یک جرعه کتاب☕️
مصیبت در لحظات اول کشنده نیست؛
ضربه آنچنان شدید است که نمیتوانی ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ،
اما زمان، ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ میگذرد ﺗﺎﺯﻩ میفهمی ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ...
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد...
#روزهای_برمه
#جورج_اورول
@book_study12
مصیبت در لحظات اول کشنده نیست؛
ضربه آنچنان شدید است که نمیتوانی ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ،
اما زمان، ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ میگذرد ﺗﺎﺯﻩ میفهمی ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ...
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد...
#روزهای_برمه
#جورج_اورول
@book_study12
❤2👍2❤🔥1
دلم بهانهگیر شده!
زندگی میخواهد، عشق میخواهد، سفر میخواهد، هوای تازه میخواهد، قشنگی میخواهد!
اما نه! هیچکدام از اینها را نمیخواهد؛
دلم تو را میخواهد...🤍
#عباس_معروفی
@book_study12
زندگی میخواهد، عشق میخواهد، سفر میخواهد، هوای تازه میخواهد، قشنگی میخواهد!
اما نه! هیچکدام از اینها را نمیخواهد؛
دلم تو را میخواهد...🤍
#عباس_معروفی
@book_study12
👍1🥰1
ایکیگای.pdf
4.4 MB
#ذرخواستی_شما
راز ژاپنی ها برای داشتن زندگی شاد و طولانی
این کتاب یک پیشنهاد ویژه برای همه ی اوناییه که میخوان یه زندگی خوب داشته باشن!
📕 ایکیگای
✍🏻 #هکتور_گارسیا
@book_study12
راز ژاپنی ها برای داشتن زندگی شاد و طولانی
این کتاب یک پیشنهاد ویژه برای همه ی اوناییه که میخوان یه زندگی خوب داشته باشن!
📕 ایکیگای
✍🏻 #هکتور_گارسیا
@book_study12
#یک_جرعه_کتاب☕️
دوستداشتنِ یک آدم جذاب و کامل، کار مشکلی نیست! چنین عشقی چیزی نیست جز عکسالعمل ناچیزی که خود به خود در مقابل زیبایی "که خود اتفاقی است" پدیدار میشود...
اما عشقِ واقعی دقیقاً میخواهد از موجودی ناکامل، محبوبی را بیافریند که بیشتر وجودی انسانی است تا وجودی ناکامل...
📕 زندگی جای دیگریست
✍🏻 #میلان_کوندرا
@book_study12
دوستداشتنِ یک آدم جذاب و کامل، کار مشکلی نیست! چنین عشقی چیزی نیست جز عکسالعمل ناچیزی که خود به خود در مقابل زیبایی "که خود اتفاقی است" پدیدار میشود...
اما عشقِ واقعی دقیقاً میخواهد از موجودی ناکامل، محبوبی را بیافریند که بیشتر وجودی انسانی است تا وجودی ناکامل...
📕 زندگی جای دیگریست
✍🏻 #میلان_کوندرا
@book_study12
😇2👍1🥰1
دلش میخواست در یک شب آرام به همه چیز پشت کند،
برود به سرزمینی کوچک و بدون تاریخ که زمان در آن جریان ندارد
و باران فراموشی بر خانههایش میبارد..✨
شب بخیر🌔
@book_study12
برود به سرزمینی کوچک و بدون تاریخ که زمان در آن جریان ندارد
و باران فراموشی بر خانههایش میبارد..✨
شب بخیر🌔
@book_study12
👍1👏1
~چی حس قشنگیست زانو زدن در برار معبود یکتا وقتی سجده میکنی صدایت به آسمان میره عشق حقیقی با معبود یکتا حس میکنی غم درد رنج دلتنگی های خود را به الله میگویی چی زیباست که قلب آرام میگیرد یا رب درمان درد هایمان باش
𓆰•.🍃🕊.•𓆪
@book_study12
𓆰•.🍃🕊.•𓆪
@book_study12
❤4👍1
#داستان
روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!
همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.
حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟!
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی! فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد!
"نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ" : "بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم !"
این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. از خدا بخواه، و زیاد هم بخواه. خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست و به خواسته ات ایمان داشته باش
@book_study12
روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!
همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.
حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟!
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی! فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد!
"نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ" : "بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم !"
این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. از خدا بخواه، و زیاد هم بخواه. خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست و به خواسته ات ایمان داشته باش
@book_study12
👍3
عزیزِ من! بندهی خوب خدا...!
اگر در دل بدترین اتفاقات زندگی
هیچ تقصیری به گردن تو نیست و
طعمهی هیچ کسی زیر دندانِ تو گیر نکرده...
