کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
درد من ممکن است
دلیل خنده دیگــری بشود
ولی
خنده من هرگــز نباید
دلیل درد دیگری بشود...

#چارلی_چاپلین
ناپلئون هیل:
در کتاب کلید طلایی ۱۵ نوع ثروت،
را معرفی می کند که داشتن آنها ما،
را ثروتمند می‌کند ...
این ثروتهای پانزده گانه عبارتند از:

۱. رویکرد یا نگرش ذهنی مثبت.
۲. تندرستی واقعی.
۳. هماهنگی در روابط انسانی.
۴. رهایی از ترس.
۵. امید به موفقیت.
۶. نیروی ایمان.
۷. اشتیاق به بخشش و سهیم شدن
داشته های خود.
۸. عشق ورزیدن به کار.
۹. داشتن قلب و زبان شاکر
۱۰. انضباط شخصی.
۱۱. توانایی درک دیگران.
۱۲. امنیت اقتصادی.
۱۳. اعتماد به نفس
۱۴. استفاده موُثر از زمان
۱۵. داشتن برنامه و هدف
#حسین پناهی

پایانی برای غصه ها نیست
نه بره ها گرگ میشوند، نه گرگها سیر
خسته ام از جنس قلابی آدمها
دار میزنم خاطرات کسی را که مرا آزرده
حالم خوب است اما
گذشته ام درد میکند.

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌
سرخ پوست پيری برای کودکش
ازحقايق زندگی چنین گفت:

در وجود هرانسانی هميشه
مبارزه ايی جريان دارد

مانند مبارزه دوگرگ که يکی ازگرگها سمبل بديها مثل: حسد، غرور، شهوت
دروغ تکبر و خودخواهی است

و دیگری سمبل: مهربانی عشق، اميد وحقيقت.

سخنان پدر، کودک رابه فکر فرو برد،
تا اينکه پرسيد : پدر کدام گرگ پيروز ميشود؟

پدر لبخندی زد و گفت‎ ‎: ‎گرگی که تو به آن غذا میدهی!
خواستیم نشد
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد

خواستیم ..

خوب چه میشد کرد !!

پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان ٍ درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی عشق ست و زیبایی
نیکویی است و دانایی

و تو هستی

همان درٌ انسانیت !!

#ع_دباغ
شعر "سيمين بهبهانى"
واقعا انسانی و زيبا

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
تعصب چیست در مذهب ؟!
مگر نه این که انسانیم !
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیزه پس برای چیست ؟!
برای خود پرستی هاست ..
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم ...
بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا می‌کنم

دوستت دارم... ولی می‌ترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا می‌کنم

من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا می‌کنم

از کنارم رفته‌ای اما به یادم مانده‌است
خاطراتی که دلم را خوش به آن‌ها می‌کنم...

#فریدون_مشیری
گاهی چقدر دلم يك رفيق شش دانگ ميخواهد...
كسي كه به دور از جنسيت همراهت باشد،
مذكر و مونث فرقي ندارد...
فقط كسي باشد كه بفهمد حالت را...
بتواني به دور از حاشيه و ترس از هر چيزي،
تا نا كجا آبادهِ زندگي بروي..
اگر كمي حد دوستي هاي معمولي خود را مي دانستيم؛
كمي دندان به جگر مي گذاشتيم و احساساتمان را بيان نمي كرديم
حال قضيه فرق ميكرد و بهترين هاي زندگيمان را هنوز هم كنار خود داشتيم!
مي توانستيم تا ساليان دراز از ديدن حالشان؛حالمان جان بگيرد
مي توانستيم
به جاي خاطراتِ تلخ ؛
زندگي را پراز خاطراتِ شيرين و دوست داشتني كنيم..
مگر چه ميشود كه پاي عشق را وسط نكشيد؟!
همه چيز كه نبايد به عشق ختم شود...
بعضي دوستي ها بايد ناب بمانند...
خالصِ خالص...
‍ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ
ﺩﻝ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ..
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ
ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ،
ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ﺩﻝ ﺭﻓﺖ از این خانه ..!

#وحشی_بافقی
یادمان باشد به دل کوزه ی آب،
که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبّت بزنیم!

تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزند
آبرویش نرود!

یادمان باشد فردا حتما،
ناز گل را بکشیم
حق به شب بو بدهیم
و نخندیم دیگر
به ترکهای دل هر گلدان!

و به انگشت نخی خواهیم بست،
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است!
زندگی باید کرد.
اگر بخواهی نعمتی در تو زیاد شود،
باید آنرا ستایش کنی.
حتی وقتی گیاهی راستایش کنی،
بهتر رشد میکند
تقدیر کنید،
ستایش کنید، تأیید کنید
تا نعمتهای خدا بسوی شما سرازیر شود

الهی قمشه‌‌ای
راز شمع چیه؟

چرا روی کیک تولد شمع روشن میکنند؟

تا حالادقت کردید که توی مراسم عرفانی
و روحانی و جاهای مقدس چرا
شمع روشن میکنند؟

تا حالا به این فکر کردید که چرا روی
کیک تولد شمع میذارن، و لحظه
فوت کردن شمع میگن آرزو کن؟

راز شمع چیه؟

عالم خلقت اگه تجزیه بشه به
چهار عنصر می رسیم:
آب...آتش...باد...خاک...
ودر دل این چهار عنصر شعور الهی وجود داره...
اگه موقع دعا کردن جایی باشیم که این
چهار عنصر وجود داشته باشن استجابت
دعا به شدت اتفاق میفته...

شمعی که میسوزه این چهار عنصر رو با هم داره:
موم شمع: خاک
شعله شمع: آتش
دود شعله: باد
موم ذوب شده: آب

وقتی موقع دعا کردن به شمع در حال
سوختن نگاه میکنی به شعور الهی
متصل تر میشی...
و دعا به راحتی به عالم بالا میره
و به استجابت میرسه اگه با قوانین
خیر هماهنگ باشه.

راز شمع اینه...
برای همین در محراب ها و مکان های
مقدس برای دعا کردن شمع روشن میکنن
و روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه ی
فوت کردنش میگن آرزو کن...!

#دکتر_الهي_قمشه_ای
وقتے قهرمان جهان شدم
آنگاه فهمیدم که
باید بیشتر خم شوم تا
مــــدال قهرمانے را
به گردنم بیاویزند

#جهان پهلوان تختی

گاهے چنان
گره می‌خورد دلت به دلی
ڪه هیچ چیز و هیچڪس را
یاراے گشایشش نیست
گاهے چنان مست می‌شوی
از شنیدن صدایی
ڪه نفس هایش را بوسه می‌زنی
گاهے چنان نامے را
با جان و دل می‌خوانی
ڪه پژواڪ موسیقے عاشقانه ایست
گاهے چنان بیتاب می‌شوی
ڪه بجاے اشڪ، سیل می‌باری
گاهے چنان دلتنگ می‌شوی
ڪه سَر بر دیوارِ جنون جان می‌دهی
اینچنین است قصهٔ عشق و دلباختگی
و آغاز تمام تنهایے ها !

#باران_قیصری
پروفسور حسابی:
۲۲ سال درس دادم؛

۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.
(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)
۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!
(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)
۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم!
(چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)
۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.
(چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)
۵- هیچگاه ۹۰ دقیقه درس ندادم!
(چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد)
۶- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!
(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)
۷- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.
(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)
۸- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم!
(چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سرگرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند)
۹- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.
(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمیپرسیدم!)
ورونیکا تصميم میگیرد بمیرد،
از پائولو کوئلیو
کتابی با نوشتار قدرتمند که در پرتگاه زندگی ، امید و ارزش حیات را بر قلب باز میگرداند،
خواندنی ست ..
فال امشب لسان الغیب حافظ