کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست را بفهمد، بدون اینکه مجبورش کنی.

#مثل همه عصرها
زویا پیرزاد
آرام؟
آرام برای چه باید گرفت؟
وقتی بمیریم خود به خود آرام میگیریم!
پیش از آنکه بمیریم، که نباید بمیریم!

#کلیدر
محمود دولت آبادی
گاهي پيش مي ياد كه آدم بيشتر از منظورش حرف مي زنه يا پرحرفي مي كنه ولي در حقيقت چيزي را بيان نمي كنه . بستگي داره به وقت و بستگي داره به آدم .

#دختر دم بخت
او‍ژن يونسكو
خانه‌ی من درب‌ و داغون است. سقف خراب است، مبل‌ها خرابند،

صندلی‌ها خرابند، کف اتاق خراب است، دیوارها خرابند، مستراح خراب است. 

با این‌حال در آن زندگی می‌کنیم، چون خانه‌ی من است و از پول هم خبری نیست.

مادرم می‌گوید که جهان سوم حتی همین خانه خراب هم ندارد و ما نباید ناشکری کنیم؛ جهان سوم از ما هم سومی‌تر است...!


📓 در آفریقا همیشه مرداد است
#مارچلو_د_اورتا

این‌ کتاب مجموعه‌ای است از شصت انشای دبستانی که «مارچلو د اورتا»، آموزگار یکی از دبستان‌های شهرک آرزانو طی ده سال و از میان تعداد بیشماری انشا انتخاب کرده است.
بر گونه راستم اشک
بر گونه چپم خون
می گریم
می گریم بر هرچه نارواست

حسین پناهی
‏داشتن یک شغل دولتی به معنای داشتن هویت، آب باریکه و امنیت بود. اگر شغلت را رها می‌کردی، ناگهان به یک فضای تهی سقوط می‌کردی. به همین دلیل است که بسیاری از بوروکراسی‌ها، دیکتاتوری‌ها، و امپراتوری‌ها عمری چنین طولانی پیدا کرده اند. فرمانده به این واقعیت واقف بود و لذا تا ‏می توانست بر تعداد وزارتخانه‌ها، ادارات، برنامه‌های اجتماعی، شوراها، مجمع‌ها، تعاونی‌ها و غیره افزود. امواج بحران‌های اقتصادی به درون کشتی بخش خصوصی راه یافته و در حال غرق کردنش بود، اما همزمان سرنشینان کشتی بخش دولتی دو دستی مشاغل تشریفاتی و زائدشان را چسبیده بودند. ‏

📓فرمانده
روری کارول
حکایت

ملانصرالدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد.
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت.
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند .
چند روز گذشت ...
قاضی به حیله‌ی ملانصرالدین پی برد.
یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده است‌.
ملا به فرستاده قاضی جواب داد :
از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان
و بگو اشتباه در سند نیست
در کوزه‌ی عسل است.
سختترین طوفان مهمان دریاست نه صاحبخانه ی آن. توفان را بگذران.

#چهل نامه کوتاه به همسرم
#نادر ابراهیمی
می دانم اگر قضاوت نادرستی
در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند
تا مرا در شرایط او قرار دهد
تا به من ثابت کند در تاریکی،
همه ما شبیه یکدیگریم.

# فئودور داستایوسکی
کتاب تسخیرشدگان
باباجون
من رمز بزرگ خوشبختی رو پیدا کردم.
باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته رو خورد!

#بابا لنگ دراز
#جین‌ وبستر
⚫️ ایام شهادت سید و سالار شهیدان، حضرت ابا عبدالله الحسین، بر دوستداران آن حضرت تسلیت و تعزیت باد
.

🔵مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
دوستم‌ داشته‌ باش‌!
از رفتن‌ بمان‌!
دستت‌ را به‌ من‌ بده‌،
که‌ در امتدادِ دستانت‌
بندری‌ست‌ برای‌ آرامش‌...!

باران یعنی تو برمیگردی
#نزار قبانی
زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم می‌خواد ببینم ...
می‌خوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
می‌خوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
می‌خوام بمونم و تموم رنگ‌های رنگین کمون دروغ رو ببینم !
می‌خوام بمونم و بنویسم ...
می‌خوام مردمو بشناسم ...
تو خیال می‌کنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون می‌کنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه ؟

📕 شبگرد
#صادق_چوبک
مادر گفت: سال و ماه به هم ریخته، علتش این است که آدم ها به حق خودشان قانع نیستند.
جاوید گفت: این ها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را می کشد.

کتاب: سال_بلوا

#عباس_معروفی
شاید درباره آنچه ممکن بود برایم جالب باشد مطمئن نبودم، اما درباره چیزهایی که برایم جالب نبودند، کاملا مطمئن بودم.

📚بیگانه
آلبر کامو
من به بهانه رسیدن به زندگی...
همیشه زندگی را کشته ام...

📚روزگار سپری شده مردم سالخورده
#محمود دولت آبادی
اگر خواهان دیدار کسی هستی که می تواند هر موقعیت ناممکنی را فراهم کند،
و دور از حرف ها و باورهای مردم، به تو شادی بخشد،
در آینه بنگر،
و
این واژه ی جادویی را بر زبان آور:
"سلام"

یادداشتهای مرد فرزانه
ریچارد باخ
وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله 730 روزه فقط 4 درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال 13 درصد از عمر پسر را در بر می گیرد.
پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد.
به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر 24 ساله اش. اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم.....
اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.

📚شوک آینده
#الوین تافلر
زندگی را بستند
آب را بستند
راه را بستند
امید را بستند

لب تشنگان را ندیدند
دل خستگان را ندیدند
دلیر مردی را ندیدند
رحمی بر کسی نکردند

بچه ها را کشتند
دست ها را بریدند
سرها به نیزه کردند
چادر ها آتش زدند

میدانی چرا ?
چون !!
مقام را
پول را
حکومت را
شهرت را
ایمان با ریا را
خود خواهی را
دنیا را
پرستیدند !

چون
عشق به حق را ندیدند
ایمان واقعی را نخواستند
دین را وسیله ساختند

چون
هراسی از ظلم نداشتند
رحمی به انسان ها نداشتند
اعتقادی به آزاده گی نداشتند

حسین و یاران ، مسلک آزادگی را کشتند !

می گرییم
بر حسین و یاران
بر تشنگی لبها
بر تن های زخم خورده

آری باید گریست
نه بر تشنگی ها
نه بر زخم ها
نه بر کودکان اسیر
نه بر سرهای بریده

که حسین و یارانش
درس دادند و مردانه رفتند
بر جنت ها نشستند
رستگار پرودگار شدند

باید گریست
بر حال شور بختان
آنان که
مردانگی را
آزادگی را
شرافت را
رحم را
انسانیت را
آخرت را
دین و ایمان را
به بهای ناچیز دنیایی فانی
فروختند

باید گریست آری !
ولی
بیشتر باید آموخت
بیشتر باید شناخت
بیشتر باید اصلاح شد
بیشتر باید حقیقت را یافت
بیشتر باید انسان شد
بیشتر باید یاری کرد
بیشتر باید آزاده شد
آنوقت است که حسینی میتوان بود

و فریاد ها زد
بر ظلم ها
بر گریه های مظلومان
بر آه یتیمان
بر دستهای ناامید از زندگی

باید بر سینه ها زد
تا هر چه
ریا
دنیا پرستی
بی مهری
خودخواهی ست
برون رود!

شاید آن زمان میتوان گفت
یا حسین مظلوم
یا حسین
ماییم راهرو و یاریگر تو

ای پروردگار تاریخ ها
به حرمت حسین ها و این روزها
به راستی ها هدایتمان فرما
دلی آزاده
اندیشه ای انسان وار
زندگی شرافتمند
ایمانی واقعی به آفريدگار

هدیه عاشورای مان کن

#ع_دباغ