از من میخواهید معقول باشم،
و آن وقت خودتان به نامعقولانهترین نحوی که تصورش را میشود کرد رفتار میکنید!
📕محاکمه
#فرانتس_کافکا
و آن وقت خودتان به نامعقولانهترین نحوی که تصورش را میشود کرد رفتار میکنید!
📕محاکمه
#فرانتس_کافکا
اعتماد به نفسی به وسعت تمامی آسمان داشته باش چرا که ارادت من به تو ارادتی مصرفی نیست و به وسعت تمامی آسمان است.
📚چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر ابراهیمی
📚چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر ابراهیمی
تجملات هیچوقت جاذبهای برایم نداشته ...
من چیزهای ساده را دوست دارم ؛
کتابها را،
تنهایی را ،
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...
📚ربه کا
#دافنه دوموریه
من چیزهای ساده را دوست دارم ؛
کتابها را،
تنهایی را ،
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...
📚ربه کا
#دافنه دوموریه
زمانى که گٍل مان را به #سرشت حیات شکل می دادند
چه #نمایشنامه ای که در دفتر آسمان برای مخلوق آدم نوشته می شد !
آرزوی نمایش دانایی، نیکویی، #زیبایی ها ...
آفريدگار : به ح چه زیبا مخلوقی ! فرشته های آدم گون !
هر کدام در گوشه ای از دنیا چشم گشودیم !
#فرشته ها به انتظار آرزوهای آسمان نشستند ،
عصرها ، سالها ... گذشت
کجاست افتخار آفرينی ها !
کجاست آن زیبا مخلوق !
پس ! کجایند بازیگران
نیکی ها
راستی ها
زیبایی ها
محبت ها
دانایی ها
پرستش ها
وفاداری ها
عشق ها...
آری دوست من
زندگی کن و
به خاطر آرزوی آسمان ها
به خاطر فرشته های منتظر
افتخار آفرين باش
افتخار آفرين آسمان ها باش
خالق زیبایی ها باش
#بازیگر مهر ها باش
نمایشگر نیکی ها باش
تو فقط
خوب باش و بس !!
#ع_دباغ
چه #نمایشنامه ای که در دفتر آسمان برای مخلوق آدم نوشته می شد !
آرزوی نمایش دانایی، نیکویی، #زیبایی ها ...
آفريدگار : به ح چه زیبا مخلوقی ! فرشته های آدم گون !
هر کدام در گوشه ای از دنیا چشم گشودیم !
#فرشته ها به انتظار آرزوهای آسمان نشستند ،
عصرها ، سالها ... گذشت
کجاست افتخار آفرينی ها !
کجاست آن زیبا مخلوق !
پس ! کجایند بازیگران
نیکی ها
راستی ها
زیبایی ها
محبت ها
دانایی ها
پرستش ها
وفاداری ها
عشق ها...
آری دوست من
زندگی کن و
به خاطر آرزوی آسمان ها
به خاطر فرشته های منتظر
افتخار آفرين باش
افتخار آفرين آسمان ها باش
خالق زیبایی ها باش
#بازیگر مهر ها باش
نمایشگر نیکی ها باش
تو فقط
خوب باش و بس !!
