انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور
نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته
است.
صداقت یعنی
دو جور زندگی نداشتن .
یعنی همان جوری زندگی کنیم که می گوییم .
کودک نوین
#اشو
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور
نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته
است.
صداقت یعنی
دو جور زندگی نداشتن .
یعنی همان جوری زندگی کنیم که می گوییم .
کودک نوین
#اشو
گفتم: «میترسم موهای سیاهم مثل موهای شما سفید شود.» لبخند تلخی زد و گفت: «دختر جان موی سفید که ترس ندارد، از آرزویی بترس که مو سفید می کند.»
روزی که
مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم،
من روی سیّارهی مسکونی جدید،
عطرفروشی میزنم
و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم!
عطر خاک بارونخورده میفروشم
عطر چمن کوتاهشده
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه
بوی اقاقیا توی کوچهها، تو فصل بهار!
و من فكر كردم كه
حالا كه اين عطرها
به دفعات به طور رايگان
در دسترسم هستند،
زندگى رو آسون تر بگيرم
و ازشون استفاده كنم!
مخصوصأ عطر آدمهايى كه
نمىدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون رو داريم!...
امروز را زندگی کن
مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم،
من روی سیّارهی مسکونی جدید،
عطرفروشی میزنم
و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم!
عطر خاک بارونخورده میفروشم
عطر چمن کوتاهشده
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه
بوی اقاقیا توی کوچهها، تو فصل بهار!
و من فكر كردم كه
حالا كه اين عطرها
به دفعات به طور رايگان
در دسترسم هستند،
زندگى رو آسون تر بگيرم
و ازشون استفاده كنم!
مخصوصأ عطر آدمهايى كه
نمىدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون رو داريم!...
امروز را زندگی کن
از رها کردن نترس...
باور کن هيچ کس نمی تواند...،
چيزي که مال توست را از تو بگيرد
و تمام دنیا...،
نمي توانند چيزي که مال تو نيست را،
برايت حفظ کنند…!
باور کن هيچ کس نمی تواند...،
چيزي که مال توست را از تو بگيرد
و تمام دنیا...،
نمي توانند چيزي که مال تو نيست را،
برايت حفظ کنند…!
مادر گفت: سال و ماه به هم ریخته، علتش این است که آدم ها به حق خودشان قانع نیستند.
جاوید گفت: این ها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را می کشد.
کتاب: سال_بلوا
#عباس_معروفی
جاوید گفت: این ها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را می کشد.
کتاب: سال_بلوا
#عباس_معروفی
«زندگی برای من قشنگه. خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم. میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره. میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوهی ستم کشیدن داره...»
#خیمه_شب_بازی
#صادق_چوبک
#خیمه_شب_بازی
#صادق_چوبک
مال حرام، ماندنی نیست
مردی در بصره، سالها در بستر بیماری بود؛ به طوری که زخم بستر گرفته و اموال زیادی را فروخته بود تا هزینه درمان خود کند و همیشه دست به دعا داشت. روزی عالمی نزد او آمد و گفت: میدانی که شفا نخواهی یافت! آیا برای مرگ حاضری؟ گفت: بهخدا قسم حاضرم. داستان مرد بیمار به این طریق بود که در بصره بیماری وبا آمد و طبیبان گفتند: دوای این بیماری آبلیموست.
این مرد، تنها آبلیموفروش شهر بود که آبلیمو را نصفه با آب قاطی میکرد و میفروخت. چون مشتری زیاد شد، کل بطری را آب ریخته و چند قطرهای آبلیمو میریخت تا بوی لیمو دهد.مردی چنین دید و گفت: من مجبور بودم بخرم تا نمیرم، ولی دعا میکنم زندگی تو بر باد برود، چنانچه زندگی مردم را بر باد میدهی و خونشان را در شیشه میکنی. عالم گفت: از پول حرام مردم، نصف بصره را خریدی! و حالا ۱۰ سال است برای درمان و علاج خود آنها را میفروشی.
