کتابسرایی مطالعه‌گران📚
1.36K subscribers
2.7K photos
158 videos
371 files
126 links
☕️📚مهمان یک فنجان کتاب،در محفل ما 📚☕️
فرمایش هر نوع‌ کتاب‌، به طعم عاشقانه، عارفانه، فلسفی و… میزبان شما خواهیم بود.
و همچنان، شما را به فرمایشات خودتان از دکلمه‌، پاره نوشته، دلنوشته و خاطرات‌تان نیز پذیرا خواهیم بود.😊
برای دریافت کتاب: @shahab_8_S
Download Telegram
#اشعار_ناب

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
2🥰1
Forwarded from کتابسرایی مطالعه‌گران📚 (آهـَ͜❁ٰٜ۪ۘوٰٖرؒؔ◌͜͡◌ٰံاًّ)
ملت عشق.pdf
14.7 MB
#درخواستی_شما
📗ملت عشق
👤الیف_شافاک

@book_study12
🥰1❤‍🔥1💯1💔1
هکر قلب @romane_sahnedar_r.pdf
4.1 MB
#درخواستی_شما

نام رمان : #هڪر_قلب
ژانر : #عاشقانه
نویسنده : #مهلا_علیراد

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
❤‍🔥2🕊11🥰1
طرار.pdf
10.4 MB
#درخواستی_شما
📘رمان طرار

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
1😍1❤‍🔥1💯1
عشق آب حيات است در اين آب درآ.pdf
6 MB
#درخواستی_شما
📘عشق آب حیات است

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
❤‍🔥2😍1💯1💔1
به خودت سخت نگیر!
سخت نگیر به خودت و زندگی‌ات!
همه چیز خوب نمی‌شود یک شب، همه چیز گل و بلبل نیست. مشکلات می‌آید، دل مشغولی‌ها هست، بعضی روزها اوضاع به‌هم می‌ریزد اما تو نباید بگذاری این سختی‌ها، حال خوبت را خراب کند!

#بـانـو

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
❤‍🔥5
Forwarded from کتابسرایی مطالعه‌گران📚 (شهاب سراجی)
آیین زندگی.pdf
5.8 MB
#دیل_کارنگی
📓آیین_زندگی
1🥰1😍1❤‍🔥1
بر دل ما کس ندارد یک تبسم التفات
زخم اگر میخندد اینجا، مهربانی می‌کند.

بیدل🖤
ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
😍2💯21❤‍🔥1
عشق را
نه در آغوش،
که در اوجِ دیوانگی یافتم؛
جایی که عقل فرو می‌ریزد
و تو
بی‌هیاهو
از جهانی که پیش از ما ویران شده است
عبور می‌کنی.
✍🏻 #بانو_کهکشان

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
❤‍🔥3😍2🕊1👍1🔥1🥰1💯1😘1
كسى كه تو را بخواهد
با همه‌ىِ آن‌چه دارى می‌خواهد
و كسى كه تو را نخواهد
حتى اگر كامل و بى نقص باشى
از تو انتقاد خواهد كرد

محمود_درويش

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
👍4😍3❤‍🔥2🔥1😘1
...
🤍🖇🌱

#عاشقانه

«می‌خواهم در همه‌ى جزئيات وجودِ تو بمانم، در عمق تاريکی‌ات، در نزديک‌ترين ترانه به قلبَت، می‌خواهم وسط قلبت زندگى كنم.»

#نزار_قبانی

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
😍4💯31👍1🔥1
🤍

ب کوتاهی آن لحظه شادی ک گذشت غم نیز می‌گذرد ...!

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
4💯2👍1🔥1❤‍🔥1
از تو نشان کی آورد، شمس من و خدای من
🫠🕊
ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
3💯3👍1🔥1
صبح همه عزیزانم بخیر☕️☀️🌱
💯3🔥2😍21👍1
نم ندهى به كشت من، آب به اين و آن دهى...

#مولانا

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
3💯2🕊1👍1🔥1
آدم بزرگ نمی‌شه
مگر وقتی که
یاد بگیره با دلِ خسته هم
مسئولِ راهش باشه.


ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
💯4🥰3👍21🔥1
گفت از حالت بگو؟
گفتم؛
انگار یک طوفان در دلم هست
که قصد برباد کردنم را دارد!.
#کلماتیک
#پروانه_نوشت

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
3🔥2💯2👍1🥰1
برای زیستن
دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند.

احمد_شاملو

ᴊᴏɪɴ
╰─►🕊️🌿📚
@book_study121
🔥2💯21👍1😍1😘1
#یک_جرعه_کتاب☕️

فکر می کنم که خدا سه چیز را با ذوق بیشتری آفریده، زن، هنر و عشق، اما در عجب که تو را با چه شور و حالی آفریده، زنِ هنرمندِ عاشق! 


📖 #قهوه_سرد_آقای_نویسنده
✍🏻 #روزبه_معین
@book_study121
💯43🕊2😍2👍1🔥1
آنچه مارکس بیان داشته در مورد طبقه‌بندی اجتماع بشری را نمی‌شود چشم‌پوشی کرد، اما آنچه امروز در جامعه‌ی طبقاتی ما جریان دارد، نه صرفاً یک مسأله‌ی اقتصادی‌ست و نه تنها یک تضاد تاریخی؛ بلکه بحرانی عمیق‌تر و آلوده‌تر است. بحرانی که در آن روابط انسانی، اجتماعی و جنسی در هم خلط شده‌اند و هیچ‌کس دیگر مرزها را به رسمیت نمی‌شناسد.
جامعه‌ی ما دچار اختلاط مفاهیم است. آنچه باید رابطه‌ی انسانی باشد به رابطه‌ی جنسی تقلیل یافته، و آنچه باید انتخاب آگاهانه باشد به ولع پنهان بدل شده است. این ناتوانی در تفکیک خود یک معضل فکری‌ست؛ معضلی که منطق را قربانی لحظات کوتاه خودفریبی می‌کند. خودفریبی‌ای که همه می‌دانیم غلط است، اما عامدانه ادامه‌اش می‌دهیم. چون هزینه‌ی اندیشیدن از هزینه‌ی سقوط اخلاقی سنگین‌تر شده است.
وقتی از مسأله‌ی جنسی سخن می‌گویم، منظورم آن نیروی طبیعی عزت‌بخش نیست؛ بلکه از همان بُعدی حرف می‌زنم که منشأ بی‌اعتمادی، فروپاشی روابط، و ابتذال انسان شده است. مسأله‌ای که به‌جای پیوند، گسست می‌آفریند و به‌جای معنا، مصرف تولید می‌کند. من انسان‌هایی را می‌شناسم که پشت پرده‌ی دیانت پنهان شده‌اند فقط برای توجیه امیال‌شان. دین را نه به‌مثابه‌ی مسئولیت بلکه چون سپری برای منافع شخصی بر تن می‌کنند. لباس معصومیت و بدبختی می‌پوشند، اما آنچه در ضمیر ناخودآگاه‌شان می‌جوشد را نه می‌پذیرند و نه جرأت مواجهه با آن را دارند. در نتیجه انسانی‌ست دوپاره در ظاهر زاهد، در باطن طلبکار لذت.
آنچه در زبان عام «تنوع‌طلبی» نامیده می‌شود، اغلب چیزی جز ناتوانی در تعهد نیست. فروید این را عقده می‌نامد. زخمی که از کودکی در ناخودآگاه باقی مانده است. اما فاجعه از آن‌جا آغاز می‌شود که انسانی برخوردار از عقل و شعور آگاهانه تصمیم می‌گیرد تا ابد در این زنجیر بماند و نامش را آزادی بگذارد.
درست است که رابطه‌ی تازه همیشه هیجان‌انگیزتر است. اما اگر انسان از عقل خود کار بکشد، درمی‌یابد که همه‌ی انسان‌ها، دست‌کم از منظر جنسی، تفاوت بنیادین ندارند. تفاوت‌ها در اندیشه است در جهان‌بینی است نه در بدن. پس این همه معامله‌کردنِ عزت نفس برای چیست؟ چرا باید انسان خودش را تا حد «امتحان‌کردن» دیگران پایین بیاورد؟
سیب‌چیدن از هر سبد، نه نشانه‌ی تجربه است و نه بلوغ. نتیجه‌اش کبر است و ناسپاسی و ضعف و ناتوانی عزت نفس . این دقیقاً همان چیزی‌ست که من در قشر به‌اصطلاح آگاه جامعه دیده‌ام انسان‌هایی با واژگان پرطمطراق و رفتارهای تهی.
من نه از طبقه‌ی شاعر نام می‌برم و نه نویسنده؛ اما دردناک است که ببینیم چگونه آنچه خداوند داده به ابزار سوء‌استفاده بدل شده است. استعدادها به‌جای پرورش، قربانی حواس‌پرتی شده‌اند. امروز اگر صادق باشیم زبان و ادبیات فارسی‌دری از فقدان نویسنده‌ی جدی، شاعر مؤثر، منتقد شجاع و طنزنویس هوشمند رنج می‌برد. این یک هشدار است. هشداری مستقیم به همان‌هایی که شب و روز در پی تعویض رابطه‌اند؛ اما حتی یک فکر را نمی‌توانند تا انتها نگه دارند. شاید اصطلاحات <<چقدر تو خوبی و تو می‌توانی>> و امثالهم در نگاه اول خنده‌آور و پیش‌پاافتاده به نظر برسد؛ اما حقیقت تلخ این است که امروزه این‌ها بیشترین کاربرد را دارند و همین اصطلاحات، آیینه‌ی دقیق فرهنگ امروز ما شده‌اند. فرهنگی که به‌جای عمق، به تکثیر لذت دل خوش کرده است.

پ.ن: آن‌کسی که نمی‌تواند عزت‌نفس خود را در برابر تنوع‌طلبی کنترول کند به پشیزی نمی‌ارزد. فرقی نمی‌کند چقدر شعر خوب بسراید یا چقدر ایده‌ی درخشان داشته باشد. استعداد بدون خویشتن‌داری فقط ابزار فریب است، نه فضیلت. ادبیات خوب با سردرگمی و شلوغ‌‌کاری زاده نمی‌شود. با خلوص و با حفظ اصالت می‌آید. نویسنده و شاعری که خودش را با هر میل گذرا خرج می‌کند، زبان را هم خرج می‌کند. نتیجه‌اش همین است که می‌بینیم. ادبیاتی فرسوده، زبانی بی‌رمق و جماعتی که بیشتر بارِ دوش جامعه‌اند تا سازنده‌ی آن؛ لکه‌های ننگی که نام فرهنگ را یدک می‌کشند. ادبیات پیش از آن‌که بازی واژه‌ها باشد، تمرین شخصیت است. اگر این اصل فراموش شود-نه شعر نجات می‌دهد و نه نبوغ.
امید من فقط به نسل نوین است. نسلی که از حوالی ۱۲۶۰ به این‌سو آمده‌اند. اگر هنوز چیزی از آگاهی در کار باشد، باید بفهمند که هر کاری بهایی دارد و هر سقوطی توجیه‌پذیر نیست.
و اگر نفهمند، این زبان و این ادبیات بیش از این هم تاوان خواهد داد.

تاریخ: ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
نویسنده: نجمه محمدی"
💯32👍1🔥1😘1