#شب بود و ستاره های آسمان
قلم بود و دست خسته از روزگار
دل میخواست بگوید
از ناگفته ها
تا دست بر قلم
و
#قلم بر کاغذ سرنوشت برقصد
گفتم بر دل
گر گویی از ته مانده های دل
باخته ای !
پس
ای دل
آهنگ عشق را بزن
ای دست
بگیر به مهر، قلم را
و تو ای قلم
تا می توانی
زیبا برقص
بنویس
زیبایی ها را
خوب ها را
امید ها را
وصل ها را
#عشق ها را
و تو ای چشم
زیبا نگر
#زیبا بخوان
دنیا به زیبا نوشتن
و زیبا خواندن ها
از هر زمانی بیشتر نیاز دارد !!
#روز قلم مبارک#
#ع_دباغ
قلم بود و دست خسته از روزگار
دل میخواست بگوید
از ناگفته ها
تا دست بر قلم
و
#قلم بر کاغذ سرنوشت برقصد
گفتم بر دل
گر گویی از ته مانده های دل
باخته ای !
پس
ای دل
آهنگ عشق را بزن
ای دست
بگیر به مهر، قلم را
و تو ای قلم
تا می توانی
زیبا برقص
بنویس
زیبایی ها را
خوب ها را
امید ها را
وصل ها را
#عشق ها را
و تو ای چشم
زیبا نگر
#زیبا بخوان
دنیا به زیبا نوشتن
و زیبا خواندن ها
از هر زمانی بیشتر نیاز دارد !!
#روز قلم مبارک#
#ع_دباغ
وقتی میخوانم ،
خش خش صفحات با ورق زدنها،
چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد،
هر جمله شادی ، شادم
و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.
وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفرينند
که آواز خواندنش مست ام میکند.
#ع_دباغ
خش خش صفحات با ورق زدنها،
چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد،
هر جمله شادی ، شادم
و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.
وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفرينند
که آواز خواندنش مست ام میکند.
#ع_دباغ
زندگی را ...
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی...
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی...
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی...
گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی...
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و برزن برزنی .....
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی...
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی...
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی...
گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی...
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و برزن برزنی .....
روشني را بچشيم.
شب يك دهكده را وزن كنيم،
خواب
يك آهو را.
گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم.
روي قانون چمن پا نگذاريم.
در موستان گره ذايقه را باز كنيم.
و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد.
و نگوييم كه شب چيز بدي است.
و نگوييم كه شب تاب ندارد
خبر از بينش باغ.
و بياريم سبد
ببريم اين همه سرخ ، اين همه سبز.
#سهراب_سپهری
شب يك دهكده را وزن كنيم،
خواب
يك آهو را.
گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم.
روي قانون چمن پا نگذاريم.
در موستان گره ذايقه را باز كنيم.
و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد.
و نگوييم كه شب چيز بدي است.
و نگوييم كه شب تاب ندارد
خبر از بينش باغ.
و بياريم سبد
ببريم اين همه سرخ ، اين همه سبز.
#سهراب_سپهری
هیچگاه
کارهای کوچکی که ،
برای دیگران انجام میدهید را
متوقف نکنید .
گاهی، آن کارهای کوچک
بزرگترین بخش قلب آنها را
اشغال می کند .
آدم های خـــــوب از یاد نمیرن !
از دل نمیرن !
از ذهن نمیرن !
ولی زودتر از این که
فکـــــرش رو بکنی از پیشت میرن...
قــــــــــدر خوبها را بدانیم
کارهای کوچکی که ،
برای دیگران انجام میدهید را
متوقف نکنید .
گاهی، آن کارهای کوچک
بزرگترین بخش قلب آنها را
اشغال می کند .
آدم های خـــــوب از یاد نمیرن !
از دل نمیرن !
از ذهن نمیرن !
ولی زودتر از این که
فکـــــرش رو بکنی از پیشت میرن...
قــــــــــدر خوبها را بدانیم
سه راه حل برای هر مشکلى وجود داره:
بپذیرش،
تغییرش بده،
رهاش کن
اگر نمیتونی بپذیری، تغییرش بده!
اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهاش کن!
بپذیرش،
تغییرش بده،
رهاش کن
اگر نمیتونی بپذیری، تغییرش بده!
اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهاش کن!
از #داستان #عید_قربان آموختم :
اعتماد کن
به راهی که پروردگار فرا میخواند
صبور باش
در بدترین اتفاقات زندگی
امیدوار باش
تا لحظه آخرین
عزیز ما را
عزیز تر مهربانی ست بنام
"یاهو"
مهربانترین م
به عشق ت امیدوارم
پروردگارم
#ع_دباغ
اعتماد کن
به راهی که پروردگار فرا میخواند
صبور باش
در بدترین اتفاقات زندگی
امیدوار باش
تا لحظه آخرین
عزیز ما را
عزیز تر مهربانی ست بنام
"یاهو"
مهربانترین م
به عشق ت امیدوارم
پروردگارم
#ع_دباغ
انسان زود پشیمان می شود
گاه از گفته و
گاه از نگفته هایش
اما سراغ ندارم
کسی را که
از "مهربانی" پشیمان باشد
خوش به حال آنکه
خوب میداند
مهربانی منطقی ترين
گفت وگوی زندگیست...
گاه از گفته و
گاه از نگفته هایش
اما سراغ ندارم
کسی را که
از "مهربانی" پشیمان باشد
خوش به حال آنکه
خوب میداند
مهربانی منطقی ترين
گفت وگوی زندگیست...
تنها راه نجات ما در زندگی
این است که
زندگی خود را
آنقدر با کار خوب پُـر کنیم
تا وقت برای کارِ بد و فکرِ بد
باقی نماند.
هر کس که کار خوبی نمیکنه
هیچ چارهای جز
کارِ بد و فکرِ بد نداره.
به من نگید «چیکار کنیم؟!»
زندگی باید با کارِ خوب پُـر بشه.
ورزش
مطالعه
درس
هنر
و هر کاری که
باعث رشد و شناخت جامعه
و خودشناسی بشه.
این است که
زندگی خود را
آنقدر با کار خوب پُـر کنیم
تا وقت برای کارِ بد و فکرِ بد
باقی نماند.
هر کس که کار خوبی نمیکنه
هیچ چارهای جز
کارِ بد و فکرِ بد نداره.
به من نگید «چیکار کنیم؟!»
زندگی باید با کارِ خوب پُـر بشه.
ورزش
مطالعه
درس
هنر
و هر کاری که
باعث رشد و شناخت جامعه
و خودشناسی بشه.
زندگی تون رو سخت نگیرید
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
كتابی خوندم به نام قانون 70٪!
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!
روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده
ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید:
همیشه برای رئیسم کار کرده ام
اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد
و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!
#دکتر_الهی_قمشه_ای
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
كتابی خوندم به نام قانون 70٪!
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!
روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده
ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید:
همیشه برای رئیسم کار کرده ام
اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد
و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!
#دکتر_الهی_قمشه_ای
حکایتی از بزرگمهر حکیم
بزرگمهر وزیر دعوی دانستن زبان حیوانات می کرد و انوشیروان مترصد فرصتی بود تا صدق آن را معلوم کند. تا روزی که با هم برای گشت و گذار رفته بودند و پادشاه بر کنگره خرابه ای دو جغد کنار هم نگریست و با تمسخر از وزیر خواست که برود و ببیند چه می گویند.
بزرگمهر نزد جغدها رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت:
قربان یکی از جغدها پسری دارد و نزد جغد دیگر که دختر دارد به خواستگاری آمده. جغد صاحب دختر صد خرابه مهریه طلبید و جغد صاحب پسر به او گفت:
اگر زمانه چنین و سلطان زمان نیز همین باشد به عوض صد خرابه، هزار خرابه پشت قباله دخترت اندازم....
گر مَلک این باشد و این روزگار
زین ده ویران دهمت صد هزار
بزرگمهر وزیر دعوی دانستن زبان حیوانات می کرد و انوشیروان مترصد فرصتی بود تا صدق آن را معلوم کند. تا روزی که با هم برای گشت و گذار رفته بودند و پادشاه بر کنگره خرابه ای دو جغد کنار هم نگریست و با تمسخر از وزیر خواست که برود و ببیند چه می گویند.
بزرگمهر نزد جغدها رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت:
قربان یکی از جغدها پسری دارد و نزد جغد دیگر که دختر دارد به خواستگاری آمده. جغد صاحب دختر صد خرابه مهریه طلبید و جغد صاحب پسر به او گفت:
اگر زمانه چنین و سلطان زمان نیز همین باشد به عوض صد خرابه، هزار خرابه پشت قباله دخترت اندازم....
گر مَلک این باشد و این روزگار
زین ده ویران دهمت صد هزار
اگر نادانها تحقیرمان کردند
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم !
اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده
و این خود دستاورد کمی نیست.
گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است
بر درستی کارمان...
اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ،
ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم
و انگیزهها را مرور میکنیم
اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و
خوشبین و صبور باشیم!
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم !
اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده
و این خود دستاورد کمی نیست.
گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است
بر درستی کارمان...
اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ،
ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم
و انگیزهها را مرور میکنیم
اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و
خوشبین و صبور باشیم!
عنوان داستان: شباهت ها و تفاوت ها
شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به سُخره بگیرد
به بهلول گفت:هیچ شباهتی بین من و تو هست؟
بهلول گفت:البته که هست
مرد ثروتمند گفت:چه چیز ما به همدیگر شبیه است؟بگو
بهلول جواب داد:
دو چیز ما شبیه یکدیگر است،
یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است
و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.
در جهانی که هر کسی ماموریت و مسئولیتی نسبت به اجتماع دارد همیشه بهره مندی انسانها از نعمت ها متفاوت است پس بجای مقایسه یکدیگر باید نقش خود را در این جهان بشناسیم.
شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به سُخره بگیرد
به بهلول گفت:هیچ شباهتی بین من و تو هست؟
بهلول گفت:البته که هست
مرد ثروتمند گفت:چه چیز ما به همدیگر شبیه است؟بگو
بهلول جواب داد:
دو چیز ما شبیه یکدیگر است،
یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است
و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.
در جهانی که هر کسی ماموریت و مسئولیتی نسبت به اجتماع دارد همیشه بهره مندی انسانها از نعمت ها متفاوت است پس بجای مقایسه یکدیگر باید نقش خود را در این جهان بشناسیم.
به رهبر ارکستر دقت کردید؟
پشتشو میکنه به همه و کارشو انجام
میدهیه وقتایی تو زندگیت باید پشتتو
به همه کنی و با تمام وجود کاریو که
دوست داری انجام بدی
آخرش همه بلند میشن و تشویقت میکنند ...
پشتشو میکنه به همه و کارشو انجام
میدهیه وقتایی تو زندگیت باید پشتتو
به همه کنی و با تمام وجود کاریو که
دوست داری انجام بدی
آخرش همه بلند میشن و تشویقت میکنند ...
خاطرات خیلی عجیب هستند، گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم،
و گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم...
#هاروکی موراکامی
و گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم...
#هاروکی موراکامی
از ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : چه کسی ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ؟
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: "ﻋﺸﻘﻢ" ﺭﺍ...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : "ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ : "ﻋﺸﻘﯽ" ﻧﺪﺍﺭﻡ !!
ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ "ﻋﺸﻘﺖ" ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟
ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمیکنم...
دور نمیزنم.... وعده سر خرمن نمیدهم...دروغ نمیگویم..خیانت نمیکنم....
و ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ، ﺗﻨﻬﺎﯾﺶ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﻡ، ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻤﺶ...
ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ..
برایش فداکاری خواهم کرد..ناراحت و نگرانش نمیکنم...غمخوارش میشوم...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ولی ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...، ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ..، اﮔﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﺮﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩ..اگر ترکت کرد ﭼﻪ...؟
اشک بر چشمانش حلقه زد و ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ "ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ" ﻧﻤﯿﺸﺪم...
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: "ﻋﺸﻘﻢ" ﺭﺍ...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : "ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ : "ﻋﺸﻘﯽ" ﻧﺪﺍﺭﻡ !!
ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ "ﻋﺸﻘﺖ" ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟
ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمیکنم...
دور نمیزنم.... وعده سر خرمن نمیدهم...دروغ نمیگویم..خیانت نمیکنم....
و ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ، ﺗﻨﻬﺎﯾﺶ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﻡ، ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻤﺶ...
ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ..
برایش فداکاری خواهم کرد..ناراحت و نگرانش نمیکنم...غمخوارش میشوم...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ولی ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...، ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ..، اﮔﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﺮﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩ..اگر ترکت کرد ﭼﻪ...؟
اشک بر چشمانش حلقه زد و ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ "ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ" ﻧﻤﯿﺸﺪم...
خودت را تمام نکن ؛
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، رقیب !
کسانی که هیچ اعتباری به حرف هایشان نیست .
تمامت را برایِ خودت نگه دار .
من آدم هایِ این حوالی را خوب می شناسم ،
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند ...
آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند ...
عمیق باش ،
عجیب باش ،
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته ؛
که در گردابِ ابهام ، غرقت می کند !
حواست باشد ؛
آدم هایِ اینجا ، بدجور تنوع طلب و کنجکاوند ،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه می گردند !
نرگس_صرافیان_طوفان
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، رقیب !
کسانی که هیچ اعتباری به حرف هایشان نیست .
تمامت را برایِ خودت نگه دار .
من آدم هایِ این حوالی را خوب می شناسم ،
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند ...
آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند ...
عمیق باش ،
عجیب باش ،
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته ؛
که در گردابِ ابهام ، غرقت می کند !
حواست باشد ؛
آدم هایِ اینجا ، بدجور تنوع طلب و کنجکاوند ،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه می گردند !
نرگس_صرافیان_طوفان