میدانی از آن همه مال حرام چه مانده است؟ دو کاسه! آن دو را هم تا نفروشی و از دست ندهی، نخواهی مرد و زجرکش خواهی شد. پس مالت را بده که بفروشند تا مرگت فرا رسد. پیرمرد به پسرش گفت: ببر بفروش، چون مال حرام ماندنی نیست. چون پسر کاسهها را فروخت، پدر جان داد.
مردی در بصره، سالها در بستر بیماری بود؛ به طوری که زخم بستر گرفته و اموال زیادی را فروخته بود تا هزینه درمان خود کند و همیشه دست به دعا داشت. روزی عالمی نزد او آمد و گفت: میدانی که شفا نخواهی یافت! آیا برای مرگ حاضری؟ گفت: بهخدا قسم حاضرم. داستان مرد بیمار به این طریق بود که در بصره بیماری وبا آمد و طبیبان گفتند: دوای این بیماری آبلیموست.
این مرد، تنها آبلیموفروش شهر بود که آبلیمو را نصفه با آب قاطی میکرد و میفروخت. چون مشتری زیاد شد، کل بطری را آب ریخته و چند قطرهای آبلیمو میریخت تا بوی لیمو دهد.مردی چنین دید و گفت: من مجبور بودم بخرم تا نمیرم، ولی دعا میکنم زندگی تو بر باد برود، چنانچه زندگی مردم را بر باد میدهی و خونشان را در شیشه میکنی. عالم گفت: از پول حرام مردم، نصف بصره را خریدی! و حالا ۱۰ سال است برای درمان و علاج خود آنها را میفروشی.
میدانی از آن همه مال حرام چه مانده است؟ دو کاسه! آن دو را هم تا نفروشی و از دست ندهی، نخواهی مرد و زجرکش خواهی شد. پس مالت را بده که بفروشند تا مرگت فرا رسد. پیرمرد به پسرش گفت: ببر بفروش، چون مال حرام ماندنی نیست. چون پسر کاسهها را فروخت، پدر جان داد.
#دکتر_هلاکویی
بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن
انگیزه های پنهان متهم میکنند
ولی مهربان باش،
اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند،
ولی شریف و درستکار باش،
نیکیهای امروزت را فراموش میکنند
ولی نیکوکار باش،
بهترین های خودت را به دیگران ببخش،
حتی اگر اندک باشد
در انتها خواهی دید آنچه میماند
میان تو و خدای توست،
بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن
انگیزه های پنهان متهم میکنند
ولی مهربان باش،
اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند،
ولی شریف و درستکار باش،
نیکیهای امروزت را فراموش میکنند
ولی نیکوکار باش،
بهترین های خودت را به دیگران ببخش،
حتی اگر اندک باشد
در انتها خواهی دید آنچه میماند
میان تو و خدای توست،
وقتی طوفان تمام می شود، یادت نمی آید چطور از دل آن گذشتی، چطور از آن جان به در بردی
حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه
اما در این میان یک چیز قطعی است، وقتی طوفان را پشت سر می گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی
همه قصه طوفان همین است ّ
#محمود_دولت ابادی
وقتی طوفان تمام می شود، یادت نمی آید چطور از دل آن گذشتی، چطور از آن جان به در بردی
حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه
اما در این میان یک چیز قطعی است، وقتی طوفان را پشت سر می گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی
همه قصه طوفان همین است ّ
#محمود_دولت ابادی
Forwarded from اسدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ١١ دی ۱۲۸۵ - درگذشته ٢٧ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت تبریزی) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سرودهاست.وی در تبریز در خانواده ای بستان آبادی (روستای خشکناب بستان آباد) بهدنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را به واسطه روز درگذشت او «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کردهاند. مهمترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام؛ (سلام به حیدربابا)، است که از معروفترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمار میرود و شاعر در آن از اصالت و زیباییهای روستا یاد کردهاست. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شدهاست.
27 شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار ادیب بزرگ دنیای هنر و ادبیات است که به پاس داشت زحمات او در زبان فارسی، به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.
27 شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار ادیب بزرگ دنیای هنر و ادبیات است که به پاس داشت زحمات او در زبان فارسی، به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.
