کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
در مدتی که در این دنیا هستید، به معنای واقعی کلمه زندگی کنید.
هر چیزی را تجربه کنید، مراقب خودتان و دوستانتان باشید.
خوش بگذرانید، دیوانگی کنید، عجیب باشید، بیرون از خانه بروید، تلاش کنید و شکست بخورید.
چون به هر حال این اتفاق می‌افتد پس بهتر است حتی از شکست هم لذت ببرید.
سعی نکنید کامل باشید!
اصلا، اصلا..!
فقط سعی کنید یک نمونه عالی باشید از انسانیت...یک انسان خوب...

#آنتونی_رابینز
خانه بوی نارنگی می دهد، نارنگی های نارسِ روزهای اول پاییز، نوستالوژی سالهای کودکی در من بیدار می شود.
هوا بوی پاییزهای کودکی ام را می دهد، پاییزهایی که هر روزش باران می آمد و زمین پر می شد از برگهای نارنجی و خرمالوهای نارس که زیر پا له می شدند؛ پاییزهایی که خبر از آلودگی هوا و سرب و دود نبود...

📕 انگار خودم نیستم
#یاسمن_خلیلی_فرد
وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
نغمهٔ من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می‌ریخت بر دل‌های خسته
پیش رویم :
چهرهٔ تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه‌ام :
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم.

#فروغ_فرخزاد
#بی صدا

پای در راه آمدن
ولی بی صدا

بر بالین مهرت
در خواب نازت
بی صدا سلام ت کردم
بی صدا نشستم
یاد خاطره ها کردم
به
خیس باران ها
موج ساحل ها
گرمی سلام ها
صدای خنده ها
خمار نگاه ها
شوق قلب ها

گویی خوابی بود
آن یاد ها !

وقت رفتن
بی صدا !

بی صدا گفتم ت
بارانی ست کوچه ها !
چتر در دستان م
گٍل بر کفشان م

زیر باران
بی صدا بود
حتی
صدایٍ
دوستت دارم !

#ع_دباغ
هیچ کس به ما نگفت
به کارِ هم ، کار نداشته باشیم ،
که با کوچک کردنِ آدم ها ، احساسِ بزرگی نکنیم ،
که با قضاوت کردن و وصله چسباندن به دیگران ، نُقلِ هیچ مجلسی نباشیم !
کسی نگفت حقِ دخالت در افکار و باورهایِ هم را نداریم ،
که با خط زدنِ آرزویِ دیگران ، به آرزویمان نخواهیم رسید ،
که با زمین خوردنِ هیچ کس ،
سربلند یا خوشبخت نخواهیم شد !

تا به اینجا رسیدیم ؛
جایی که سرهایمان همه جا هست ،
جز در کار و زندگیِ خودمان !

#نرگس صرافیان طوفان
هیچ خصلتی بزرگتر از درستکاری نیست
هیچ زیبایی بهتر از مهربانی نیست
هیچ قدرتی بزرگتر از بدست اوردن قلب های بیشتر نیست
هیچ سرمایه ای بزرگتر از امیدواری نیست
هیچ ارزشی بزرگتر از انسانیت نیست
هیچ درآمدی بزرگتر از شادی نیست

#ع_دباغ
آدم سالم کیست؟

روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!

بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
مرد کیه؟

اگر دست کسی رو
گرفتی و پس نزدی مردی
اگر درد داشتی و دم نزدی مردی
اگر غم داشتی و غم ندادی مردی
اگر نداشتی و بخشیدی مردی
اگر کم آوردی ولی کم نذاشتی مردی
اگر دلت گرفت ولی دلگیر نکردی مردی
اگر از خودت گذشتی مردی
اگر گردنت رو به زمین خم بود مردی
اگر جلوی نامرد قد علم کردی مردی
آیا سعی کرده ای
آن اندازه که
در توان توست
انسان باشی؟

#میچ_آلبوم
📙 سه شنبه ها با موری
ويلی: تو اينجا چیكار می‌كنی؟ چارلی: خوابم نمی‌برد. قلبم داشت آتش می‌گرفت. ويلی: خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی! بايد يه چيزی راجع به ويتامين و اين حرف‌ها ياد بگيری. چارلی: اون ويتامين‌ها چه فايده‌ای داره؟ ويلی: اونا استخوناتو درست می‌كنن.
چارلی: آره، اما قلب آدم كه استخون نيست!

📕 مرگ_فروشنده
#آرتور_ميلر
وجود بیکرانه‌ی خدا تنها در زمزمه‌های کودکان متجلی می‌شود؛
خدا آن چیزی است که کودکان می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌،
نه بزرگسالان ...

📕 رفیق اعلى
#كريستين_بوبن
نه کسی منتظر است،
نه کسی چشم به راه،
نه خیال گذر از کوچه‌ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ مگر
فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...!


# فریدون مشیری
خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
ما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم

چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم
در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم

چون سایهٔ مرغان هوا در سفر خاک
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم

گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم

کردیم عنانداری دل تا دم آخر
گلگون هوس را ندواندیم و گذشتیم

هر چند که در دیدهٔ ما خار شکستند
خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم

فریاد که از کوتهی بازوی اقبال
دستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیم

صد تلخ چشیدیم زهر بی مزه صائب
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم

#صائب تبریزی
#گیر

#زندگی چه گیرهایی داشت !

گیر می کنی

گاه به پیچش زلفی
گاه به نگاه خماری
گاه به لبخند شیرینی
گاه به صدای دلنشینی
گاه به تپش امیدی
گاه به ناز مهربانی
گاه به شاد ٍ زیبایی
گاهی بین ماندن و رفتن

گیر میکنی و اسمش میشود
گاه محبت
گاه دوستی
گاه بی وفایی
گاه
عاشقی !!

#ع_دباغ
وقتی میخوانم ،
خش خش صفحات با ورق زدنها،
چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد،
هر جمله شادی ، شادم
و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.

وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفرينند
که آواز خواندنش مست ام میکند.

#ع_دباغ
اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی
یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد، یا کاری کن که قابل نوشتن باشد.
جاده‌ای که انسان
برای خروج از غم و اندوه
در آن سفر می‌کند
هرگز مستقیم نیست...
روزهای خوب و روزهای بد وجود دارند
اگر امروز یک روز بد است،
مثل پیچ جاده، باید از آن عبور کرد
و به سلامت به مقصد رسید...

#جوجو_مویز
داستان کوتاه

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ میکرد. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ شد ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...
ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ،ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ.
پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد ...
ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:
ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ورود با من ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ من خداحافظی ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ؛ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ من ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴتم.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ روزهای ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ سری ﺑﺰﻧﻢ.
ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮسی ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ چون ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ...

ﻣﺘﻮﺍضعانه تر و دوستانه تر وجود هم را لمس کنیم
بی تفاوت بودن خصلت زیبایی نیست...