کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
لقمان حکیم گفت:

من سیصدسال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم
ودراین مدت طولانی به این نتیجه رسیدم
که هیچ دارویی بهتر ازمحبت نیست
تا فرصت هست
به یکدیگر محبت کنیم

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌
شیطان را با لمس و عشق و محبت،
می‌توان از قلبها بیرون کرد.

«تنسی‌ویلیامز»
انسان زنده به معنای واقعی،
انسانی است که
از صمیم قلب به مخلوقات خدا
محبت می‌کند و عشق می‌ورزد

و محبت و عشق ورزیدن
جزیی از اعمال حیاتی وی می شود.
‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌
به كسي كينه نگيريد
دل بي كينه قشنگ است
به همه مهر بورزيد
به خدا مهر قشنگ است
دست هر رهگذري را بفشاريد به گرمي
بوسه هم حس قشنگي است
بوسه بر دست پدر
بوسه بر گونه مادر
لحظه حادثه بوسه قشنگ است
بفشاريد به آغوش عزيزان
پدر و مادر و فرزند
به خدا گرمي آغوش قشنگ است
نزنيد سنگ به گنجشك
پر گنجشك قشنگ است
پر پروانه ببوسيد
پر پروانه قشنگ است
نسترن را بشناسيد
ياس را لمس كنيد
به خدا لاله قشنگ است
همه جا مست بخنديد
همه جا عشق بورزيد
سينه با عشق قشنگ است
بشناسيد خدا را
هر کجا یاد خدا هست
سقف آن خانه قشنگ است

#فریدون_مشیری
برای مدت طولانی از کسی متنفر نباشید، چون تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان میشود. یاد بگیرید فرد را از دایره مورد نظر توجه تان خارج کنید.

#زیگموند_فروید
برداشتن گامی تازه
بیان کردن سخنی نو

این چیزی است که مردم بیش از همه از آن وحشت دارند.

#داستایوفسکی
وسعتِ شخصیت هر فرد توسط بزرگیِ مشکلی که می تواند او را از حالت منطقی بیرون آورد تعریف می شود.

#زیگموند_فروید
کسانی که شما را دوست دارند، حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند، ترکتان نخواهند کرد. آن‌ها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.

#بهومیل_هرابال
📚 تنهایی پر هیاهو
هیچ نیمه‌ی گمشده‌ای وجود ندارد!

تنها چیزی که وجود دارد، تکه‌هایی از زمان است که در آن‌ها ما با کسی حال خوشی داریم؛ حال ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال یا همه‌ی عمر...

#آنتوان_چخوف
#داغلار

داغلار اولا،
آخشام اولا
بیر داش اولا
بیر ده جانا
یولداش اولا
داش دایانا
اوت قالانا
اًل اًله ویریلا
گوز گوزه ساتیشا
دیل دیله دایانا


آی پارچالانا
سوز جالانا
غم پارچالانا
بولوط یاشالا
گوز یاشالا
غملی اورک بوشالا

گون دایانا
داغ دوشونه
یار دایانا
یار دوشونه

گوش اوخیا
چیچک آچا
سن گولًسن
اورًک آچا

داغلار اولا
داغ کیمی ده
هم دم اولا

اوندا اورک
نه
غم گالار
نه
ته گالار ..

#ع_دباغ

#داغ #عشق #یار #غم #شاد #دل #همدم
شما اگر روزنامه نخوانید از اخبار بی اطلاعید
اما اگه روزنامه بخوانید از واقعیت بی اطلاعید!
کتاب درست برعکس این جمله ست، اگر کتاب نخوانید از واقعیت بی اطلاعید، مطالعه باعث میشه همه چیز رو واقعی تر ببینید و اتفاقات پیرامونتان رو بهتر درک کنید.
آدمی که کتاب بخونه نیازی به چراغ نداره، چون فکرش به اندازه کافی نور داره...
این بستگی به خودمون داره که توی زندگی روزنامه خوان باشیم یا کتاب خوان!

#مارک_تواین
ترس از مرگ، ناشی از ترس از زندگیست.
کسی که خوب زندگی کرده باشد، همیشه برای مردن آماده‌ است.

#مارک_تواین
یک کتاب بعد از خوانده شدن چاقتر میشود!
انگار چیزی لابلای صفحه ها جامیماند چیزهایی مثلِ احساسات، افکار، صداها...

#کرنلیا_فانکر
به دخترت خواندن بیاموز، به او
یاد بده که عاشق کتاب باشد.
بهترین روش برای کتاب‌خوان
شدن او این است که تو را در آن حال ببیند.
وقتی تو مشغول خواندن باشی، درک
می‌کند که خواندن ارزشمند است،
حتی اگر او به مدرسه نرود و فقط
کتاب بخواند، قول می‌دهم داناتر از
کودکی شود که تحت محدودیت‌های
آموزش و پرورش، درس و کتاب می‌خواند.


#چیماماندا_آدیشی
Forwarded from ali
احساس مى كنم همه فيلمهاى من يك تم واحد دارند. فيلمهاى من همگى به دنبال جواب اين سؤالند كه؛ چرا انسان ها قادر نيستند با هم خوشحال تر باشند؟




آكيرا كوروساوا
ضربه سختی خورده بودم
و درس دشواری نیز آموخته بودم
اینکه نمیتوانی به هیچ‌کس جز خودت تکیه کنی.

#اروین_د_یالوم

📚وقتی نیچه گریست
نه یک قديس، نه یک پاپ،
نه یک ژنرال و نه یک سلطان،
هرگز قدرتی که يک فيلمساز دارد را نداشته‌اند:
قدرت حرف زدن با صدها ميليون نفر،
برای دو ساعت در تاريکی...!

#فرانک‌کاپرا
خوشبختى سراغ کسانى میرود که بلدند بخندند.
این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید. اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.

#کمی_قبل_از_خوشبختی
#انیس_لودینگ
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفس های کتاب خانه ای روستایی

گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند...