Forwarded from خبرنگاران مستقل
🍀 زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری تاشقایق هست زندگی باید کرد.
👤 سهراب سپهری
۱۵ مهر - زادروز سهراب گرامی باد
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری تاشقایق هست زندگی باید کرد.
👤 سهراب سپهری
۱۵ مهر - زادروز سهراب گرامی باد
خواب چه زیباست زمانی که چشمها از اندوه میبارند ، و بیدار شدن چه زیباست زمانی که چشمها به شوق عشق میبارند.
#ع.دباغ
#ع.دباغ
#قطعه_ای_کتاب ☕️📚
روانشناس ها چنان راحت تجویز میکنند گذشته را کنار بگذارید! یا به گذشته فکر نکنید! که گاهی با خودم می اندیشم شاید آن ها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آن ها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم، آن قدر که ناخودآگاه به حافظهمان چسبیدهاند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ میزند!
مثل این که از شما بخواهند معدهتان را درآورید و بدون آن زندگی کنید! نمیشود! چون حیاتتان بدان وابسته است.
#بیهوده
#کریستین_بوبن
روانشناس ها چنان راحت تجویز میکنند گذشته را کنار بگذارید! یا به گذشته فکر نکنید! که گاهی با خودم می اندیشم شاید آن ها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آن ها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم، آن قدر که ناخودآگاه به حافظهمان چسبیدهاند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ میزند!
مثل این که از شما بخواهند معدهتان را درآورید و بدون آن زندگی کنید! نمیشود! چون حیاتتان بدان وابسته است.
#بیهوده
#کریستین_بوبن
بر تل خاکی نشسته بودم که خدا آمد و کنارم نشست ...!
گفت: «مگر کودک شده ای که با خاک بازی می کنی؟»
گفتم: «نه! ولی از بازی آدم هایت خسته شدم»
خدا خندید .
پرسیدم: «خدایا! چرا از آتش نیستم تا هر که قصدِ بازی با من داشت را بسوزانم؟»
مکثی کردو گفت: «تو را از خاک آفریدم تا بسازی، نه بسوزانی! تو را از خاک ساختم که با آب گل شوی و زندگی ببخشی، از خاک که اگر آتشت بزنن باز هم زندگی می کنی و پخته تر می شوی ...
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی .
تو را از خاک ساختم تا اگر هزار بار آتش و آب و باد تو را بازی داد، تو برخیزی، سر بر آوری و در قلبت دانه ی عشق بکاری و رشد دهی و از میوه ی شیرینش لذت ببری .
تو از خاکی پس به خاکی بودنت ببال »
گفت: «مگر کودک شده ای که با خاک بازی می کنی؟»
گفتم: «نه! ولی از بازی آدم هایت خسته شدم»
خدا خندید .
پرسیدم: «خدایا! چرا از آتش نیستم تا هر که قصدِ بازی با من داشت را بسوزانم؟»
مکثی کردو گفت: «تو را از خاک آفریدم تا بسازی، نه بسوزانی! تو را از خاک ساختم که با آب گل شوی و زندگی ببخشی، از خاک که اگر آتشت بزنن باز هم زندگی می کنی و پخته تر می شوی ...
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی .
تو را از خاک ساختم تا اگر هزار بار آتش و آب و باد تو را بازی داد، تو برخیزی، سر بر آوری و در قلبت دانه ی عشق بکاری و رشد دهی و از میوه ی شیرینش لذت ببری .
تو از خاکی پس به خاکی بودنت ببال »
بیشتر عمر در جستجوی خوشبختیهای گمشده ای بودم، که زماني دریافتم خوشبختی اوقاتی بود که در پی آينده های نامعلوم به حسرت گذراندم.
#ع_دباغ
#ع_دباغ