اگر توانم باشد که یک دل را از شکستن باز دارم
به بیهودگی زندگی نخواهم کرد
اگر یارای آن داشته باشم که یک تن را از رنج برهانم
یا دردی را تسکین بخشم
یا انسانی تنها را یاری کنم
که دیگر بار بسوی شادی باز گردد
به عبث زندگی نخواهم کرد
#امیلی الیزابت دیکنسون
به بیهودگی زندگی نخواهم کرد
اگر یارای آن داشته باشم که یک تن را از رنج برهانم
یا دردی را تسکین بخشم
یا انسانی تنها را یاری کنم
که دیگر بار بسوی شادی باز گردد
به عبث زندگی نخواهم کرد
#امیلی الیزابت دیکنسون
تواناترین مترجم کسی است که
سکوت دیگران را ترجمه کند.
شاید سکوتی تلخ، گویای دوست
داشتنی شیرین باشد ...
#دکتر_علی_شریعتی
سکوت دیگران را ترجمه کند.
شاید سکوتی تلخ، گویای دوست
داشتنی شیرین باشد ...
#دکتر_علی_شریعتی
مارتین لوتر کینگ، مبارز بزرگ آمریکایی در کتاب خاطراتش ﻣﻰنویسد:
روزی در بدترين حالت روحی بودم، فشارها و سختىﻫﺎ جانم را به تنگ آورده بود. سر در گم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، با حالتی غريب و روحى ﺑﻰجان و ﺑﻰتوان به زندگی خود ادامه ﻣﻰدادم.
همسرم مرا ديد به من نگاه کرد و از من دور شد، چند دقيقه بعد با لباس سر تا پا سياه روی سکوى خانه نشست. دعا خواند و سوگوارى کرد!
با تعجب پرسيدم: چرا سياه پوشيدهﺍی؟ چرا سوگواری ﻣﻰکنی؟
همسرم گفت: مگر ﻧﻤﻰدانی او مُرده است؟
پرسيدم: چه کسی؟
همسرم گفت: خدا... خدا مُرده است!
با تعجب پرسيدم: مگر خدا هم ﻣﻰمیرد؟ اين چه حرفی است که ﻣﻰزنی؟
همسرم گفت: رفتار امروزت به من گفت که خدا مُرده و من چقدر غصه دارم، حيف از آرزوهايم...
اگر خدا نمُرده پس تو چرا اينقدر غمگين و ناراحتی؟
او در ادامه ﻣﻰنويسد: در آن لحظه بود که به زانو در آمدم گريستم.
راست ﻣﻰگفت، گويا خدای درون دلم مُرده بود...
بلند شدم و براى ناامیدیﺍم از خدا طلب بخشش کردم.
روزی در بدترين حالت روحی بودم، فشارها و سختىﻫﺎ جانم را به تنگ آورده بود. سر در گم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، با حالتی غريب و روحى ﺑﻰجان و ﺑﻰتوان به زندگی خود ادامه ﻣﻰدادم.
همسرم مرا ديد به من نگاه کرد و از من دور شد، چند دقيقه بعد با لباس سر تا پا سياه روی سکوى خانه نشست. دعا خواند و سوگوارى کرد!
با تعجب پرسيدم: چرا سياه پوشيدهﺍی؟ چرا سوگواری ﻣﻰکنی؟
همسرم گفت: مگر ﻧﻤﻰدانی او مُرده است؟
پرسيدم: چه کسی؟
همسرم گفت: خدا... خدا مُرده است!
با تعجب پرسيدم: مگر خدا هم ﻣﻰمیرد؟ اين چه حرفی است که ﻣﻰزنی؟
همسرم گفت: رفتار امروزت به من گفت که خدا مُرده و من چقدر غصه دارم، حيف از آرزوهايم...
اگر خدا نمُرده پس تو چرا اينقدر غمگين و ناراحتی؟
او در ادامه ﻣﻰنويسد: در آن لحظه بود که به زانو در آمدم گريستم.
راست ﻣﻰگفت، گويا خدای درون دلم مُرده بود...
بلند شدم و براى ناامیدیﺍم از خدا طلب بخشش کردم.
و آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت، برای ما از فرزندان سخن بگوی.
