خودت را تمام نکن ؛
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، رقیب !
کسانی که هیچ اعتباری به حرف هایشان نیست .
تمامت را برایِ خودت نگه دار .
من آدم هایِ این حوالی را خوب می شناسم ،
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند ...
آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند ...
عمیق باش ،
عجیب باش ،
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته ؛
که در گردابِ ابهام ، غرقت می کند !
حواست باشد ؛
آدم هایِ اینجا ، بدجور تنوع طلب و کنجکاوند ،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه می گردند !
نرگس_صرافیان_طوفان
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، رقیب !
کسانی که هیچ اعتباری به حرف هایشان نیست .
تمامت را برایِ خودت نگه دار .
من آدم هایِ این حوالی را خوب می شناسم ،
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند ...
آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند ...
عمیق باش ،
عجیب باش ،
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته ؛
که در گردابِ ابهام ، غرقت می کند !
حواست باشد ؛
آدم هایِ اینجا ، بدجور تنوع طلب و کنجکاوند ،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه می گردند !
نرگس_صرافیان_طوفان
خاموش بودن" نصف حکمت است.
" تعقیب نکردن دیگران " ، نصف آرامش است.
" مداخله نکردن درکار دیگران " ، نصف ادب است.
من از دنیا فقط اینو دریافتم که
اونیکه " قویتر بود "، کمتر زور میگفت...
اونیکه راحت تر میگفت " اشتباه کردم " اعتماد به نفسش بالاتر بود...
اونیکه " صداش " آرومتر بود ، حرفاش بانفوذتر بود...
اونیکه خودشو واقعأ " دوست داشت " ، بقیه رو واقعی تر دوست داشت...
اونیکه بیشتر " طنز " میگفت ،به زندگی جدی تر نگاه میکرد...
اونیکه به " تفاوت " بین انسانها واقف بود،بیشتر نقاط مشترک رو باهاشون پیدا میکرد...
" تعقیب نکردن دیگران " ، نصف آرامش است.
" مداخله نکردن درکار دیگران " ، نصف ادب است.
من از دنیا فقط اینو دریافتم که
اونیکه " قویتر بود "، کمتر زور میگفت...
اونیکه راحت تر میگفت " اشتباه کردم " اعتماد به نفسش بالاتر بود...
اونیکه " صداش " آرومتر بود ، حرفاش بانفوذتر بود...
اونیکه خودشو واقعأ " دوست داشت " ، بقیه رو واقعی تر دوست داشت...
اونیکه بیشتر " طنز " میگفت ،به زندگی جدی تر نگاه میکرد...
اونیکه به " تفاوت " بین انسانها واقف بود،بیشتر نقاط مشترک رو باهاشون پیدا میکرد...
نه با سیاهی ها ناامید شو
و نه با سپیدی ها دلخوش ...
ترکیب هر دوی این هاست
که زندگی را میسازد...
و نه با سپیدی ها دلخوش ...
ترکیب هر دوی این هاست
که زندگی را میسازد...
گاه مسافری را میمانم
که اندکی دیر به ایستگاه قطار رسیدست،
کیف امید ها در دستم ،
قلبی پر آشوب در سینه ام
اشک حسرت در چشمانم
حیران
می ایستم
و خیره می شوم
بر
ریلهای آهنی مسیر سرنوشت
گوش میسپارم بر
صدای چرخهای آهنی
چه زود می گذرند
قطار آرزو ها
قطار رسیدن ها ی شاد
قطار دوری های غم ...
و ناگهان
بخود می ایم
من ماندم و
ایستگاهی پر از سکوت قطار رفته زندگی ..
#ع_دباغ
که اندکی دیر به ایستگاه قطار رسیدست،
کیف امید ها در دستم ،
قلبی پر آشوب در سینه ام
اشک حسرت در چشمانم
حیران
می ایستم
و خیره می شوم
بر
ریلهای آهنی مسیر سرنوشت
گوش میسپارم بر
صدای چرخهای آهنی
چه زود می گذرند
قطار آرزو ها
قطار رسیدن ها ی شاد
قطار دوری های غم ...
و ناگهان
بخود می ایم
من ماندم و
ایستگاهی پر از سکوت قطار رفته زندگی ..
#ع_دباغ
شکسپیر می گوید:
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا ؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند.
زندگی کوتاه است، پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن.
فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی ،گوش کن؛
قبل از اینکه بنویسی، فکر کن؛
قبل از اینکه خرج کنی، درآمد داشته باش؛
قبل از اینکه دعا کنی، ببخش؛ قبل از اینکه صدمه بزنی، احساس کن؛
قبل از تنفر ، عشق بورز؛
زندگی این است. احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر.
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا ؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند.
زندگی کوتاه است، پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن.
فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی ،گوش کن؛
قبل از اینکه بنویسی، فکر کن؛
قبل از اینکه خرج کنی، درآمد داشته باش؛
قبل از اینکه دعا کنی، ببخش؛ قبل از اینکه صدمه بزنی، احساس کن؛
قبل از تنفر ، عشق بورز؛
زندگی این است. احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر.
اگر ماندنتان حالِ حتی یک نفر را خوب خواهد کرد، بمانید؛
اگر خندیدنتان لبهای حتی یک نفر را می خنداند، بخندید؛
اگر رفتنتان باری از دوشِ حتی یک نفر بر خواهد داشت، بروید؛
اگر نوشتنتان برای حتی یک نفر زیباست، بنویسید؛
اگر صدایتان برای حتی یک نفر دلنشین است، حرف بزنید.
من به شما قول می دهم که حتی با یک گل، بهار خواهد شد.
اگر خندیدنتان لبهای حتی یک نفر را می خنداند، بخندید؛
اگر رفتنتان باری از دوشِ حتی یک نفر بر خواهد داشت، بروید؛
اگر نوشتنتان برای حتی یک نفر زیباست، بنویسید؛
اگر صدایتان برای حتی یک نفر دلنشین است، حرف بزنید.
من به شما قول می دهم که حتی با یک گل، بهار خواهد شد.
باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ی دل، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست..
#مولانا
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ی دل، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست..
#مولانا
زندگی
فهم نفهمیدنهاست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،با ماست
در نبندیم به نور
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من
وزن رضایتمندیست
#سهراب_سپهری
فهم نفهمیدنهاست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،با ماست
در نبندیم به نور
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من
وزن رضایتمندیست
#سهراب_سپهری
آدمها
وقتی می آيند
موسيقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند !
آدمها
می آيند
و می روند ،
ولی
در دلتنگی هايمان ...
شعرهايمان ...
روياهای خيس شبانهمان ... می مانند !
جا نگذاريد !
هر چه را که روزی می آوريد را با خودتان ببريد !
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد ...
#هرتا_مولر
وقتی می آيند
موسيقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند !
آدمها
می آيند
و می روند ،
ولی
در دلتنگی هايمان ...
شعرهايمان ...
روياهای خيس شبانهمان ... می مانند !
جا نگذاريد !
هر چه را که روزی می آوريد را با خودتان ببريد !
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد ...
#هرتا_مولر
📝
هرخانه ای
حال و هوای خاص
خودش را دارد
بعضی از خانه ها
همین که وارد میشوی
عجیب آرامت می کنند
انگار که جادویت کرده باشند
بعضی از خانه ها رسم شان است
صبح های جمعه افتاب نزده
تاسرکوچه را آب وجارو میکنند
بعضی از خانه ها ...
هیچ وقت دلتنگی ندارند
بعضی از خانه ها صبح های زود
بوی چای تازه دم ونان برشته می دهند
وظهر ها بوی پیاز داغ ونعنا
وغروب ها بوی هل و دارچین...
بعضی خانه ها
انگار مامن نورند
بعضی از خانه ها
آبروی یک محله اند
راستی چرا
توی قیمت خانه ها
این چیزها حساب نمیشود ؟؟
هرخانه ای
حال و هوای خاص
خودش را دارد
بعضی از خانه ها
همین که وارد میشوی
عجیب آرامت می کنند
انگار که جادویت کرده باشند
بعضی از خانه ها رسم شان است
صبح های جمعه افتاب نزده
تاسرکوچه را آب وجارو میکنند
بعضی از خانه ها ...
هیچ وقت دلتنگی ندارند
بعضی از خانه ها صبح های زود
بوی چای تازه دم ونان برشته می دهند
وظهر ها بوی پیاز داغ ونعنا
وغروب ها بوی هل و دارچین...
بعضی خانه ها
انگار مامن نورند
بعضی از خانه ها
آبروی یک محله اند
راستی چرا
توی قیمت خانه ها
این چیزها حساب نمیشود ؟؟
چه فکر میکنی که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگي
در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین واسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و افتاب در کبود دره های آب غرق شد
هوا بد است تو با کدام باد میروی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
تو از هزاره های دور آمدي
در این درازنای خون فشان به هر قدم نشانه نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند وپست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق که استوار
ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن هنوز ان بلند دور
ان سپیده آن شکوفه زار انفجار نور کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمي هماره در هوای اوست
ببوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و
باز رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش
#هوشنگ_ ابتهاج
در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین واسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و افتاب در کبود دره های آب غرق شد
هوا بد است تو با کدام باد میروی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
تو از هزاره های دور آمدي
در این درازنای خون فشان به هر قدم نشانه نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند وپست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق که استوار
ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن هنوز ان بلند دور
ان سپیده آن شکوفه زار انفجار نور کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمي هماره در هوای اوست
ببوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و
باز رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش
#هوشنگ_ ابتهاج
هر روز
رو به کوچه مان
لنگه های پنجره را باز میکنم
گلها را آب میدهم
شیشه را تمیز میکنم
می نشینم پشت آن
به کوچه
خیره می شوم
چون
میدانم
حتی اگه یک روز از عمرم مانده باشد
تو از این کوچه گذر خواهی کرد !
#ع_دباغ
رو به کوچه مان
لنگه های پنجره را باز میکنم
گلها را آب میدهم
شیشه را تمیز میکنم
می نشینم پشت آن
به کوچه
خیره می شوم
چون
میدانم
حتی اگه یک روز از عمرم مانده باشد
تو از این کوچه گذر خواهی کرد !
#ع_دباغ
کمک کردن به
یک انسان
ممکن است تمام
دنیا را تغییر ندهد،
اما میتواند
"دنیا" را برای یک
انسان تغییر دهد.
یک انسان
ممکن است تمام
دنیا را تغییر ندهد،
اما میتواند
"دنیا" را برای یک
انسان تغییر دهد.
اون دنیا هم باز مال اون هاست. چون برای ثواب کردن هم پول لازمه،ما اگر یک روز کار نکنیم،باید سر بی شام زمین بگذاریم. اونها اگر یک شب تفریح نکنند،دنیا را به هم میزنند.
📕 فردا
#صادق هدایت
📕 فردا
#صادق هدایت
گفت: دارم اینجا می پوسم،
باید از این خراب شده برم.
گفتم :کجا میخوای بری؟
گفت: نمیدونم، هرجا غیر اینجا.
"یه جای دیگه"
گفتم: واسه تویی که نمیتونی فراموشش کنی،
هیچ جا "یه جای دیگه" نمیشه...
#بابک_زمانی
📙 بعد از ابر
باید از این خراب شده برم.
گفتم :کجا میخوای بری؟
گفت: نمیدونم، هرجا غیر اینجا.
"یه جای دیگه"
گفتم: واسه تویی که نمیتونی فراموشش کنی،
هیچ جا "یه جای دیگه" نمیشه...
#بابک_زمانی
📙 بعد از ابر