کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ
ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍﺑﺒﻨﺪﯼ
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ،

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﯼ،
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ…
باید خواند تا شنید سرگذشتهای غم و شاد،
تلخیهاو شیرینیها را لمس کرد،
سختی جداییها و شوق وصلها را احساس کرد،
عشق و محبتها را فهمید
انسانیت را تشخیص داد
در کوچه سرنوشتها قدم گذاشت و هم قدم با گذشته ها شد ،
باید خواند تا احساسهای خاموش را روشن کرد،
باید خواند تا چشمها را به واقعیتها گشود،
باید خواند تا قدیمی شد، با تجربه شد،
شاید سخنی ، شاید جمله ای تکانم دهد، بیدارم کنم، بیدار

#ع_دباغ
زهیر، از پایولو کویلیو
ما نقاش زندگی باقی در این دنیای فانی هستیم، چه زیباست آن تصویر وقتی دستهامان هنرمندانه قلم را به رنگ سبز دوستی، رنگ سرخ محبت، رنگ آبي پاکی، رنگ سفید صفا میزند و با موسیقی عشق ترکیبی می آفريند تا همان بهشتی شود که در ذهن هامان رویاست،

#ع_دباغ
آدمهای خوب ،
مثل عطرهایِ خوب می مانند ...!

به قدری خوب هستند که همیشه ،
یادشون به آدم حسِ خوبی میدهد !

حتی اگر ازاین آدمها دور باشی ...!
#داستانک

#پسر_کفاش
#آبراهام_لینکلن پسر یک کفاش بود. پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد. لینکلن پس از سال ها تلاش،به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از این که لینکلن رئیس جمهور شده بود، ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد: آبراهام! حالا که به طور شانسی رئیس جمهور شده ای، فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را این طور شروع کرد: من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت. چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم. آقایان نماینده! بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت، با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود. یکی ازاقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود.
«معیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم؟»
آنچه کامل شده، هر آنچه رسیده و پخته، خواهان مرگ است. آنچه نارس است می خواهد زندگی کند. هر آنچه در رنج است، می خواهد زنده بماند، تا شاید رسیده و شادان و دلخواه شود، دلخواه از آن رو که هر چه فراتر رود، برتر و درخشان تر شود.
فردریش نیچه
بشر تا زمانی که زندگی را به عنوان چیزی مقدس باور نداشته باشد و به همنوعان خود به چشم برادر نگاه نکند، زندگی دیگران را تباه خواهد کرد.


لئو تولستوی
امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق دریا ببرند.
آن ماهی آسوده که بر سطح دریا می بینی مُرده است...

👤نلسون ماندلا
#قطعه‌ای_کتاب
ــــــــ

وقتی جوان بودم، قایق‌سواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق‌سواری می‌کردم و ساعت‌های زیادی را آنجا به تنهایی می‌گذراندم.

در یک شب زیبا و آرام، بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم، درون قایق نشستم و چشم‌هایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.

عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است!
کسی در آن قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمی‌شد کرد!

دوباره نشستم و چشم هایم را بستم. در سکوت شب کمی فکر کردم. قایق خالی برای من درسی شد..از آن‌موقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خود می‌گویم: این قایق هم خالی است!

ــــــــــ
زندگی کن! | مترجم: #امیررضا_آرمیون
پسر همسایه، دختر همسایه، از عرفانی زاده
⚫️اربعین حسینی بر همه ی عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.


مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز

👇👇👇
@abraregaem
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
تنها یک چیز میدانم
و آن این است که وقتی میخوابم
دیگر معنای ترس را نمیدانم
معنای رنج را
معنای سعادت را.

خوشا آن کس که به خوابی عمیق فرو رفته است.

خواب سکه ای ست
که بهای هر چیز را می پردازد.
ترازویی ست که وزن همه ی آدمیان در کفه هایش یکسان است؛
فقیر و غنی
دارا و ندار
همه و همه.

اما تنها یک چیز است که مرا میرنجاند؛
میگویند "وقتی که میخوابی
مرگ نزدیک تر است"

#آندره_تارکوفسکی