#قطعهای_کتاب
ــــــــ
وقتی جوان بودم، قایقسواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایقسواری میکردم و ساعتهای زیادی را آنجا به تنهایی میگذراندم.
در یک شب زیبا و آرام، بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم، درون قایق نشستم و چشمهایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.
عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است!
کسی در آن قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمیشد کرد!
دوباره نشستم و چشم هایم را بستم. در سکوت شب کمی فکر کردم. قایق خالی برای من درسی شد..از آنموقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خود میگویم: این قایق هم خالی است!
ــــــــــ
زندگی کن! | مترجم: #امیررضا_آرمیون
ــــــــ
وقتی جوان بودم، قایقسواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایقسواری میکردم و ساعتهای زیادی را آنجا به تنهایی میگذراندم.
در یک شب زیبا و آرام، بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم، درون قایق نشستم و چشمهایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.
عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است!
کسی در آن قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمیشد کرد!
دوباره نشستم و چشم هایم را بستم. در سکوت شب کمی فکر کردم. قایق خالی برای من درسی شد..از آنموقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خود میگویم: این قایق هم خالی است!
ــــــــــ
زندگی کن! | مترجم: #امیررضا_آرمیون
Forwarded from موسسه خیریه ابرار قائم تبریز
⚫️اربعین حسینی بر همه ی عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.
مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
@abraregaem
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
@abraregaem
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
تنها یک چیز میدانم
و آن این است که وقتی میخوابم
دیگر معنای ترس را نمیدانم
معنای رنج را
معنای سعادت را.
خوشا آن کس که به خوابی عمیق فرو رفته است.
خواب سکه ای ست
که بهای هر چیز را می پردازد.
ترازویی ست که وزن همه ی آدمیان در کفه هایش یکسان است؛
فقیر و غنی
دارا و ندار
همه و همه.
اما تنها یک چیز است که مرا میرنجاند؛
میگویند "وقتی که میخوابی
مرگ نزدیک تر است"
#آندره_تارکوفسکی
و آن این است که وقتی میخوابم
دیگر معنای ترس را نمیدانم
معنای رنج را
معنای سعادت را.
خوشا آن کس که به خوابی عمیق فرو رفته است.
خواب سکه ای ست
که بهای هر چیز را می پردازد.
ترازویی ست که وزن همه ی آدمیان در کفه هایش یکسان است؛
فقیر و غنی
دارا و ندار
همه و همه.
اما تنها یک چیز است که مرا میرنجاند؛
میگویند "وقتی که میخوابی
مرگ نزدیک تر است"
#آندره_تارکوفسکی
من همیشه به تصمیم اول احترام میگذارم !
تصمیم اولی که به ذهنت میزند، با همهی جان گرفته میشود. تصمیم دوم با عقل، تصمیم سوم با ترس ...
✍🏼 #رضا_امیرخانی
تصمیم اولی که به ذهنت میزند، با همهی جان گرفته میشود. تصمیم دوم با عقل، تصمیم سوم با ترس ...
✍🏼 #رضا_امیرخانی
#داستان_کوتاه
دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند .
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد .
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشيدم
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ، آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست .َ ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ...
دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند .
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد .
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشيدم
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ، آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست .َ ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ...
منبع و دلیل تمام کارهای شیطانی در قلب انسان نهفته است که از خشونت، ویرانی، خودآزاری و آشوب لذت میبرد. پس چرا به انسان اجازه داده شد تا اهریمن را در هم بکوبد؟ چرا خداوند اشک بچههای معصوم، عذاب قربانیان بدبخت و جراحات خونین و بدبختی مخلوقات خاکی را تحمل میکند؟
📚 برادران کارامازوف
✍ فیودور داستایوسکی
📚 برادران کارامازوف
✍ فیودور داستایوسکی
#قطعه_ای_کتاب
گفتم"بابا ،یادته بهم گفتی عشق هم لذته و هم محرک و هم عامل حواس پرتی؟"
_اوهوم.