پیامبر گفت:
فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند.
آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش.
این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر بر می کند.
آنها از کوچه ی وجود شما می گذرند ، اما از شما نیستند،
و اگر چه با شمایند ، به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار کنید ،
اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید.
زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است.
جسم آنها را در خانۀ خود مسکن دهید،اما روح آنان را آزاد گذارید.
زیرا روح آنان در خانه ی« فردا » زیست خواهد کرد
که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید.
ممکن است تلاش کنید که شبیه آن ها باشید ، اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید
زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.
شما کمانی هستید که از چله آن فرزندانتان همچون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند.
کماندار نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت شما را خم می کند
تا تیرهایش با شتاب به دوردست پرواز کنند.
بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد ،
زیرا کماندار چنانکه تیرهای پرشتاب را دوست دارد،
ثبات و استحکام کمان نیز برای او عزیز است.
برگرفته از کتاب «پیامبر» اثر جبران خلیل جبران
ترجمۀ حسین الهی قمشه ای
پیامبر گفت:
فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند.
آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش.
این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر بر می کند.
آنها از کوچه ی وجود شما می گذرند ، اما از شما نیستند،
و اگر چه با شمایند ، به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار کنید ،
اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید.
زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است.
جسم آنها را در خانۀ خود مسکن دهید،اما روح آنان را آزاد گذارید.
زیرا روح آنان در خانه ی« فردا » زیست خواهد کرد
که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید.
ممکن است تلاش کنید که شبیه آن ها باشید ، اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید
زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.
شما کمانی هستید که از چله آن فرزندانتان همچون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند.
کماندار نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت شما را خم می کند
تا تیرهایش با شتاب به دوردست پرواز کنند.
بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد ،
زیرا کماندار چنانکه تیرهای پرشتاب را دوست دارد،
ثبات و استحکام کمان نیز برای او عزیز است.
برگرفته از کتاب «پیامبر» اثر جبران خلیل جبران
ترجمۀ حسین الهی قمشه ای
دختر: مادر، آزادی چیست؟
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد...
#مرام_المصری
📕 آزادی عریان می آید
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد...
#مرام_المصری
📕 آزادی عریان می آید
در سال ۱۹۲۲، آلبرت آنشتاین به ژاپن سفر کرده بود.
در هتل محل سکونتش، یک پسربچه که پیش خدمت هتل بود نامه ای را به دستش رساند.
آنشتاین پول خورد نداشت که به پسرک انعام بدهد. به جای آن یک نسخه از "تئوری خوشبختی" را روی یک کاغذ نوشت و به پسرک داد.
{این کاغذ اخیرا به قیمت یک و نیم میلیون دلار به فروش رسید}
این چیزی ست که آلبرت آنشتاین روی آن کاغذ نوشته بود👇
« یک زندگی آرام و ساده،
شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت،
به ارمغان می آورد!»
لطفا" به این موضوع فکر کنید:
یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که
ذهن آرام و زندگی آرام #کلید شادی و خوشبختی ست!
اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!
مدام به ما گفته می شود:
"فلان چیز را بدست بیاور!
فلان کار را انجام بده!
به خودت بیشتر فشار بیاور!
به سختی کار کن...!
چون
پس از انجام این کارها ، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"
ما اغلب فکر می کنیم که
خانه های بزرگ، ماشین های آنچنانی، جوایز و عناوین مختلف می توانند ما را خوشحال کنند.
اما هنرپیشه معروف ، جیم کری ، می گوید:
"امیدوارم همه آدم ها ثروتمند و مشهور شوند تا به چشم خودشان ببینند که ثروت و شهرت چاره کار نیست!"
پس بیائید در این روز جهانی خوشبختی آنچه را که آنشتاین گفت به یاد داشته باشیم.
بیایید #زندگی_شتابزده را
به امید اینکه روزی در آینده خوشحال خواهیم شد،
متوقف کنیم!
به جای آن از یک زندگی ساده و آرام لذت ببریم،
و خوشحالی و شادی را در همین لحظه تجربه کنیم!
آرامش را بیابید، خوشبختی تان را بسازید...
