آسیابان: ما هر چه داریم از پادشاه است.
زن: چه میگویی مرد؟ ما که چیزی نداریم..!
آسیابان: آن نیز از پادشاه است..!
📘 #مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
زن: چه میگویی مرد؟ ما که چیزی نداریم..!
آسیابان: آن نیز از پادشاه است..!
📘 #مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
کتاب خوب بخوانیم...!
ما نمیدانیم، اما شاید در کتابی که میخوانیم، جملهای، شخصیّتی و یا کلیدی برای قفل درون ما وجود داشته باشد.
ما نمیدانیم، اما شاید در کتابی که میخوانیم، جملهای، شخصیّتی و یا کلیدی برای قفل درون ما وجود داشته باشد.
خوب گوش کنيد بچهها
کبوتر نماد صلح است
براي همين ما در اينجا يک عالم کبوتر داريم
فقط يک چيز کم داريم و آن صلح است
حالا کي ميداند صلح کجاست؟
#شل_سيلور_استاين
کبوتر نماد صلح است
براي همين ما در اينجا يک عالم کبوتر داريم
فقط يک چيز کم داريم و آن صلح است
حالا کي ميداند صلح کجاست؟
#شل_سيلور_استاين
مردم ِ یک جامعه وقتی کتاب میخوانند، چهرهٔ آن جامعه را عوض میکنند، یعنی به جامعهشان چهره میدهند. یک جامعهٔ بیچهره را میشود در میان ِ مردمی کشف کرد که در اتوبوس، در صف اتوبوس، و در اتاقهای انتظار، و در انتظارهای بیاتاق منتظرند و به هم نگاه میکنند و از نگاه کردن به هم نه چیزی میگیرند و نه چیزی میدهند. جامعهای که گروه ِ منتظرانش به هم نگاه میکنند جامعهٔ بی چهره ایست.
#یدالله_رؤیایی
📕 از سکوی سرخ
#یدالله_رؤیایی
📕 از سکوی سرخ
تو چه غذایی را بیش از همه
دوست داری، پدر بزرگ؟
همهی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.
#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
دوست داری، پدر بزرگ؟
همهی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.
#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
بگو ببینم اصلا تو چه می خواهی؟
گفتم: تو را می خواهم،
و نمی دانم آیا می توان به زنی جمله ای زیباتر و خوشایندتر از این گفت یا نه؟
#هاینریش_بل
📓 عقاید یک دلقک
گفتم: تو را می خواهم،
و نمی دانم آیا می توان به زنی جمله ای زیباتر و خوشایندتر از این گفت یا نه؟
#هاینریش_بل
📓 عقاید یک دلقک
برای فریب دادن؛
عده ای را شیر میکنند و عده ای را خر..
مواظب باشید حیوان صفت نشوید،
بازنده، بازنده است چه درنده چه چرنده..
#خورخه_لوئیس_بورخس
عده ای را شیر میکنند و عده ای را خر..
مواظب باشید حیوان صفت نشوید،
بازنده، بازنده است چه درنده چه چرنده..
#خورخه_لوئیس_بورخس
"مادر ترزا":
به هر كجا كه پاي مي گذاري عشق را بگستران
اول از همه در خانه خويش
عشق را به فرزندانت
به همسرت
و به همسايه ات نثار كن!
مظهر مهر خداوندي باش
مِهر در چهره خود
مِهر در چشمان خود
مِهر در تبسم خود
مِهر در برخورد گرم خود
به خاطر بسپار : با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا بر تصادف در دوزخ افتادي، خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند!!
"فريدون مشيري " در تاييد سخنان مادر ترزا مي گويد:
اين نور و گرمايي كه مي رويد ز خورشيد
در پهنه منظومه ما
جان آفرين است .....
ما نيز از خورشيد چيزي كم نداريم
با نور و گرماي "محبت"
نيروي هستي بخش "خدمت "
در بين مردم مي توان آسان درخشيد،
مانند خورشيد!!
كتاب: #لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
به هر كجا كه پاي مي گذاري عشق را بگستران
اول از همه در خانه خويش
عشق را به فرزندانت
به همسرت
و به همسايه ات نثار كن!
مظهر مهر خداوندي باش
مِهر در چهره خود
مِهر در چشمان خود
مِهر در تبسم خود
مِهر در برخورد گرم خود
به خاطر بسپار : با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا بر تصادف در دوزخ افتادي، خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند!!
"فريدون مشيري " در تاييد سخنان مادر ترزا مي گويد:
اين نور و گرمايي كه مي رويد ز خورشيد
در پهنه منظومه ما
جان آفرين است .....
ما نيز از خورشيد چيزي كم نداريم
با نور و گرماي "محبت"
نيروي هستي بخش "خدمت "
در بين مردم مي توان آسان درخشيد،
مانند خورشيد!!
كتاب: #لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ی دل، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست..
#مولانا
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ی دل، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست..
#مولانا
در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
#فریدون مشیری
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
#فریدون مشیری
هیچوقت باورمان نمیشود که شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند، ما برایشان مهم نباشیم.
#گراهام_گرین
📙 مرد سوم
#گراهام_گرین
📙 مرد سوم
آنچه مردم میخواهند نه یک زندگی آرام است که در آن به وضعیّتِ اندوهناکِ خویش فکر کنند، بلکه آنچه بابِ میل آنهاست هیجانی است که ذهنشان را بدان مشغول داشته و از فکر به شرایط خویش منحرف نماید..!
#بلز_پاسکال
#بلز_پاسکال
به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند
بهلول گفت: او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است!
بهلول گفت: او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است!
#در دیار مستان
هر کس مستی ست !
یکی
مست پول
مست قدرت
مست عیش
مست پُست
مست مقام
آری ای دوست
مستی م ما !!
مست عشق
عشق
به انسان ها
به کودکان خندان به لب
به جوانان امیدوار به زندگی
به نفس های گرم مانده در سرما
به قلب های مهربان مانده در سینه ها
به صداهای خفته بر بغض ها
به نگاه های خوابیده بر چشم ها
ما مستی م
مستٍ
روزهای گرم محبت
شب های آرام دل
بً ح چه مستی ست
عشق !
#ع_دباغ
#مستی #انسانیت #عشق #مقام #دل #آرام #شب #زیبایی #کودکان #خنده
هر کس مستی ست !
یکی
مست پول
مست قدرت
مست عیش
مست پُست
مست مقام
آری ای دوست
مستی م ما !!
مست عشق
عشق
به انسان ها
به کودکان خندان به لب
به جوانان امیدوار به زندگی
به نفس های گرم مانده در سرما
به قلب های مهربان مانده در سینه ها
به صداهای خفته بر بغض ها
به نگاه های خوابیده بر چشم ها
ما مستی م
مستٍ
روزهای گرم محبت
شب های آرام دل
بً ح چه مستی ست
عشق !
#ع_دباغ
#مستی #انسانیت #عشق #مقام #دل #آرام #شب #زیبایی #کودکان #خنده
📝📝📝آنتوان، آلمان، شازده، قهرمان
یادداشت دریافتی
✅هواپیماهای انگلیسی به سمت هدفهای آلمانی حمله کردند.
ضدهوایی ها آسمان را به آتش کشیدند.
✅در کشاکش درگیری گلوله های پدافند، یکی از هواپیماها را هدف گرفت.
هواپیما در حال سقوط بود درحالی که نشانه ای از خروج خلبان دیده نمیشد.
هواپیما به میان دریا سقوط کرد و در ژرفای آبها غرق شد...
✅ساعتی بعد:
"اینجا رادیو ارتش آلمان، من گزارش امروز جنگ را به سمعِ ملتِ آلمان می رسانم.
ساعاتی پیش هواپیماهای ارتش انگلستان
مواضع ما را مورد حمله قرار دادند.
در این عملیات خساراتی به مواضع ما رسید و چند فروند از هواپیماهای انگلیسی توسط پدافند خودی منهدم شدند.
لازم به ذکر است که خلبان یکی از این هواپیماها..."
✅افسر جوانی که گزارشگر این اخبار بود ناگهان سکوت کرد.
مردمی که صدای رادیو را می شنیدند با سکوت گزارشگر کنجکاو شدند. لحظاتی بعد صدای هق هقِ گریهٔ گزارشگر شنیده میشد.
همه می پرسیدند چه اتفاقی افتاده
ناگهان همه گوش به زنگ رادیو شدند تا علت سکوت وگریه گزارشگر را بفهمند.
✅لحظاتی بعد گزارشگر ادامه داد:
"خلبان یکی از این هواپیماها، آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده شهیر فرانسوی و خالق داستان شازده کوچولو بود."
✅ناگهان آلمان ساکت شد.
کسی چیزی نمی گفت.
بُهت در چهره ها مشهود بود!
✅اگزوپری خلبان دشمن بود
ولی از هر هموطنی نزدیکتر بود
چیزی فراتر از یک دوست بود.
با شازده کوچولو در قلب همه جاگرفته بود. آن روز هیچکس در آلمان خوشحال نبود.حتی آدولف هیتلر از مرگ اگزوپری متأثر شد.
✅پایانی غیرمعمول برای یک داستان نویس جهانی
این خاصیت ادبیات است که دوست و دشمن را بر مزار ادیب و نویسنده ای جهان وطن، جمع میکند تا به یاد او اندکی تعمق کنند.
✅کسی نمیدانست چه اتفاقی در آخرین لحظات برای او افتاد.
چرا از هواپیما خارج نشد؟ زخمی بود؟ مرده بود؟
✅داستانهای اگزوپری به ویژه "شازده کوچولو" آنقدر اثرگذار بود که او را در طی حیاتش به نویسنده ای جهانی تبدیل کند.
اما شاید مرگ قهرمانانه او اعتبارش را میان اروپاییان بیشتر کرد.
✅کمتر کسی در تاریخ جنگهای بشری در جایگاهی قرار گرفت که اگزوپری پیدا کرد.
او برای مردمش و ارتش متفقین یک قهرمان و برای مردم آلمان یک دلاور شد.
او در داستانهایش از انسان سخن میگفت.
✅ماجرای تأثیر اعلام مرگ او بر روی مردم شنیدنی است
اما عجیبترین قسمت این ماجرا، گزارشگر رادیو آلمان بود.
✅آن افسر جوانی که با گریه و هق هق، مرگِ اگزوپری را اعلام کرد، مترجم شازده کوچولو به زبان آلمانی بود!
یادداشت دریافتی
✅هواپیماهای انگلیسی به سمت هدفهای آلمانی حمله کردند.
ضدهوایی ها آسمان را به آتش کشیدند.
✅در کشاکش درگیری گلوله های پدافند، یکی از هواپیماها را هدف گرفت.
هواپیما در حال سقوط بود درحالی که نشانه ای از خروج خلبان دیده نمیشد.
هواپیما به میان دریا سقوط کرد و در ژرفای آبها غرق شد...
✅ساعتی بعد:
"اینجا رادیو ارتش آلمان، من گزارش امروز جنگ را به سمعِ ملتِ آلمان می رسانم.
ساعاتی پیش هواپیماهای ارتش انگلستان
مواضع ما را مورد حمله قرار دادند.
در این عملیات خساراتی به مواضع ما رسید و چند فروند از هواپیماهای انگلیسی توسط پدافند خودی منهدم شدند.
لازم به ذکر است که خلبان یکی از این هواپیماها..."
✅افسر جوانی که گزارشگر این اخبار بود ناگهان سکوت کرد.
مردمی که صدای رادیو را می شنیدند با سکوت گزارشگر کنجکاو شدند. لحظاتی بعد صدای هق هقِ گریهٔ گزارشگر شنیده میشد.
همه می پرسیدند چه اتفاقی افتاده
ناگهان همه گوش به زنگ رادیو شدند تا علت سکوت وگریه گزارشگر را بفهمند.
✅لحظاتی بعد گزارشگر ادامه داد:
"خلبان یکی از این هواپیماها، آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده شهیر فرانسوی و خالق داستان شازده کوچولو بود."
✅ناگهان آلمان ساکت شد.
کسی چیزی نمی گفت.
بُهت در چهره ها مشهود بود!
✅اگزوپری خلبان دشمن بود
ولی از هر هموطنی نزدیکتر بود
چیزی فراتر از یک دوست بود.
با شازده کوچولو در قلب همه جاگرفته بود. آن روز هیچکس در آلمان خوشحال نبود.حتی آدولف هیتلر از مرگ اگزوپری متأثر شد.
✅پایانی غیرمعمول برای یک داستان نویس جهانی
این خاصیت ادبیات است که دوست و دشمن را بر مزار ادیب و نویسنده ای جهان وطن، جمع میکند تا به یاد او اندکی تعمق کنند.
✅کسی نمیدانست چه اتفاقی در آخرین لحظات برای او افتاد.
چرا از هواپیما خارج نشد؟ زخمی بود؟ مرده بود؟
✅داستانهای اگزوپری به ویژه "شازده کوچولو" آنقدر اثرگذار بود که او را در طی حیاتش به نویسنده ای جهانی تبدیل کند.
اما شاید مرگ قهرمانانه او اعتبارش را میان اروپاییان بیشتر کرد.
✅کمتر کسی در تاریخ جنگهای بشری در جایگاهی قرار گرفت که اگزوپری پیدا کرد.
او برای مردمش و ارتش متفقین یک قهرمان و برای مردم آلمان یک دلاور شد.
او در داستانهایش از انسان سخن میگفت.
✅ماجرای تأثیر اعلام مرگ او بر روی مردم شنیدنی است
اما عجیبترین قسمت این ماجرا، گزارشگر رادیو آلمان بود.
✅آن افسر جوانی که با گریه و هق هق، مرگِ اگزوپری را اعلام کرد، مترجم شازده کوچولو به زبان آلمانی بود!