همیشه چیزهایی که نداشته ام را
بسیار دوست داشته ام،
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت ...
📚از خودت برایم بگو
پابلو نرودا
بسیار دوست داشته ام،
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت ...
📚از خودت برایم بگو
پابلو نرودا
💎پايانى براى قصه ها نيست،
نه بره ها گرگ ميشوند،
نه گرگها سير،
خسته ام از جنس قلابى آدمها!
دار ميزنم خاطرات كسى را كه
مرا آزرده!
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد ميكند!
حسین پناهی
نه بره ها گرگ ميشوند،
نه گرگها سير،
خسته ام از جنس قلابى آدمها!
دار ميزنم خاطرات كسى را كه
مرا آزرده!
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد ميكند!
حسین پناهی
مغزم چنان از مسائل مختلف
انباشته شده که در شرف انفجار
است، احساس می کنم شقیقه هایم
می کوبد، طپش آنها را حس می کنم
انتظار ندارم که خارق العاده شود
انتظار ندارم که یك شاهکار خلق کنم
خیلی ساده ؛ می خواهم زندگی کنم ..
افسوس که آنچه بر آدم روا می شود، هیچ احدی جز خودش از آن خبردار نمی شود...
📚سه سال تنهايى
آنتوان چخوف
انباشته شده که در شرف انفجار
است، احساس می کنم شقیقه هایم
می کوبد، طپش آنها را حس می کنم
انتظار ندارم که خارق العاده شود
انتظار ندارم که یك شاهکار خلق کنم
خیلی ساده ؛ می خواهم زندگی کنم ..
افسوس که آنچه بر آدم روا می شود، هیچ احدی جز خودش از آن خبردار نمی شود...
📚سه سال تنهايى
آنتوان چخوف
هراسناک تر از نابینایی
دیدن است با دو چشم باز
که چه بر سر سرزمینمان می آید.
📚شعر زنان جهان
فریده حسن زاده
دیدن است با دو چشم باز
که چه بر سر سرزمینمان می آید.
📚شعر زنان جهان
فریده حسن زاده
همه ی ما روزی خواهیم مرد. هدف زندگی این نیست که تا ابد زنده باشیم؛ هدف، خلق چیزی است که جاودان بماند.
#چاک_پالانیک
#چاک_پالانیک
حكايت كوتاه
شیر و گرگ و روباهی با هم به شکار می روند. آن ها با همراهی هم یک گاو وحشی، بز و خرگوش شکار کردند
شیر به گرگ می گوید این سه شکار را تقسیم کن. گرگ گفت گاو وحشی که بزرگتر است از آن شماست. من از بز استفاده می کنم و خرگوش هم قسمت روباه باشد. شیر گفت چه گفتی؟ در جایی که من وجود دارم تو اظهار وجود می کنی
پیشتر بیا. گرگ که پیش آمد شیر با پنجه های نیرومندش او را در هم درید.
سپس شیر رو به روباه کرد و گفت حالا تو این شکارها را تقسیم کن.
روباه گفت سرورم این گاو فربه برای صبحانه شما، این بز هم غذای وسط روز شما و خرگوش هم برای شام مناسب است. شیر گفت تو این تقسیم کردن را از که آموختی؟
روباه گفت از سر بریده گرگ!!!
شیر و گرگ و روباهی با هم به شکار می روند. آن ها با همراهی هم یک گاو وحشی، بز و خرگوش شکار کردند
شیر به گرگ می گوید این سه شکار را تقسیم کن. گرگ گفت گاو وحشی که بزرگتر است از آن شماست. من از بز استفاده می کنم و خرگوش هم قسمت روباه باشد. شیر گفت چه گفتی؟ در جایی که من وجود دارم تو اظهار وجود می کنی
پیشتر بیا. گرگ که پیش آمد شیر با پنجه های نیرومندش او را در هم درید.
سپس شیر رو به روباه کرد و گفت حالا تو این شکارها را تقسیم کن.
روباه گفت سرورم این گاو فربه برای صبحانه شما، این بز هم غذای وسط روز شما و خرگوش هم برای شام مناسب است. شیر گفت تو این تقسیم کردن را از که آموختی؟
روباه گفت از سر بریده گرگ!!!
احساس می کنم دارم تاوانی را می پردازم؛ تاوانِ قانع نبودن به آن بخش از با تو بودن که مرا موقتا از تنهایی نجات می داد...
📚تونل
ارنستو ساباتو
📚تونل
ارنستو ساباتو
هیچوقت حسرت زندگی آدمایی
که از درونشون خبر نداری رو نخور
هرقلبی یه دردی داره .
ونحوه ابرازش هم متفاوته
بعضی ها آن راتوی چشماشون
پنهان میکنند
و بعضی ها توی لبخندشون!
که از درونشون خبر نداری رو نخور
هرقلبی یه دردی داره .
ونحوه ابرازش هم متفاوته
بعضی ها آن راتوی چشماشون
پنهان میکنند
و بعضی ها توی لبخندشون!
جیل به نظرمن بچه ای است مهربان، نجیب و مسئول انتظاردارد مردم با او خوب رفتار کنند نمی توانم این را تصورکنم که زندگی به او بیاموزد داشتن این صفات غلط است!
📚آفتاب درخشان
نورما کلاین
📚آفتاب درخشان
نورما کلاین
سعی کن بفهمی که وقتی می گویم چیزی آزارم می دهد واقعا چیزی آزارم می دهد .
📚تنها ابلهان زنده می مانند
کیت ویلر
📚تنها ابلهان زنده می مانند
کیت ویلر
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_5805561526555247064.pdf
1.1 MB
#قطعه_ای_کتاب
زندگی قبل از هر چیز زندگیست .
گل می خواهد، موسیقی می خواهد ، زیبایی می خواهد.
زندگی،
حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن می خواهد.
عطر شمعدانی ها را بوییدن میخواهد.
خشونت هست، قبول ؛ اما خشونت ، اصل که نیست زائده است، انگل است ، مرض است.
ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است، با زخم نمی بندند.
با نوار نرم و پنبه پاک می بندند، با محبت ، با عشق.
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
زندگی قبل از هر چیز زندگیست .
گل می خواهد، موسیقی می خواهد ، زیبایی می خواهد.
زندگی،
حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن می خواهد.
عطر شمعدانی ها را بوییدن میخواهد.
خشونت هست، قبول ؛ اما خشونت ، اصل که نیست زائده است، انگل است ، مرض است.
ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است، با زخم نمی بندند.
با نوار نرم و پنبه پاک می بندند، با محبت ، با عشق.
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی