Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: خوشحال!
گفتند: سوال را درست متوجه نشدی
گفتم: شما زندگی را درست متوجه نشده اید!
جان لنون
پاسخ دادم: خوشحال!
گفتند: سوال را درست متوجه نشدی
گفتم: شما زندگی را درست متوجه نشده اید!
جان لنون
و هنوز
در پسِ این همه اندوه
میشود پنجره بود
رو به خیابانِ سکوت؛
میشود واژهای ساخت
و برایش جان داد؛
میشود حالِ کسی را فهمید
سفرهی دلتنگی او را برچید
میشود کوچهی بنبست نبود
میشود رفت
ولی، عاشق بود....
#ليلا_مقربی
در پسِ این همه اندوه
میشود پنجره بود
رو به خیابانِ سکوت؛
میشود واژهای ساخت
و برایش جان داد؛
میشود حالِ کسی را فهمید
سفرهی دلتنگی او را برچید
میشود کوچهی بنبست نبود
میشود رفت
ولی، عاشق بود....
#ليلا_مقربی
ما که توقعمان زیاد نبود !
دلمان کسی را می خواست که ما را بلد باشد !
وقتی ببینیم نیست ؛
دلسرد می شویم ، سکوت می کنیم و به هیچ کنشی ، واکنش نمی دهیم
وقتی بارها بودیم و دیده نشدیم
حرف زدیم و شنیده نشدیم
چای ریختیم و تنهایی خوردیم
فیلم دیدیم و تنهایی خندیدیم
بغض کردیم و تنهایی اشک ریختیم
و از یک جایی به بعد ، ما کسانی را داشتیم که دوستشان نداشتیم !
صحبت از خیالبافی و ایده آل پردازی نیست !
صحبت این است که آدم ها برای ماندن ، انگیزه می خواهند
دلشان که گرم نباشد ، بی حس می شوند ،
پشت می کنند به هرچیزی که بود و
می روند
برای همیشه می روند ...
#نرگس صرافیان طوفان
دلمان کسی را می خواست که ما را بلد باشد !
وقتی ببینیم نیست ؛
دلسرد می شویم ، سکوت می کنیم و به هیچ کنشی ، واکنش نمی دهیم
وقتی بارها بودیم و دیده نشدیم
حرف زدیم و شنیده نشدیم
چای ریختیم و تنهایی خوردیم
فیلم دیدیم و تنهایی خندیدیم
بغض کردیم و تنهایی اشک ریختیم
و از یک جایی به بعد ، ما کسانی را داشتیم که دوستشان نداشتیم !
صحبت از خیالبافی و ایده آل پردازی نیست !
صحبت این است که آدم ها برای ماندن ، انگیزه می خواهند
دلشان که گرم نباشد ، بی حس می شوند ،
پشت می کنند به هرچیزی که بود و
می روند
برای همیشه می روند ...
#نرگس صرافیان طوفان
دختر یکی از دهقانان برای اقرار به گناه
و طلب آمرزش نزد کشیش رفت و با ترس
و لرز گفت: گناه بزرگی کردهام و از گفتن
آن خجالت میکشم. کشیش گفت:
خداوند بخشنده است و هیچ خجالت
نکش، بگو ببینم چه گناهی کردهای؟
دختر گفت: یک سبد سیب دزدیدهام.
کشیش گفت اینکه گناه بزرگی نیست!
به اندازه تعداد سیبها استغفار کن و
توبه کن تا گناهت آمرزیده شود. دختر گفت:
اما یک سبد سیب را از باغ کشیش دزدیدهام.
کشیش تکانی خورد و گفت: پس گناهت به
این راحتی ها بخشوده نمیشود! باید علاوه
به توبه و استغفار ده سکه هم به کلیسا بپردازی !
و طلب آمرزش نزد کشیش رفت و با ترس
و لرز گفت: گناه بزرگی کردهام و از گفتن
آن خجالت میکشم. کشیش گفت:
خداوند بخشنده است و هیچ خجالت
نکش، بگو ببینم چه گناهی کردهای؟
دختر گفت: یک سبد سیب دزدیدهام.
کشیش گفت اینکه گناه بزرگی نیست!
به اندازه تعداد سیبها استغفار کن و
توبه کن تا گناهت آمرزیده شود. دختر گفت:
اما یک سبد سیب را از باغ کشیش دزدیدهام.
کشیش تکانی خورد و گفت: پس گناهت به
این راحتی ها بخشوده نمیشود! باید علاوه
به توبه و استغفار ده سکه هم به کلیسا بپردازی !
چه زیبا می گفت پیرمرد خیاط :
زندگی
هیچوقت اندازه تنم نشد
حتی
وقتی خودم بریدم و دوختم...
زندگی
هیچوقت اندازه تنم نشد
حتی
وقتی خودم بریدم و دوختم...
روز قلم مبارک!
قلم،یعنی نوشتن هایی از جنس جامعه
قلم،یعنی نوشتن هایی از زبان مردم
این روز به تمام کسانی که دست به قلم می شوند مبارک !
به تمام کسانی که هدف آنها حال خوب مخاطب است؛
به تمام آنهایی که فکر و وقتشان را صرف نوشتن کرده اند ،
امیدوارم همیشه قلمتان روان و مانا باشد و در مسیر حق قلم بزنید،
و همیشه بهترین نوشته ها نصیب قلمتان شود،
امیدوارم قدر قلم خودتان را بدانید.
این روز را تبریک می گویم
به تمام نویسندگان و آنهایی که دستی بر نوشتن دارند
و تمام آنهایی که با کتاب و قلم زندگی می کنند
رسالت نوشتن گفتن حقایق و تزریق انگیزه و امید به جامعه است
امیدوارم این اتفاق رخ بدهد.!
#پیمان_چینی_ساز
قلم،یعنی نوشتن هایی از جنس جامعه
قلم،یعنی نوشتن هایی از زبان مردم
این روز به تمام کسانی که دست به قلم می شوند مبارک !
به تمام کسانی که هدف آنها حال خوب مخاطب است؛
به تمام آنهایی که فکر و وقتشان را صرف نوشتن کرده اند ،
امیدوارم همیشه قلمتان روان و مانا باشد و در مسیر حق قلم بزنید،
و همیشه بهترین نوشته ها نصیب قلمتان شود،
امیدوارم قدر قلم خودتان را بدانید.
این روز را تبریک می گویم
به تمام نویسندگان و آنهایی که دستی بر نوشتن دارند
و تمام آنهایی که با کتاب و قلم زندگی می کنند
رسالت نوشتن گفتن حقایق و تزریق انگیزه و امید به جامعه است
امیدوارم این اتفاق رخ بدهد.!
#پیمان_چینی_ساز
#شب بود و ستاره های آسمان
قلم بود و دست خسته از روزگار
دل میخواست بگوید
از ناگفته ها
تا دست بر قلم
و
#قلم بر کاغذ سرنوشت برقصد
گفتم بر دل
گر گویی از ته مانده های دل
باخته ای !
پس
ای دل
آهنگ عشق را بزن
ای دست
بگیر به مهر، قلم را
و تو ای قلم
تا می توانی
زیبا برقص
بنویس
زیبایی ها را
خوب ها را
امید ها را
وصل ها را
#عشق ها را
و تو ای چشم
زیبا نگر
#زیبا بخوان
دنیا به زیبا نوشتن
و زیبا خواندن ها
از هر زمانی بیشتر نیاز دارد !!
#روز قلم مبارک#
#ع_دباغ
قلم بود و دست خسته از روزگار
دل میخواست بگوید
از ناگفته ها
تا دست بر قلم
و
#قلم بر کاغذ سرنوشت برقصد
گفتم بر دل
گر گویی از ته مانده های دل
باخته ای !
پس
ای دل
آهنگ عشق را بزن
ای دست
بگیر به مهر، قلم را
و تو ای قلم
تا می توانی
زیبا برقص
بنویس
زیبایی ها را
خوب ها را
امید ها را
وصل ها را
#عشق ها را
و تو ای چشم
زیبا نگر
#زیبا بخوان
دنیا به زیبا نوشتن
و زیبا خواندن ها
از هر زمانی بیشتر نیاز دارد !!
#روز قلم مبارک#
#ع_دباغ
وقتی میخوانم ،
خش خش صفحات با ورق زدنها،
چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد،
هر جمله شادی ، شادم
و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.
وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفرينند
که آواز خواندنش مست ام میکند.
#ع_دباغ
خش خش صفحات با ورق زدنها،
چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد،
هر جمله شادی ، شادم
و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.
وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفرينند
که آواز خواندنش مست ام میکند.
#ع_دباغ
زندگی را ...
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی...
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی...
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی...
گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی...
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و برزن برزنی .....
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی...
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی...
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی...
گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی...
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و برزن برزنی .....
روشني را بچشيم.
شب يك دهكده را وزن كنيم،
خواب
يك آهو را.
گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم.
روي قانون چمن پا نگذاريم.
در موستان گره ذايقه را باز كنيم.
و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد.
و نگوييم كه شب چيز بدي است.
و نگوييم كه شب تاب ندارد
خبر از بينش باغ.
و بياريم سبد
ببريم اين همه سرخ ، اين همه سبز.
#سهراب_سپهری
شب يك دهكده را وزن كنيم،
خواب
يك آهو را.
گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم.
روي قانون چمن پا نگذاريم.
در موستان گره ذايقه را باز كنيم.
و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد.
و نگوييم كه شب چيز بدي است.
و نگوييم كه شب تاب ندارد
خبر از بينش باغ.
و بياريم سبد
ببريم اين همه سرخ ، اين همه سبز.
#سهراب_سپهری
هیچگاه
کارهای کوچکی که ،
برای دیگران انجام میدهید را
متوقف نکنید .
گاهی، آن کارهای کوچک
بزرگترین بخش قلب آنها را
اشغال می کند .
آدم های خـــــوب از یاد نمیرن !
از دل نمیرن !
از ذهن نمیرن !
ولی زودتر از این که
فکـــــرش رو بکنی از پیشت میرن...
قــــــــــدر خوبها را بدانیم
کارهای کوچکی که ،
برای دیگران انجام میدهید را
متوقف نکنید .
گاهی، آن کارهای کوچک
بزرگترین بخش قلب آنها را
اشغال می کند .
آدم های خـــــوب از یاد نمیرن !
از دل نمیرن !
از ذهن نمیرن !
ولی زودتر از این که
فکـــــرش رو بکنی از پیشت میرن...
قــــــــــدر خوبها را بدانیم
سه راه حل برای هر مشکلى وجود داره:
بپذیرش،
تغییرش بده،
رهاش کن
اگر نمیتونی بپذیری، تغییرش بده!
اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهاش کن!
بپذیرش،
تغییرش بده،
رهاش کن
اگر نمیتونی بپذیری، تغییرش بده!
اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهاش کن!
از #داستان #عید_قربان آموختم :
اعتماد کن
به راهی که پروردگار فرا میخواند
صبور باش
در بدترین اتفاقات زندگی
امیدوار باش
تا لحظه آخرین
عزیز ما را
عزیز تر مهربانی ست بنام
"یاهو"
مهربانترین م
به عشق ت امیدوارم
پروردگارم
#ع_دباغ
اعتماد کن
به راهی که پروردگار فرا میخواند
صبور باش
در بدترین اتفاقات زندگی
امیدوار باش
تا لحظه آخرین
عزیز ما را
عزیز تر مهربانی ست بنام
"یاهو"
مهربانترین م
به عشق ت امیدوارم
پروردگارم
#ع_دباغ
انسان زود پشیمان می شود
گاه از گفته و
گاه از نگفته هایش
اما سراغ ندارم
کسی را که
از "مهربانی" پشیمان باشد
خوش به حال آنکه
خوب میداند
مهربانی منطقی ترين
گفت وگوی زندگیست...
گاه از گفته و
گاه از نگفته هایش
اما سراغ ندارم
کسی را که
از "مهربانی" پشیمان باشد
خوش به حال آنکه
خوب میداند
مهربانی منطقی ترين
گفت وگوی زندگیست...
تنها راه نجات ما در زندگی
این است که
زندگی خود را
آنقدر با کار خوب پُـر کنیم
تا وقت برای کارِ بد و فکرِ بد
باقی نماند.
هر کس که کار خوبی نمیکنه
هیچ چارهای جز
کارِ بد و فکرِ بد نداره.
به من نگید «چیکار کنیم؟!»
زندگی باید با کارِ خوب پُـر بشه.
ورزش
مطالعه
درس
هنر
و هر کاری که
باعث رشد و شناخت جامعه
و خودشناسی بشه.
این است که
زندگی خود را
آنقدر با کار خوب پُـر کنیم
تا وقت برای کارِ بد و فکرِ بد
باقی نماند.
هر کس که کار خوبی نمیکنه
هیچ چارهای جز
کارِ بد و فکرِ بد نداره.
به من نگید «چیکار کنیم؟!»
زندگی باید با کارِ خوب پُـر بشه.
ورزش
مطالعه
درس
هنر
و هر کاری که
باعث رشد و شناخت جامعه
و خودشناسی بشه.
زندگی تون رو سخت نگیرید
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
كتابی خوندم به نام قانون 70٪!
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!
روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده
ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید:
همیشه برای رئیسم کار کرده ام
اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد
و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!
#دکتر_الهی_قمشه_ای
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره می کند نشوید.
كتابی خوندم به نام قانون 70٪!
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!
روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده
ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید:
همیشه برای رئیسم کار کرده ام
اما الان می فهمم،رئیسم برای من کار می کرد
و چقدر 70 درصد دیگه!!!!!!
#دکتر_الهی_قمشه_ای
حکایتی از بزرگمهر حکیم
بزرگمهر وزیر دعوی دانستن زبان حیوانات می کرد و انوشیروان مترصد فرصتی بود تا صدق آن را معلوم کند. تا روزی که با هم برای گشت و گذار رفته بودند و پادشاه بر کنگره خرابه ای دو جغد کنار هم نگریست و با تمسخر از وزیر خواست که برود و ببیند چه می گویند.
بزرگمهر نزد جغدها رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت:
قربان یکی از جغدها پسری دارد و نزد جغد دیگر که دختر دارد به خواستگاری آمده. جغد صاحب دختر صد خرابه مهریه طلبید و جغد صاحب پسر به او گفت:
اگر زمانه چنین و سلطان زمان نیز همین باشد به عوض صد خرابه، هزار خرابه پشت قباله دخترت اندازم....
گر مَلک این باشد و این روزگار
زین ده ویران دهمت صد هزار
بزرگمهر وزیر دعوی دانستن زبان حیوانات می کرد و انوشیروان مترصد فرصتی بود تا صدق آن را معلوم کند. تا روزی که با هم برای گشت و گذار رفته بودند و پادشاه بر کنگره خرابه ای دو جغد کنار هم نگریست و با تمسخر از وزیر خواست که برود و ببیند چه می گویند.
بزرگمهر نزد جغدها رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت:
قربان یکی از جغدها پسری دارد و نزد جغد دیگر که دختر دارد به خواستگاری آمده. جغد صاحب دختر صد خرابه مهریه طلبید و جغد صاحب پسر به او گفت:
اگر زمانه چنین و سلطان زمان نیز همین باشد به عوض صد خرابه، هزار خرابه پشت قباله دخترت اندازم....
گر مَلک این باشد و این روزگار
زین ده ویران دهمت صد هزار
اگر نادانها تحقیرمان کردند
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم !
اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده
و این خود دستاورد کمی نیست.
گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است
بر درستی کارمان...
اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ،
ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم
و انگیزهها را مرور میکنیم
اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و
خوشبین و صبور باشیم!
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم !
اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده
و این خود دستاورد کمی نیست.
گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است
بر درستی کارمان...
اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ،
ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم
و انگیزهها را مرور میکنیم
اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و
خوشبین و صبور باشیم!