زندگی حتی وقتی انکارش می کنی، حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است. آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
📚من او را دوست داشتم
#انا گاوالدا
📚من او را دوست داشتم
#انا گاوالدا
روزی کشاورزی متوجه شد ساعت طلای ميراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده بعد از آنکه در ميان علوفه بسيار جستجو کرد و آن را نيافت از گروهی کودک که بيرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آنرا پيدا کند جايزه ميگيرد.
به محض اينکه اسم جايزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه های علوفه را گشتند اما باز هم ساعت پيدا نشد. همينکه کودکان نااميد از انبار خارج شدند پسرکی نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتی ديگر به او بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود انديشيد:چرا که نه؟ کودک مصممی به نظر ميرسد، پس کودک به تنهايی درون انبار رفت و پس از مدتی به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحير از او پرسيد چگونه موفق شدی درحالی که بقيه کودکان نتوانستند؟
کودک پاسخ داد: من کار زيادی نکردم، روی زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تيک تاک ساعت را شنيدم و در همان جهت حرکت کردم و آنرا يافتم...
"ذهن وقتی در آرامش است، بهتر از ذهن پرمشغله، کار ميکند. هر روز اجازه دهيد ذهن شما اندکی آرامش يابد تا ببينيد چطور بايد زندگی خود را آنگونه که می خواهيد سروسامان دهيد.
به محض اينکه اسم جايزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه های علوفه را گشتند اما باز هم ساعت پيدا نشد. همينکه کودکان نااميد از انبار خارج شدند پسرکی نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتی ديگر به او بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود انديشيد:چرا که نه؟ کودک مصممی به نظر ميرسد، پس کودک به تنهايی درون انبار رفت و پس از مدتی به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحير از او پرسيد چگونه موفق شدی درحالی که بقيه کودکان نتوانستند؟
کودک پاسخ داد: من کار زيادی نکردم، روی زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تيک تاک ساعت را شنيدم و در همان جهت حرکت کردم و آنرا يافتم...
"ذهن وقتی در آرامش است، بهتر از ذهن پرمشغله، کار ميکند. هر روز اجازه دهيد ذهن شما اندکی آرامش يابد تا ببينيد چطور بايد زندگی خود را آنگونه که می خواهيد سروسامان دهيد.
زمان همه چیز را تغییر می دهد.
چیزی که دیروز بد بود، معلوم نیست که امروز هم بد باشد.
در دنیا چند نفر را می شناسید که یک ساعت درونی داشته باشند که به موقعش زنگ بزند و بگوید : "وقتش است! یک سگ بخر، چمدانت را بردار و راه بیفت!"
کجا؟ به دنبال آنچه تا حالا به دست نیاورده ای! به دنبال یک نقطه سفید افسونگر، به دنبال یک گمشده!
گمشده چیست؟ برای هر کس، یک چیز. اما در بازی ِ ابدی ِ " گشتم نبود، نگرد نیست"، برنده ی واقعی، فرجام ها هستند که چمدان می بندند و راه می افتند به دنبال گمشده ازلی و ابدی...
# پایان یک مرد
#فریبا کلهر
چیزی که دیروز بد بود، معلوم نیست که امروز هم بد باشد.
در دنیا چند نفر را می شناسید که یک ساعت درونی داشته باشند که به موقعش زنگ بزند و بگوید : "وقتش است! یک سگ بخر، چمدانت را بردار و راه بیفت!"
کجا؟ به دنبال آنچه تا حالا به دست نیاورده ای! به دنبال یک نقطه سفید افسونگر، به دنبال یک گمشده!
گمشده چیست؟ برای هر کس، یک چیز. اما در بازی ِ ابدی ِ " گشتم نبود، نگرد نیست"، برنده ی واقعی، فرجام ها هستند که چمدان می بندند و راه می افتند به دنبال گمشده ازلی و ابدی...
# پایان یک مرد
#فریبا کلهر
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم...!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد.
باید که جای پایش در این دنیا بماند.
آدم خوب است که آدم بماند و آدمتر از دنیا برود.
نیامدهایم تا جمع کنیم، آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ، دوستی را
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس!
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت.
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنهی زندگی خود باشیم...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم...
و رفتنش چیزی از آن کم...!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد.
باید که جای پایش در این دنیا بماند.
آدم خوب است که آدم بماند و آدمتر از دنیا برود.
نیامدهایم تا جمع کنیم، آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ، دوستی را
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس!
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت.
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنهی زندگی خود باشیم...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم...
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
#وداع با اسلحه
ارنست همینگوی
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
#وداع با اسلحه
ارنست همینگوی
از نوشتن میترسم در ایـن روزگـار
که همه اهل معامله شدهاند
از سیاستمدار گرفته تا روشنفکر
راستی تو چقدر گرفتهای که سکوت کنی ؟؟
#حسین_پناهی
که همه اهل معامله شدهاند
از سیاستمدار گرفته تا روشنفکر
راستی تو چقدر گرفتهای که سکوت کنی ؟؟
#حسین_پناهی
مطالعه مرا در خلوت خود تسلی میبخشد. مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند و در هر زمانی میتواند مرا از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند. هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید نباشد، مطالعه چاقوی درد را کُند میکند.
برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
📚تسلی بخشی های فلسفه
#آلن دوباتن
برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
📚تسلی بخشی های فلسفه
#آلن دوباتن
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﻢ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻟـﯽ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ
ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ؛
ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫــﻮﺱ
ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﮐﻨﻢ .
ﺍﻣﺎ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻧﮑﻨﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺪﺳـﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ
ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺷﺎﯾﺪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﻮﻫﯿـﻦ
ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﻧﺴـﺎﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
#دکتر_علی_شریعتی
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻟـﯽ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ
ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ؛
ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫــﻮﺱ
ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﮐﻨﻢ .
ﺍﻣﺎ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻧﮑﻨﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺪﺳـﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ
ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺷﺎﯾﺪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﻮﻫﯿـﻦ
ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﻧﺴـﺎﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
#دکتر_علی_شریعتی
فرق یک دوست خوب
با بهترین دوست
اینه که
اولی داستانتو میدونه
ولی
دومی کمکت میکنه بنویسیش
با بهترین دوست
اینه که
اولی داستانتو میدونه
ولی
دومی کمکت میکنه بنویسیش
من گمان میکردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چهار فصلش همه آراستگی ست
من چه میدانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه میدانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ میزند از سردی دی
من چه میدانستم
دل هرکس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
📚آبی، خاکستری، سیاه
#حمید مصدق
دوستی همچون سروی سرسبز
چهار فصلش همه آراستگی ست
من چه میدانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه میدانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ میزند از سردی دی
من چه میدانستم
دل هرکس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
📚آبی، خاکستری، سیاه
#حمید مصدق
فقط دانش است که توانایی و آزادی می بخشد و
سعادت جاودانی دنبال دانش رفتن و طالب لذات عقلی بودن است...
#اسپینوزا
سعادت جاودانی دنبال دانش رفتن و طالب لذات عقلی بودن است...
#اسپینوزا
راه ساده برای آشنایی با یک شهر این است که انسان بداند مردم آن چگونه کار می کنند چگونه عشق می ورزند و چگونه می میرند
📚طاعون
#آلبر کامو
📚طاعون
#آلبر کامو
آدمها روزی معنی حرفهایشان را می فهمند و روزی متوجه رفتارهایشان می شوند که با کسی از جنس خودشان مواجه شوند!
📚همه نامها
#ژوزه ساراماگو
📚همه نامها
#ژوزه ساراماگو
مهم نیست
آنها چه چیزی را از تو گرفته اند مهم این است که:
تو با آنچه برایت باقی مانده چه میکنی
#ویلیام شکسپیر
آنها چه چیزی را از تو گرفته اند مهم این است که:
تو با آنچه برایت باقی مانده چه میکنی
#ویلیام شکسپیر
مکس: من همیشه ته دلم آدمها رو دوست دارم.
اما نمیدونم چرا اونا هیچوقت این رو نفهمیدن.
آخه من واسشون هیچ سودی ندارم.
واسه همینه که هیچ دوستی ندارم.
# مری و مکس
اما نمیدونم چرا اونا هیچوقت این رو نفهمیدن.
آخه من واسشون هیچ سودی ندارم.
واسه همینه که هیچ دوستی ندارم.
# مری و مکس
همه چشم اميد به محبت ديگران دوختهاند و بیخبر از آنند كه خود نيز میتوانند عامل محبت برای ديگران باشند.
#فرانسيس_بيكن
#فرانسيس_بيكن
من کیستم
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن
من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها
من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها
من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....
#ع_دباغ
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن
من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها
من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها
من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....
#ع_دباغ
رنج کشیدن بدون شکوه کردن، یگانه درسی است که باید در این زندگی آموخت.
📚شور زندگی
اروینگ
📚شور زندگی
اروینگ