دیالوگ
دامبلدور: دلت به حال مردهها نسوزه هري،
نگران زندهها باش، مخصوصاً اونايي که بیعشق زندگی میکنن...
دامبلدور: دلت به حال مردهها نسوزه هري،
نگران زندهها باش، مخصوصاً اونايي که بیعشق زندگی میکنن...
از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد
از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد
هی فال گرفتیم در آیینه تقدیر ...
زنگار گرفت و ترکش ؛ قسمت ما شد
وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
’بر خورد ورقها و تکش ؛ قسمت ما شد
عمریست که آشفته این بود و نبودیم؛
از مساله ساده ؛ شکش قسمت ما شد..
گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است...
غمها و شب و شاپرکش ؛ قسمت ما شد
نامرد رفیقان ؛ به خدا بشکند این دست
وقتی که فقط بی نمکش ؛ قسمت ما شد...
از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد
هی فال گرفتیم در آیینه تقدیر ...
زنگار گرفت و ترکش ؛ قسمت ما شد
وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
’بر خورد ورقها و تکش ؛ قسمت ما شد
عمریست که آشفته این بود و نبودیم؛
از مساله ساده ؛ شکش قسمت ما شد..
گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است...
غمها و شب و شاپرکش ؛ قسمت ما شد
نامرد رفیقان ؛ به خدا بشکند این دست
وقتی که فقط بی نمکش ؛ قسمت ما شد...
خوشبختی مکان و شرایط نیست !
احساسی است که باید آن را بلد شد .
شبیهِ غم ، شادی ، خشم و
تمامِ احساس هایِ دیگر ...
برایِ غمگین نبودن ، باید بخواهی
که غمگین نباشی ،
و برای خوشبخت بودن هم ،
باید بخواهی که خوشبخت باشی ...
گاهی قدم بزن ، کتاب بخوان و
موسیقیِ مورد علاقه ات را گوش کن .
خوشبختی ، اتفاقی نیست که بیفتد ، یک
حسِ نابِ درونی است ،باید آن را ایجاد کرد !
#دکترالهی_قمشه_ای
احساسی است که باید آن را بلد شد .
شبیهِ غم ، شادی ، خشم و
تمامِ احساس هایِ دیگر ...
برایِ غمگین نبودن ، باید بخواهی
که غمگین نباشی ،
و برای خوشبخت بودن هم ،
باید بخواهی که خوشبخت باشی ...
گاهی قدم بزن ، کتاب بخوان و
موسیقیِ مورد علاقه ات را گوش کن .
خوشبختی ، اتفاقی نیست که بیفتد ، یک
حسِ نابِ درونی است ،باید آن را ایجاد کرد !
#دکترالهی_قمشه_ای
نرگسِ مردمفریبی داشت شبنم میفروخت
باهمان چشمی که میزد زخم مرهم میفروخت
زندگی چون بردهداری پیر در بازارِ عمر
داشت یوسف را به مُشتی خاکِ عالم میفروخت
زندگی این تاجرِ طماعِ ناخنخشکِ پیر
مرگ را همچون شراب ناب کمکم میفروخت
در تمام سالهای رفته بر ما روزگار
شادمانی میخرید از ما و ماتم میفروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچهها
گلفروش ای کاش با آنها مرا هم میفروخت
#فاضل_نظری
باهمان چشمی که میزد زخم مرهم میفروخت
زندگی چون بردهداری پیر در بازارِ عمر
داشت یوسف را به مُشتی خاکِ عالم میفروخت
زندگی این تاجرِ طماعِ ناخنخشکِ پیر
مرگ را همچون شراب ناب کمکم میفروخت
در تمام سالهای رفته بر ما روزگار
شادمانی میخرید از ما و ماتم میفروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچهها
گلفروش ای کاش با آنها مرا هم میفروخت
#فاضل_نظری
- نامهء #آکیرا_کوروساوا به #اينگمار_برگمان بهمناسبت ۷۰ سالگی او:
آقای برگمان عزیز
هفتادمین سالگرد تولدتان را تبریک میگویم. هر بار که فیلمهایتان را میبینم عمیقاً تحت تاثیر قرار میگیرم. بسیار از آنها آموخته و دلگرم شدهام. امیدوارم همچنان سالم و سرحال باشید و برایمان فیلمهای کم نظیر بسازید.
در ژاپن دوره میجی [اواخر قرن نوزده]، نقاشی زندگی میکرد به نام تسای تومیکا که در زمان جوانیاش نقاشیهای خوبی کشیده بود، اما وقتـی به 80 سالگی رسید، نقاشیهایی کشید که نسبت به کارهای قبلیاش، برتری بسیاری داشت. گویی هنرش به یکباره به شکوفایی فوقالعادهای رسیده بود.
هربار که نقاشیهای او را تماشا میکنم قانع میشوم که انسان تا به 80 سالگی نرسیده، نمیتواند کارهای حقیقتاً عالیش را خلق کند. آدمی نوزاد متولد میشود، به نوجوانی میرسد، از مرز جوانی میگذرد، زندگی مستقلش را آغاز میکند و سرانجام قبل از آن که دفتر زندگیش بسته شود به کودکی باز میگردد. به عقیـدهی من این آرمانیتریـن نحوهی زندگی است.
فکر میکنم شما هم با من هم عقیده باشید که انسان در این دوره کودکی مجدد است که میتواند بیهیچ قیـد و بندی آثـار حقیقتاً ناب بیافـریند. من اکنون 77 سالهام و معتقدم که کار واقعیام تازه آغاز شده است. بیایید به خاطر سینما از پا ننشینیم.
با گرمتریـن درودها
آکیرا کوروساوا ـ 1987
آقای برگمان عزیز
هفتادمین سالگرد تولدتان را تبریک میگویم. هر بار که فیلمهایتان را میبینم عمیقاً تحت تاثیر قرار میگیرم. بسیار از آنها آموخته و دلگرم شدهام. امیدوارم همچنان سالم و سرحال باشید و برایمان فیلمهای کم نظیر بسازید.
در ژاپن دوره میجی [اواخر قرن نوزده]، نقاشی زندگی میکرد به نام تسای تومیکا که در زمان جوانیاش نقاشیهای خوبی کشیده بود، اما وقتـی به 80 سالگی رسید، نقاشیهایی کشید که نسبت به کارهای قبلیاش، برتری بسیاری داشت. گویی هنرش به یکباره به شکوفایی فوقالعادهای رسیده بود.
هربار که نقاشیهای او را تماشا میکنم قانع میشوم که انسان تا به 80 سالگی نرسیده، نمیتواند کارهای حقیقتاً عالیش را خلق کند. آدمی نوزاد متولد میشود، به نوجوانی میرسد، از مرز جوانی میگذرد، زندگی مستقلش را آغاز میکند و سرانجام قبل از آن که دفتر زندگیش بسته شود به کودکی باز میگردد. به عقیـدهی من این آرمانیتریـن نحوهی زندگی است.
فکر میکنم شما هم با من هم عقیده باشید که انسان در این دوره کودکی مجدد است که میتواند بیهیچ قیـد و بندی آثـار حقیقتاً ناب بیافـریند. من اکنون 77 سالهام و معتقدم که کار واقعیام تازه آغاز شده است. بیایید به خاطر سینما از پا ننشینیم.
با گرمتریـن درودها
آکیرا کوروساوا ـ 1987
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی "اندک اندک" شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
"#گمشده"
گاهی
خواب با چشم ها غریبگی می کند
دل از سینه ها بی قراری می کند
پا ها از رفتن ها بی اختیاری می کند
دست ها از فراق سردی می کند
چشم ها از شادی جدایی می کند
اشک ها از چهره ها خطاطی می کند
احساس ها با شوق ها بی وفایی می کند
قلب با سوزها هم نوایی میکند
حرف ها با دلتنگی ها هم سرایی می کند!
گویی
گمشده ای داری !
گمشده !
#ع_دباغ
گاهی
خواب با چشم ها غریبگی می کند
دل از سینه ها بی قراری می کند
پا ها از رفتن ها بی اختیاری می کند
دست ها از فراق سردی می کند
چشم ها از شادی جدایی می کند
اشک ها از چهره ها خطاطی می کند
احساس ها با شوق ها بی وفایی می کند
قلب با سوزها هم نوایی میکند
حرف ها با دلتنگی ها هم سرایی می کند!
گویی
گمشده ای داری !
گمشده !
#ع_دباغ
در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
یارای گفتن گلهها نیست، بگذریم
دردیست در دلم که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟
گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم.
ابری که میگذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکان «ماندن» ما نیست، «بگذریم»
هرچند دشمنم شدهای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم
"سجاد سامانی"
یارای گفتن گلهها نیست، بگذریم
دردیست در دلم که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟
گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم.
ابری که میگذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکان «ماندن» ما نیست، «بگذریم»
هرچند دشمنم شدهای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم
"سجاد سامانی"
دنیا را کسانی که کارهای شیطانی انجام می دهند نابود نمیکنند!
بلکه کسانی نابود میکنند که این کارها را تماشا میکنند ولی کاری انجام نمیدهند!!
#آلبرت انیشتین
بلکه کسانی نابود میکنند که این کارها را تماشا میکنند ولی کاری انجام نمیدهند!!
#آلبرت انیشتین
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
#ویکتور هوگو
#ویکتور هوگو
شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: این چیزیه که امروزه داره فراموش می شه... یعنی پیوند بستن...
- پیوند بستن؟
-البته. مثلا برای من تو پسر بچه ای بیش نیستی، مثل صد هزار پسر بچه ی دیگه! نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من.
من هم برای تو روباهی بیش نیستم. مثل صدهزار روباه دیگه...
ولی اگه تو منو اهلی کنی، هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت...
تو برای من در جهان بی نظیر می شی و منم برای تو بی نظیر می شم...
شازده کوچولو گفت:کم کم دارم متوجه می شم. یه گل هست... که گمون می کنم منو اهلی کرده باشه...
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
روباه گفت: این چیزیه که امروزه داره فراموش می شه... یعنی پیوند بستن...
- پیوند بستن؟
-البته. مثلا برای من تو پسر بچه ای بیش نیستی، مثل صد هزار پسر بچه ی دیگه! نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من.
من هم برای تو روباهی بیش نیستم. مثل صدهزار روباه دیگه...
ولی اگه تو منو اهلی کنی، هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت...
تو برای من در جهان بی نظیر می شی و منم برای تو بی نظیر می شم...
شازده کوچولو گفت:کم کم دارم متوجه می شم. یه گل هست... که گمون می کنم منو اهلی کرده باشه...
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان "چطور از بیناییتان استفاده کنید"، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
#هلن_کلر
📚 سه روز برای دیدن
#هلن_کلر
📚 سه روز برای دیدن
Forwarded from اطلاعات عمومی
"صبر کن بابا" از معروفترین و تاثیر گذارترین عکسهای تاریخ است كه توسط "کلود دتلف" کانادایی در سال 1940 هنگام اعزام نیروهای کانادایی به جبهه های جنگ جهانی تصویر برداری شده است
@geneeral_information
@geneeral_information
#امام علی(ع)
انسان باایمان شادى اش در چهره و اندوهش در درون قلب اوست، سینه اش از هرچیز، گشاده تر و هوسهاى نفسانى اش از هرچیز خوارتر است، از برترى جویى بیزار و از ریاکارى متنفر است، اندوهش طولانى و همتش بلند، سکوتش بسیار و تمام وقتش مشغول است، شکرگزار و صبور، بسیار ژرف اندیش است و دست حاجت به سوى کسى دراز نمى کند، طبیعتش آسان و برخوردش با دیگران توأم با نرمش است، دلش از سنگ خارا (در برابر حوادث سخت و دشمنان خطرناک) محکمتر و سختتر و (در پیشگاه خدا) از بَرده تسلیم تر است.
#نهج البلاغه
انسان باایمان شادى اش در چهره و اندوهش در درون قلب اوست، سینه اش از هرچیز، گشاده تر و هوسهاى نفسانى اش از هرچیز خوارتر است، از برترى جویى بیزار و از ریاکارى متنفر است، اندوهش طولانى و همتش بلند، سکوتش بسیار و تمام وقتش مشغول است، شکرگزار و صبور، بسیار ژرف اندیش است و دست حاجت به سوى کسى دراز نمى کند، طبیعتش آسان و برخوردش با دیگران توأم با نرمش است، دلش از سنگ خارا (در برابر حوادث سخت و دشمنان خطرناک) محکمتر و سختتر و (در پیشگاه خدا) از بَرده تسلیم تر است.
#نهج البلاغه
زمین بهشت میشود
روزی که
مردم بفهمند
هیچ دینی
با ارزش تر از انسانیت نیست
#پائولو_کوئلیو
روزی که
مردم بفهمند
هیچ دینی
با ارزش تر از انسانیت نیست
#پائولو_کوئلیو
بی ارزشترین نوعِ افتخار،
افتخار به داشتن
ویژگیهایی است که خود انسان
در داشتنشان هیچ نقشی ندارد
مثلِ چهره، قد، رنگ چشم، ملیت،
ثروت خانوادگي و خیلی چیزهای دیگر.
از چیزایی که خودتان
به دست آورده اید حرف بزنید..
مثل: انسانیت، شعور،فرهنگ
مهربانی، گذشت، صداقت و ...
آدمی را آدميت لازم است
عود را گر بو نباشد هيزم است...
افتخار به داشتن
ویژگیهایی است که خود انسان
در داشتنشان هیچ نقشی ندارد
مثلِ چهره، قد، رنگ چشم، ملیت،
ثروت خانوادگي و خیلی چیزهای دیگر.
از چیزایی که خودتان
به دست آورده اید حرف بزنید..
مثل: انسانیت، شعور،فرهنگ
مهربانی، گذشت، صداقت و ...
آدمی را آدميت لازم است
عود را گر بو نباشد هيزم است...
واحد اندازه گیری انسانیت
دست هایی است که گرفتیم
گره های است که از
مشکلات دیگران بازکردیم
دلهایی که به دست
آوردیم و اشکهایی
که به لبخند نشاندیم...
دست هایی است که گرفتیم
گره های است که از
مشکلات دیگران بازکردیم
دلهایی که به دست
آوردیم و اشکهایی
که به لبخند نشاندیم...