برای دیدن رنگ های پاییز
چه گرما ها که نکشیدیم
برای لمس سفیدی های برف
از چه فراق پاییزها که نگذشتیم
برای دیدن بهار های سبز
از چه سوز سرماها که نگذشتیم
برای رسیدن میوه های شیرین
از چه سبزها که نگذشتیم
باید گذشت !
این را آموخت روزگار !
بگذر..
#ع_دباغ
چه گرما ها که نکشیدیم
برای لمس سفیدی های برف
از چه فراق پاییزها که نگذشتیم
برای دیدن بهار های سبز
از چه سوز سرماها که نگذشتیم
برای رسیدن میوه های شیرین
از چه سبزها که نگذشتیم
باید گذشت !
این را آموخت روزگار !
بگذر..
#ع_دباغ
خداوند کرم ابریشم را به پروانه،
دانه ی شن را به مروارید،
تکه زغالی را به الماس تغییر میدهد..
اگر زمان به سختی گذشت
و تحت فشار بودی؛
او بر روی تو نیز کار میکند...
# ریک وارن
دانه ی شن را به مروارید،
تکه زغالی را به الماس تغییر میدهد..
اگر زمان به سختی گذشت
و تحت فشار بودی؛
او بر روی تو نیز کار میکند...
# ریک وارن
من عاشقِ تو نیستم !!!
من دوستت دارم ...
چرا که عشق بِسانِ داغی ای میماند که
دیر یا زود سرد می شود ...!
اما دوست داشتن
همیشگی و دائمی ست ...
دوست داشتن جایگاهش از عشق
بالاتر است...
چرا که هر کسی
نمیتواند منکر آن شود و بگوید
اتفاق است ؛ پیش می آید ...!
عشق ممکن است پیش آمد باشد
ولی دوست داشتن اتفاقی نیست ...!
عاشقم نباش لطفا !!!
مرا دوست داشته باش
هر چند کم اما همیشگی !!!
#علی نیکنام راد
من دوستت دارم ...
چرا که عشق بِسانِ داغی ای میماند که
دیر یا زود سرد می شود ...!
اما دوست داشتن
همیشگی و دائمی ست ...
دوست داشتن جایگاهش از عشق
بالاتر است...
چرا که هر کسی
نمیتواند منکر آن شود و بگوید
اتفاق است ؛ پیش می آید ...!
عشق ممکن است پیش آمد باشد
ولی دوست داشتن اتفاقی نیست ...!
عاشقم نباش لطفا !!!
مرا دوست داشته باش
هر چند کم اما همیشگی !!!
#علی نیکنام راد
فقط یک چیز در زندگی زیبا به شمار می آید و آن شادی ست،هیچ گاه نگذار کسی آن را از تو بگیرد.
#کریستین_بوبن
#کریستین_بوبن
کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
آدمایی که گناه به نظرشون فقط چند کلمه است
رستگاری هم به نظرشون فقط چند کلمه است ...
📕 گور به گور
#ویلیام_فاکنر
رستگاری هم به نظرشون فقط چند کلمه است ...
📕 گور به گور
#ویلیام_فاکنر
یک سال، عصر چهارشنبه ها را پشت سر گذاشتیم، آخرين آن نیز رفت !
هیزم های خشک و جرقه آتش ، شعله ها را در هر کویی فروزان می کند ،
تا یادمان باشد که دلهای خشک با جرقه محبتی شعله ور میشوند،
دور زنیم بر آن آتش تا یادمان باشد گرمی دور هم و کنار هم بودن زمانی که
دلها همزمان شعله های محبت را فروزان میکنند،
جستی تا بپریم از ميان آن شعله ها ،
تا گرمی شعله ها ،
حس گرمای محبت به همنوعان را در جسم سرما ديده از زمستان بی مهری ها در ما روشن سازد ،
اتيل باتیل بختیم اچیل ،
باید پرید باید حرکتی کرد
تا بختهای خفته را با دیدنها و دوست داشتنها بیدار کرد ،
باید خود را به آتش ها زد تا عشق را سرود،
بايد جسارت را نمایش داد تا زندگي با شوق بهاری را اغاز کرد،
#ع_دباغ
هیزم های خشک و جرقه آتش ، شعله ها را در هر کویی فروزان می کند ،
تا یادمان باشد که دلهای خشک با جرقه محبتی شعله ور میشوند،
دور زنیم بر آن آتش تا یادمان باشد گرمی دور هم و کنار هم بودن زمانی که
دلها همزمان شعله های محبت را فروزان میکنند،
جستی تا بپریم از ميان آن شعله ها ،
تا گرمی شعله ها ،
حس گرمای محبت به همنوعان را در جسم سرما ديده از زمستان بی مهری ها در ما روشن سازد ،
اتيل باتیل بختیم اچیل ،
باید پرید باید حرکتی کرد
تا بختهای خفته را با دیدنها و دوست داشتنها بیدار کرد ،
باید خود را به آتش ها زد تا عشق را سرود،
بايد جسارت را نمایش داد تا زندگي با شوق بهاری را اغاز کرد،
#ع_دباغ
روانشناسی می گفت:
بیمارانِ واقعی، هیچ وقت به ما مراجعه نمی کنند
مراجعینِ ما اکثرا کسانی هستند،
که توسطِ این بیماران، بیمار شدهاند…!
بیمارانِ واقعی، هیچ وقت به ما مراجعه نمی کنند
مراجعینِ ما اکثرا کسانی هستند،
که توسطِ این بیماران، بیمار شدهاند…!
یک وقتهايی هست که بايد بگذاری موسیقیای که دوست داری و باهاش خاطره ساختهای، با صدای بلند در خانه پخش شود. چای دم کنی و بگذاری نتها در چای سرریز شوند. آنوقت دو تا چای بریزی و بگذاری روی میز و با غيابِ دیگری حرف بزنی. هی حرف بزنی با کسی که آن سوی میز ننشسته است.
#آنتونین دورژاک
#آنتونین دورژاک
Forwarded from موسسه خیریه ابرار قائم تبریز
🌺 فرا رسیدن میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، امام زمان، مهدی موعود، حضرت ولی عصر (عج) برعموم شیعیان جهان مبارک باد.🌺
🔵مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
🔵مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
دلم برای تو تنگ است بر نمی گردی
دلم براي تو تنگ است، بر نمي گردي؟
وَجنس قلب تو سنگ است، بر نمي گردي
دلم براي همان چشم هاي صلح آلود
هميشه در تب جنگ است ، بر نمي گردي
نمي رسم به تو هرگز مثال ماهي كه
خيال خام پلنگ است ، بر نمي گردي!
بيا كه بعد تو اين راه صعب وطولاني است
وَ پام چوبي ولَنگ است ، بر نمي گردي؟
شبيه مادر سرباز مرز بازرگان
هميشه گوش به زنگ است ، بر نمي گردي؟
ميان اين همه سيمان و دود ،بودن تو
هواي پاكِ النگ* است، بر نمي گردي؟
چقدرمي شكند روزهاي بي تو مرا
كه نقل شيشه وسنگ است،برنمي گردي؟
دلم به ياد تو دلخوش، دلم براي تو تنگ
دلم براي تو تنگ است ،بر نمي گردي
#سامه_ابتهاج
سال ١٣٨٠
*#النگ:زادگاه پدري شاعر واقع در استان گلستان
دلم براي تو تنگ است، بر نمي گردي؟
وَجنس قلب تو سنگ است، بر نمي گردي
دلم براي همان چشم هاي صلح آلود
هميشه در تب جنگ است ، بر نمي گردي
نمي رسم به تو هرگز مثال ماهي كه
خيال خام پلنگ است ، بر نمي گردي!
بيا كه بعد تو اين راه صعب وطولاني است
وَ پام چوبي ولَنگ است ، بر نمي گردي؟
شبيه مادر سرباز مرز بازرگان
هميشه گوش به زنگ است ، بر نمي گردي؟
ميان اين همه سيمان و دود ،بودن تو
هواي پاكِ النگ* است، بر نمي گردي؟
چقدرمي شكند روزهاي بي تو مرا
كه نقل شيشه وسنگ است،برنمي گردي؟
دلم به ياد تو دلخوش، دلم براي تو تنگ
دلم براي تو تنگ است ،بر نمي گردي
#سامه_ابتهاج
سال ١٣٨٠
*#النگ:زادگاه پدري شاعر واقع در استان گلستان
در مکث زمان اگر چه پُر جزر و مدیم
ما مجرم محکوم به حبس ابدیم
یا پوچ دو دستِ سردِ دنیاست و یا
ما پشت همان دست که پوچ است زدیم...
#محمدجواد منوچهری
ما مجرم محکوم به حبس ابدیم
یا پوچ دو دستِ سردِ دنیاست و یا
ما پشت همان دست که پوچ است زدیم...
#محمدجواد منوچهری
تاریک اندیشان در همه جای دنیا میخواهند زنان را در سیاهی نگه دارند
آنها از روشن شدن ذهن زن میترسند.
چون میدانند زن بداند،
به کودکش هم یاد خواهد داد۰۰۰
آنها از روشن شدن ذهن زن میترسند.
چون میدانند زن بداند،
به کودکش هم یاد خواهد داد۰۰۰
به مناسبت نیمه شعبان
شعری از عراقی
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال
عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
همه عالم به تو میبینم و این نیست عجب
به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی
پیش ازین گر دگری در دل من میگنجید
جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی
جز تو اندر نظرم هیچ کسی میناید
وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی
گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»
وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی
شعری از عراقی
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال
عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
همه عالم به تو میبینم و این نیست عجب
به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی
پیش ازین گر دگری در دل من میگنجید
جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی
جز تو اندر نظرم هیچ کسی میناید
وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی
گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»
وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی
🔟دلیل برای این که دست کم یکی از هدیههای تعطیلات و عید برای کودک شما کتاب باشد:
1️⃣خواندن کتاب برای کودک، کمک میکند که او کارکرد بهتری در مدرسه، کار و زندگی آیندهاش داشته باشد.