زندگی درلحظه های زمان حال جریان دارد..لحظه هاراازدست ندهید.....
در هتل محل سکونتش، یک پسربچه که پیش خدمت هتل بود نامه ای را به دستش رساند.
آنشتاین پول خورد نداشت که به پسرک انعام بدهد. به جای آن یک نسخه از "تئوری خوشبختی" را روی یک کاغذ نوشت و به پسرک داد.
{این کاغذ اخیرا به قیمت یک و نیم میلیون دلار به فروش رسید}
این چیزی ست که آلبرت آنشتاین روی آن کاغذ نوشته بود👇
« یک زندگی آرام و ساده،
شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت،
به ارمغان می آورد!»
لطفا" به این موضوع فکر کنید:
یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که
ذهن آرام و زندگی آرام #کلید شادی و خوشبختی ست!
اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!
مدام به ما گفته می شود:
"فلان چیز را بدست بیاور!
فلان کار را انجام بده!
به خودت بیشتر فشار بیاور!
به سختی کار کن...!
چون
پس از انجام این کارها ، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"
ما اغلب فکر می کنیم که
خانه های بزرگ، ماشین های آنچنانی، جوایز و عناوین مختلف می توانند ما را خوشحال کنند.
اما هنرپیشه معروف ، جیم کری ، می گوید:
"امیدوارم همه آدم ها ثروتمند و مشهور شوند تا به چشم خودشان ببینند که ثروت و شهرت چاره کار نیست!"
پس بیائید در این روز جهانی خوشبختی آنچه را که آنشتاین گفت به یاد داشته باشیم.
بیایید #زندگی_شتابزده را
به امید اینکه روزی در آینده خوشحال خواهیم شد،
متوقف کنیم!
به جای آن از یک زندگی ساده و آرام لذت ببریم،
و خوشحالی و شادی را در همین لحظه تجربه کنیم!
آرامش را بیابید، خوشبختی تان را بسازید...
زندگی درلحظه های زمان حال جریان دارد..لحظه هاراازدست ندهید.....
ﮔﻔﺖ: ﺑﻴﺎ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﻢ؛
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﺩلیلی ﺩﺍﺭﺩ و ﻧﻪ ﺿﺮﻭﺭتی،
ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﻛﺎﺭی ﺑﻪ کار هم نداشته ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ...!
#آلبر_کامو
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﺩلیلی ﺩﺍﺭﺩ و ﻧﻪ ﺿﺮﻭﺭتی،
ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﻛﺎﺭی ﺑﻪ کار هم نداشته ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ...!
#آلبر_کامو
هیچ بحران انرژی، بحران غذا یا بحران محیط زیستی در کار نیست! بحران، "بحران نادانی" است!
# ریچارد فولر
# ریچارد فولر
باید همه باهم متحد بشوند
تا دنیا را عوض کنند
ولی آخر اگر همه می توانستند
باهم متحد بشوند دیگر لازم نبود
دنیا را عوض کرد.
دنیا دیگر اینطور نبود.
اقلا اگر تنها باشی
می توانی کاری بکنی. می توانی
دنیای خودت را عوض بکنی.
اما دنیای آنهای دیگر،
آن که دیگر دستِ تو نیست.
#رومن_گاری
📗 خداحافظی گاری کوپر
تا دنیا را عوض کنند
ولی آخر اگر همه می توانستند
باهم متحد بشوند دیگر لازم نبود
دنیا را عوض کرد.
دنیا دیگر اینطور نبود.
اقلا اگر تنها باشی
می توانی کاری بکنی. می توانی
دنیای خودت را عوض بکنی.
اما دنیای آنهای دیگر،
آن که دیگر دستِ تو نیست.
#رومن_گاری
📗 خداحافظی گاری کوپر
به شهامتِ زیادی نیاز است
تا آدمی جهان را
در شکوهمندیِ آلودهاش ببیند
و همچنان آن را دوست داشته باشد.
#اسکار_وایلد
تا آدمی جهان را
در شکوهمندیِ آلودهاش ببیند
و همچنان آن را دوست داشته باشد.
#اسکار_وایلد