#ع_دباغ
# صائب تبریزی
سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
می شود سیراب خضر از آب حیوان غم مخور
بر سر انصاف خواهد آمد آن چشم سیاه
می شود آن غمزه کافر مسلمان غم مخور
حسن بی پروا به فکر عاشقان خواهد فتاد
می شود عالم ز عدل خط گلستان غم مخور
از نزول کاروان خط به منزلگاه حسن
دل برون می آید از چاه زنخدان غم مخور
خط مشکین می کند کوتاه دست زلف را
می رسد غمهای بی پایان به پایان غم مخور
آتش بی زینهار حسن در دوران خط
بر دل بیتاب خواهد شد گلستان غم مخور
خط حمایت می کند دل را ز دست انداز زلف
مصر اعظم می شود این ملک ویران غم مخور
صبح امیدی که پنهان است دردلهای شب
می شود طالع ازان چاک گریبان غم مخور
بوی پیراهن نخواهد ماند در زندان مصر
خواهد افتادن به فکر پیرکنعان غم مخور
دیده لب تشنه از رخسار شبنم خیز او
غوطه خواهد خورد در دریای احسان غم مخور
ازره گفتار، این موربه خاک افتاده را
می دهد مسندزدست خود سلیمان غم مخور
گرد خواری پیش خیز شهسوارعزت است
زینهار ای ماه مصر از چاه و زندان غم مخور
چون فتد دامان ساحل کشتی مارا به دست
خاک خواهد زد به چشم شور طوفان غم مخور
چون خط شبرنگ، صائب ازلب سیراب او
غوطه ها خواهی زدن درآب حیوان غم مخور
سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
می شود سیراب خضر از آب حیوان غم مخور
بر سر انصاف خواهد آمد آن چشم سیاه
می شود آن غمزه کافر مسلمان غم مخور
حسن بی پروا به فکر عاشقان خواهد فتاد
می شود عالم ز عدل خط گلستان غم مخور
از نزول کاروان خط به منزلگاه حسن
دل برون می آید از چاه زنخدان غم مخور
خط مشکین می کند کوتاه دست زلف را
می رسد غمهای بی پایان به پایان غم مخور
آتش بی زینهار حسن در دوران خط
بر دل بیتاب خواهد شد گلستان غم مخور
خط حمایت می کند دل را ز دست انداز زلف
مصر اعظم می شود این ملک ویران غم مخور
صبح امیدی که پنهان است دردلهای شب
می شود طالع ازان چاک گریبان غم مخور
بوی پیراهن نخواهد ماند در زندان مصر
خواهد افتادن به فکر پیرکنعان غم مخور
دیده لب تشنه از رخسار شبنم خیز او
غوطه خواهد خورد در دریای احسان غم مخور
ازره گفتار، این موربه خاک افتاده را
می دهد مسندزدست خود سلیمان غم مخور
گرد خواری پیش خیز شهسوارعزت است
زینهار ای ماه مصر از چاه و زندان غم مخور
چون فتد دامان ساحل کشتی مارا به دست
خاک خواهد زد به چشم شور طوفان غم مخور
چون خط شبرنگ، صائب ازلب سیراب او
غوطه ها خواهی زدن درآب حیوان غم مخور
یکی از صبحهای سرد ماه ژانویه سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، در حال نواختن ویولن بود .
او در مدت ۴۵ دقیقه، شش قطعه از باخ را با مهارت کامل نواخت ...
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند ، که بیشتر آنها در حال رفتن به سر کارشان بودند .
عکس العملهای آنها جالب بود ...
یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد و سرعت حرکتش را کم کرد. چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود ...
چند دقیقه بعد
ویولنیست، اولین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد ...
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و کمی به او گوش داد، بعد به ساعتش نگاه کرد و رفت ...
پسربچه سهسالهای ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد پسربچه در حالی که دور میشد، به عقب نگاه میکرد و ویولنیست را می دید ...
چند بچه دیگر هم رفتار مشابهی کردند ، اما همه پدرها و مادرها بچهها را مجبور میکردند که نایستند و سریع با آنها بروند ...
بعد از 45 دقيقه که نوازنده بدون توقف مینواخت ،
تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند ...
بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند ...
در مجموع ۳۲ دلار هم برای ویلنیست جمع شد .
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد ،
اما هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد ،
هیچ کس این نوازنده را نشناخت .
و متوجه نشد که او *جاشوآ بل* یکی از بزرگترین ، موسیقیدانهای دنیا است .
او آنروز در آن ايستگاه مترو یکی از بهترین و پیچیدهترین قطعات موسیقی را ، که تا به حال نوشته شده بود .
با ویولناش که ۳٫۵ میلیون دلار میارزید، نواخته بود .
اما هیچکس متوجه نشد ، که تنها دو روز قبل همين هنرمند در بوستون امریکا ، کنسرتی داشت که قیمت بلیط ورودیاش ۱۰۰ دلار بود ...
🎾 این یک داستان واقعی است.
واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که *جاشوآ بل* به صورت ناشناس ، در ایستگاه مترو بنوازد .تا معلوم شود :
در یک محیط معمولی و در یک زمان نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی میشویم؟
آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف میکنیم؟
آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک شرايط غیرمنتظره، کشف کنیم؟
.
:
وقتي ما متوجه نواختن یکی ازبهترین ، موسیقیهای نوشته شده دنیا ، توسط يکی از بهترین موسیقیدانهای دنیا ، با یکی ازبهترین سازهای دنیا ، نمی شویم ...
پس
حتما چیزهای خوب و زيباي دیگري هم ، در زندگیمان وجود دارد . که از درک آنهاغفلت میکنیم ...
زندگی ، جیره مختصریست ، مثل یک فنجان چای ...
وکنارش عشق است ، مثل یک حبه قند...
زندگی را با عشق ، نوش جان باید کرد
#سهراب سپهری
او در مدت ۴۵ دقیقه، شش قطعه از باخ را با مهارت کامل نواخت ...
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند ، که بیشتر آنها در حال رفتن به سر کارشان بودند .
عکس العملهای آنها جالب بود ...
یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد و سرعت حرکتش را کم کرد. چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود ...
چند دقیقه بعد
ویولنیست، اولین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد ...
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و کمی به او گوش داد، بعد به ساعتش نگاه کرد و رفت ...
پسربچه سهسالهای ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد پسربچه در حالی که دور میشد، به عقب نگاه میکرد و ویولنیست را می دید ...
چند بچه دیگر هم رفتار مشابهی کردند ، اما همه پدرها و مادرها بچهها را مجبور میکردند که نایستند و سریع با آنها بروند ...
بعد از 45 دقيقه که نوازنده بدون توقف مینواخت ،
تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند ...
بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند ...
در مجموع ۳۲ دلار هم برای ویلنیست جمع شد .
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد ،
اما هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد ،
هیچ کس این نوازنده را نشناخت .
و متوجه نشد که او *جاشوآ بل* یکی از بزرگترین ، موسیقیدانهای دنیا است .
او آنروز در آن ايستگاه مترو یکی از بهترین و پیچیدهترین قطعات موسیقی را ، که تا به حال نوشته شده بود .
با ویولناش که ۳٫۵ میلیون دلار میارزید، نواخته بود .
اما هیچکس متوجه نشد ، که تنها دو روز قبل همين هنرمند در بوستون امریکا ، کنسرتی داشت که قیمت بلیط ورودیاش ۱۰۰ دلار بود ...
🎾 این یک داستان واقعی است.
واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که *جاشوآ بل* به صورت ناشناس ، در ایستگاه مترو بنوازد .تا معلوم شود :
در یک محیط معمولی و در یک زمان نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی میشویم؟
آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف میکنیم؟
آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک شرايط غیرمنتظره، کشف کنیم؟
.
:
وقتي ما متوجه نواختن یکی ازبهترین ، موسیقیهای نوشته شده دنیا ، توسط يکی از بهترین موسیقیدانهای دنیا ، با یکی ازبهترین سازهای دنیا ، نمی شویم ...
پس
حتما چیزهای خوب و زيباي دیگري هم ، در زندگیمان وجود دارد . که از درک آنهاغفلت میکنیم ...
زندگی ، جیره مختصریست ، مثل یک فنجان چای ...
وکنارش عشق است ، مثل یک حبه قند...
زندگی را با عشق ، نوش جان باید کرد
#سهراب سپهری
گاهی باید به دور خود
یک دیوار تنهایی کشید،
نه برای اینکه دیگران را
از خودت دور کنی،
بلکه ببینی چه کسی
برای دیدنت دیوار را خراب میکند...!
📙دستهای_آلوده
#ژانپل_سارتر
یک دیوار تنهایی کشید،
نه برای اینکه دیگران را
از خودت دور کنی،
بلکه ببینی چه کسی
برای دیدنت دیوار را خراب میکند...!
📙دستهای_آلوده
#ژانپل_سارتر
مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند...
عامهپسند
#چارلز بوکفسکی
عامهپسند
#چارلز بوکفسکی
این خاصیت سفر است که در تنهایى یکباره به بهانه اى یاد آدمهایى میافتى که شاید هیچ وقت در خانه از ذهنت عبور نکنند..!
#چای_نعنا
#منصور_ضابطیان
#چای_نعنا
#منصور_ضابطیان
شازده کوچولو از گل پرسید :
آدما چرا تو رو نچیدن ؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن !
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم ...!
📘 #شازده_کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
آدما چرا تو رو نچیدن ؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن !
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم ...!
📘 #شازده_کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
تو و با لاله رویان گل ز شاخ عیش چیدنها
من و چون غنچه از دست تو, پیراهن دریدنها
من و از طعنه اغیار, چون بلبل فغان کردن
تو و در دامن هر خار
چون گل آرمیدنها
من و پیوند مهر ، از جان بریدن در تمنایت
تو و از مهربانان، رشته الفت بریدنها
من و همچون غبار از ناتوانی, ره نشین گشتن
تو و همچون صبا , بر خاک من دامن کشیدنها
به من بفروش ناز
ای نارگل, چندانکه می خواهی
که تا جان و دلی دارم، من و نازت خریدنها
اگر غیر از حدیث یار و جز دیدار او باشد
چه حاصل جز ندامت، از شنیدنها و دیدنها
شعری از رهی معیری
من و چون غنچه از دست تو, پیراهن دریدنها
من و از طعنه اغیار, چون بلبل فغان کردن
تو و در دامن هر خار
چون گل آرمیدنها
من و پیوند مهر ، از جان بریدن در تمنایت
تو و از مهربانان، رشته الفت بریدنها
من و همچون غبار از ناتوانی, ره نشین گشتن
تو و همچون صبا , بر خاک من دامن کشیدنها
به من بفروش ناز
ای نارگل, چندانکه می خواهی
که تا جان و دلی دارم، من و نازت خریدنها
اگر غیر از حدیث یار و جز دیدار او باشد
چه حاصل جز ندامت، از شنیدنها و دیدنها
شعری از رهی معیری
در زندگی ات سه چیز را تجربه کن
دوست داشتن را برای تجربه
عاشق شدن را برای هدف
فراموش کردن را برای قبول واقعیت
دوست داشتن را برای تجربه
عاشق شدن را برای هدف
فراموش کردن را برای قبول واقعیت
غم انگیزترین چیز دنیا از خواب بیدار شدن است، وقتی میبینی هیچ چیز عوض نشده و باید ادامه بدهی.
📚سگ خارجی
#سمیرا رشیدپور
📚سگ خارجی
#سمیرا رشیدپور
اینكه خوشبختی را از دست داده باشی، بدبختی نيست.
بدبختی تازه وقتی آغاز می شود كه ديگر خوشبختی يادت نيايد.
📚 فرجام نیچه
#هارتموت لانگه
بدبختی تازه وقتی آغاز می شود كه ديگر خوشبختی يادت نيايد.
📚 فرجام نیچه
#هارتموت لانگه
فکرش رو بکن تو هفتاد یا هشتاد سالگی لذتی رو تجربه کنی و بعد با خودت بگی: اَه لعنتی چرا من این رو تا الان تجربه نکرده بودم!
#قهوه سرد آقای نویسنده
# روزبه معین
#قهوه سرد آقای نویسنده
# روزبه معین
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
عزیز کودکی ام یادته،
عزیز:
اره ، اون موقع کوچک بودی
راست میگی عزیز،
ولی
کودکی کوچکی نیست
کودکی ساده بودنه
کودکی آرامیدن در آغوش مادره
کودکی گرفتن دست پدره
کودکی سبک پریدن به آسمونه
کودکی نگاه بی آلا یشه
کودکی حس محبتهای واقعیه
کودکی آسودگی از غمه
کودکی حرف زدن از دله
کودکی بازی با زندگیه ...
کودکی خوابیدن بدون غصه هاست
کودکی آرامش قبل از طوفانهاست.
#ع_دباغ
عزیز:
اره ، اون موقع کوچک بودی
راست میگی عزیز،
ولی
کودکی کوچکی نیست
کودکی ساده بودنه
کودکی آرامیدن در آغوش مادره
کودکی گرفتن دست پدره
کودکی سبک پریدن به آسمونه
کودکی نگاه بی آلا یشه
کودکی حس محبتهای واقعیه
کودکی آسودگی از غمه
کودکی حرف زدن از دله
کودکی بازی با زندگیه ...
کودکی خوابیدن بدون غصه هاست
کودکی آرامش قبل از طوفانهاست.
#ع_دباغ