2️⃣کودکانی که کتاب میخوانند، از نظر افزایش گنجینه واژگان و تلفظ واژگان، دستور زبان، درک مطلب و شیوه نوشتن، پیشرفت بیش تری دارند.
3️⃣عادت به خواندن کتاب از همان سالهای نخست کودکی، به کودک شما کمک میکند تا مهارتهای خواندن خوب را راحت تر به دست آورد و به طور طبیعی دانش آموز خوبی در مدرسه باشد.
4️⃣خواندن داستان میتواند سبب تحریک کنجکاوی، تخیل و خلاقیت کودکان شود، که به آنها در سراسر زندگی کمک خواهد کرد.
5️⃣خواندن کتاب همراه کودکتان، ارتباط عاطفی بین او و شما را عمیق تر میکند و سبب میشود که شما و فرزندتان اوقات با ارزش و سودبخشی با هم بگذرانید.
6️⃣خواندن کتاب برای کودکتان، زمانی فراهم میکند تا او آرامش پیدا کند، شما را به عنوان یک الگو در زندگی خود در نظر بگیرد، بیش تر به شما احترام بگزارد و به سخنانتان گوش بدهد .
7️⃣کتابهای تصویری میتوانند به کودک نو پا یا کودک پیش دبستانی شما در یادگیری زبان کمک کنند و به او یاد بدهند که چگونه احساسات خود را بیان کند و حس سرخوردگی را در خود کاهش دهد.
8️⃣کتابها و داستانها، موضوعهایی مانند طبیعت، علوم، تاریخ و ورزش را در بر میگیرند و به فرزند شما در دستیابی به دانش پایه ای کمک میکنند.
9️⃣کتابهای داستانی و غیر داستانی میتوانند به کودک شما کمک کنند تا دنیا را از زاویه دیگری ببیند و همدلی و همدردی در او تقویت شود .
🔟کتابها و داستانها میتوانند ارزشهای مثبت و رفتارهای مدنی و شهروندی را در جامعه گسترش دهند، ارزشهایی همچون: درستکاری، سخت کوشی، احترام به دیگران، عشق به خانواده و جامعه، بردباری در برابر دیدگاههای مخالف، صبر و ...
1️⃣خواندن کتاب برای کودک، کمک میکند که او کارکرد بهتری در مدرسه، کار و زندگی آیندهاش داشته باشد.
2️⃣کودکانی که کتاب میخوانند، از نظر افزایش گنجینه واژگان و تلفظ واژگان، دستور زبان، درک مطلب و شیوه نوشتن، پیشرفت بیش تری دارند.
3️⃣عادت به خواندن کتاب از همان سالهای نخست کودکی، به کودک شما کمک میکند تا مهارتهای خواندن خوب را راحت تر به دست آورد و به طور طبیعی دانش آموز خوبی در مدرسه باشد.
4️⃣خواندن داستان میتواند سبب تحریک کنجکاوی، تخیل و خلاقیت کودکان شود، که به آنها در سراسر زندگی کمک خواهد کرد.
5️⃣خواندن کتاب همراه کودکتان، ارتباط عاطفی بین او و شما را عمیق تر میکند و سبب میشود که شما و فرزندتان اوقات با ارزش و سودبخشی با هم بگذرانید.
6️⃣خواندن کتاب برای کودکتان، زمانی فراهم میکند تا او آرامش پیدا کند، شما را به عنوان یک الگو در زندگی خود در نظر بگیرد، بیش تر به شما احترام بگزارد و به سخنانتان گوش بدهد .
7️⃣کتابهای تصویری میتوانند به کودک نو پا یا کودک پیش دبستانی شما در یادگیری زبان کمک کنند و به او یاد بدهند که چگونه احساسات خود را بیان کند و حس سرخوردگی را در خود کاهش دهد.
8️⃣کتابها و داستانها، موضوعهایی مانند طبیعت، علوم، تاریخ و ورزش را در بر میگیرند و به فرزند شما در دستیابی به دانش پایه ای کمک میکنند.
9️⃣کتابهای داستانی و غیر داستانی میتوانند به کودک شما کمک کنند تا دنیا را از زاویه دیگری ببیند و همدلی و همدردی در او تقویت شود .
🔟کتابها و داستانها میتوانند ارزشهای مثبت و رفتارهای مدنی و شهروندی را در جامعه گسترش دهند، ارزشهایی همچون: درستکاری، سخت کوشی، احترام به دیگران، عشق به خانواده و جامعه، بردباری در برابر دیدگاههای مخالف، صبر و ...