کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
سایهٔ حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود

گفت پیغمبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری

#حضرت_مولانا
‍ ‍ پس جهنم اين است ...!
هرگز به این شکل درباره ‌اش فكر نمی ‌كردم !
به خاطر دارید ؟ گوگرد ، آتش ، سيخ ! آه ...!
عجب حرف های مضحكی
سال ها در مغزمان فرو کردند !
احتياجی به سيخ نيست !
حالا فهمیدم ، جهنم همان ، زندگیِ
اجباری با احمق های اطراف است !

ژان_پل_سارتر
📚نمایشنامه_در_بسته
هیچ پایانی به راستی پایان نیست. در هر سرانجام مفهوم یک آغاز نهفته است

📚بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادر ابراهیمی
هیچ کاری بی‌معنی‌تر از این نیست که بخواهی برای کسی که برایش مهم نیستی ، از خودت بگویی .

📚ماه کامل میشود
فریبا وفی
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.
من می گویم: به امید بازگردیم-قبل از آنکه ناامیدی، نابودمان کند.

📚یک عاشقانه آرام
نادر ابراهیمی
خواستیم نشد
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم #غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم #غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد

#خواستیم ..

خوب چه میشد کرد !!

پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان ٍ درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی #عشق ست و #زیبایی
نیکویی است و دانایی

و تو هستی

همان درٌ انسانیت !!

#ع_دباغ
تولدها، سالگردها، دور هم جمع شدن های خانوادگی، چند سیگار مخفیانه دور از چشم شوهر عزیزتر از دشمن جانش، چشمکی از سر همدلی، یا سر نازنینش روی شانه ام وقتی با هم عکس ها را نگاه می کردیم...
زندگی همین بود... دست کم زندگی او، باید به زندگی او احترام گذاشت!

📚گریز دلپذیر
آنا گاوالدا
عشق چیزی نیست
که دنبالش بگردیم،
چیزیه که اتفاق می افته
و وقتی اتفاق افتاد فوق‌العاده است...

ژان لوک گدار
📚 مذکر مونث
تسلای این جهان این است
که رنجِ مُدام و پیوسته وجود ندارد.

#آلبر_کامو
حالا دیگر وقت فکر کردن به چیزهایی که باخودت نیاورده ای نیست ، به این فکر باش با آنچه داری چه می توانی بکنی.

ارنست همینگوی
📚پیرمرد و دریا
به او نگاه کردم. ازجا پرید. دست انداخت زیر چانه ی من و با چنان شدتی که من هرگز نظیر آنرا ندیده بودم به من گفت: دختر، اینطور به من نگاه نکن!این چشم‌های تو
بالاخره مرا وادار به یک خبط ِ بزرگ در زندگی خواهد کرد.
گفتم:این خبط ِ شما، آرزوی من است.

📚چشم هایش
بزرگ علوی
گاهی اوقات در زندگی لازم است آدم پایش را از روی گاز بردارد، راهنما بزند، آرام‌آرام بگیرد توی شانه‌ ی خاکی، دستی را بکشد، پیاده شود و -هرچند کوتاه- نگاهی به پشت سرش بیندازد؛ به مسیرِ رفته و ردی که از خودش باقی گذاشته...

📚 هشت و چهل و چهار
کاوه فولادی‌ نسب
آدم وقتی جوان است، به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه ی صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد، می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند.
و از همه بدتر، بار خاطره هاست که روی دوش آدم، سنگینی می کند.

📚چهل سالگی
ناهید طباطبایی
اخبار در زندگی با تلفن پخش می‌شوند...صدای زنگ تلفن حاکی از مهم‌ترین مراحل زندگی انسان، چه خوب، چه بد است...

📚اولین تماس تلفنی از بهشت
میچ البوم
 بانوی خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گران قیمتی را در جوی آبی پیدا کرد.
روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.
بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود.
مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید
از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد
مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،
از خوشحالى سر از پا نمى شناخت.
او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواند
راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد
تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:
«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،
اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى.
اگر مى توانى،
آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى
به همين سادگي آدم اسير مي شود و هيچ كاري هم نمي شود كرد . نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد . همين جوري دو تا نگاه در هم گره مي خورد و آدم ديگر نمي تواند در بدن خودش زندگي كند ، مي خواهد پر بكشد .


 📚سال بلوا
عباس معروفی
دشمنی که از رو به رویت می آید، بیم ندارد. فکر آن دشمنها باش که نمی بینیشان!

📚کلیدر
محمود دولت آبادی
فریادهای زده نشده،
یواش یواش
چین و چروک‌های روی صورت می‌شوند!

#ساموئل_بکت
ho'oponono
@jaza_beh
🔻محدودیت صفر
📚 نوشته جو ویتال
✔️قسمت هشتم
🎧روزانه یک فایل صوتی از این کتاب ارزشمند را در کانال متاراز دنبال کنید
💯Join us:
@jaza_beh
ho'opono
@jaza_beh
🔻محدودیت صفر
📚 نوشته جو ویتال
✔️قسمت نهم
🎧روزانه یک فایل صوتی از این کتاب ارزشمند را در کانال متاراز دنبال کنید
💯Join us:
@jaza_beh