نخستین نشانه‌ی تمدن در یک فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا "مید" درباره‌ی سفال یا سنگ آسیاب حرف بزند، ولی "مید" گفت نخستین نشانه‌ی تمدن در یک فرهنگِ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و دوباره جوش خورده. "مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمروی حیوانی بشکند، شما می‌میرید. نمی‌توانید از خطر فرار کنید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسه‌زن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمی‌آورد تا استخوانش جوش بخورد. استخوان شکسته‌ی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند. محل جراحت را بسته، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. "مید" گفت: کمک به دیگری در عین دشواری، همان‌جایی‌ست که تمدن آغاز می‌شود. ما وقتی در اوج شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری می‌رسانیم.
مارگارت مید استاد برجسته‌ی انسان‌شناس آمریکایی‌ست که در حوزه‌ی تخصصش کتاب‌های مطرح و ماندگاری دارد.