"خب، یه چیز دیگه هم هست که تو بهش اشاره نکردی. این که اگر یه بار ببینی خرده چوب توی دست کسی که دوستش داری رفته، بلند میشی و سطح همهی چوبهای دنیا رو با یه چیز لطیف و شفاف میپوشونی تا یه وقت دوباره چوب نره توی دستش."
جزء از کل
استیو تولت
گفتم"بابا ،یادته بهم گفتی عشق هم لذته و هم محرک و هم عامل حواس پرتی؟"
_اوهوم.
"خب، یه چیز دیگه هم هست که تو بهش اشاره نکردی. این که اگر یه بار ببینی خرده چوب توی دست کسی که دوستش داری رفته، بلند میشی و سطح همهی چوبهای دنیا رو با یه چیز لطیف و شفاف میپوشونی تا یه وقت دوباره چوب نره توی دستش."
جزء از کل
استیو تولت
#قطعه_ای_کتاب
#ناپلئون به فونتان می گفت:
«می دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می کنم؟ این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: سرنیزه و اندیشه - سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می شود» ...
پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت، برای فریفتن ما، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند... ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست، کافی است در راه نجات آن بکوشیم...
#آلبر_کامو
فلسفه ی پوچی
#ناپلئون به فونتان می گفت:
«می دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می کنم؟ این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: سرنیزه و اندیشه - سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می شود» ...
پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت، برای فریفتن ما، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند... ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست، کافی است در راه نجات آن بکوشیم...
#آلبر_کامو
فلسفه ی پوچی
#قطعه_ای_کتاب
[ انسان ] تنها امروزه و بسیار دیر هنگام و پس از تحمل خشونت های زیاد، به حیوانی بد گمان و بی اعتماد مبدل شده.
بله انسان امروزه بیش از هر زمان دیگر شریر و خبیث است.
نمیفهمم چرا انسان امروزی بی اعتمادتر و شریرتر است ؟! «زیرا اکنون صاحب دانش است، زیرا اکنون نیاز به دانش دارد!»
فریدریش نیچه | حکمت شادان
[ انسان ] تنها امروزه و بسیار دیر هنگام و پس از تحمل خشونت های زیاد، به حیوانی بد گمان و بی اعتماد مبدل شده.
بله انسان امروزه بیش از هر زمان دیگر شریر و خبیث است.
نمیفهمم چرا انسان امروزی بی اعتمادتر و شریرتر است ؟! «زیرا اکنون صاحب دانش است، زیرا اکنون نیاز به دانش دارد!»
فریدریش نیچه | حکمت شادان
#داستانک
#جوانمردي
مردي نزد جوانمردی آمد و گفت: تبرُّکي ميخواهم. جامه ات را به من بده تا من نيز همچون تو از جوانمردي بهره اي ببرم. جوانمرد گفت: جامه ي مرا بهايي نيست. اما سوالي دارم؟ مرد گفت: بپرس. جوانمرد گفت: اگر مردي چادر بر سر کند زن مي شود؟ مردگفت: نه.
جوانمرد گفت: اگر زني جامه ي مردانه بپوشد مرد مي شود؟ مرد گفت: نه. جوانمرد گفت: پس در پي آن نباش که جامه ي از جوانمردان را در بر کني که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشي جوانمرد نخواهي شد . زيرا جوانمردي به جان است نه به جامه.
#جوانمردي
مردي نزد جوانمردی آمد و گفت: تبرُّکي ميخواهم. جامه ات را به من بده تا من نيز همچون تو از جوانمردي بهره اي ببرم. جوانمرد گفت: جامه ي مرا بهايي نيست. اما سوالي دارم؟ مرد گفت: بپرس. جوانمرد گفت: اگر مردي چادر بر سر کند زن مي شود؟ مردگفت: نه.
جوانمرد گفت: اگر زني جامه ي مردانه بپوشد مرد مي شود؟ مرد گفت: نه. جوانمرد گفت: پس در پي آن نباش که جامه ي از جوانمردان را در بر کني که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشي جوانمرد نخواهي شد . زيرا جوانمردي به جان است نه به جامه.