وقتی تو معصومانه تلاش کردی، زخم خوردی و
بغضهایت را بی صدا قورت دادی...
چرا شرمندگی...چرا خجالت...
غصه نخور و به خاطر هیچ کسی سرت را پایین نگیر!
تو هر روز قویتر شدی...قویتر میشوی و از جای زخمهایت، قدرت جوانه میزند!
سرت را بالا بگیر جانم!
بالا بگیر که تو تاوان هیچ کسی را قرار نیست پس بدهی...
تو فقط قرار است بزرگ شوی، رشد کنی و
شبیه الماس بدرخشی!♥️🫂👀
@book_study12
اگر در دل بدترین اتفاقات زندگی
هیچ تقصیری به گردن تو نیست و
طعمهی هیچ کسی زیر دندانِ تو گیر نکرده...
وقتی تو معصومانه تلاش کردی، زخم خوردی و
بغضهایت را بی صدا قورت دادی...
چرا شرمندگی...چرا خجالت...
غصه نخور و به خاطر هیچ کسی سرت را پایین نگیر!
تو هر روز قویتر شدی...قویتر میشوی و از جای زخمهایت، قدرت جوانه میزند!
سرت را بالا بگیر جانم!
بالا بگیر که تو تاوان هیچ کسی را قرار نیست پس بدهی...
تو فقط قرار است بزرگ شوی، رشد کنی و
شبیه الماس بدرخشی!♥️🫂👀
@book_study12
#ارسالی_شما
رفتم به غرفه تلفون تا به دوستی تلفون کنم، گوشی را برنداشت اما در پیام گیر تلفونش این ابیات زیبا را گذاشته بود:
شــرمنــــــــده از آنم که نباشم بـه سرایم
تا باتـــــو ســلامی وعلیــکی بنـــــــــــمایم
گر لطف کنی نمره وپیـــــــــغام گـــــــذاری
پاسخ دهم ای دوست به محضی کـه بیایم
باخود گفتم :
اگر در دوران شعرای قدیم تلفن
می بود خدا میداند پیام های شان چقدر جالب میبود،
در میسنجرِ حافظ:
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگـر بینـم رخِ جانانه ی خـود غم مخور
بشنـوی پاسـخ ز حافظ گـر که بگذاری پیام
زان زمان کـو باز گردم خانه ی خود غم مخور
در میسنجرِ سعدی:
از آوای دل انگیـــــز تــــو مستم
نبـاشـم خـانه و شــرمنـــده هستم
به پیغــام تو خـواهــم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی بـه دســـتم
در میسنجرِ فردوسی:
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
در میسنجرِ خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
در میسنجرِ مولانا:
بهر سماع از خانه ام رفتم برون رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم جان تو را قربان شوم!
در میسنجرِ بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !
درمیسنجرِ منوچهری:
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
@book_study12
👏2😍2❤🔥1❤1👍1
#یک_جرعه_کتاب☕️
همه جوانها بالاخره یک روز عاشق میشوند ولی همه زندگی به همان عشق اول ختم نمیشود. معمولاً آدم با عشق اولش ازدواج نمیکند، حتی گاهی با او حرف هم نمیزند، اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین میکند.
📕 چهل سالگی
✍🏻 #ناهید_طباطبایی
@book_study12
همه جوانها بالاخره یک روز عاشق میشوند ولی همه زندگی به همان عشق اول ختم نمیشود. معمولاً آدم با عشق اولش ازدواج نمیکند، حتی گاهی با او حرف هم نمیزند، اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین میکند.
📕 چهل سالگی
✍🏻 #ناهید_طباطبایی
@book_study12
❤4❤🔥1😇1
تاوان حرف هايی که نمی توانيم بزنيم...
موهای سفيدی ست
که لابلای موهايمان داريم...
ولی به همه می گوييم ارثيست ...!!
به قول بزرگی که می گوید:
درد دارد
وقتی ساعتها مینشينی
و به حرفايی که هيچ وقت
قرار نيست بگويی
فکر ميکنی...!!!💛🔐🪄
@book_study12
موهای سفيدی ست
که لابلای موهايمان داريم...
ولی به همه می گوييم ارثيست ...!!
به قول بزرگی که می گوید:
درد دارد
وقتی ساعتها مینشينی
و به حرفايی که هيچ وقت
قرار نيست بگويی
فکر ميکنی...!!!💛🔐🪄
@book_study12
❤4👍1🔥1
قصر آبی.pdf
16.2 MB
#درخواستی_شما
کتاب قصر آبی نوشتهی لوسی ماد مونتگمری، داستان به یادماندنی دیگری از خالق آن شرلی است که از ماجرای عاشقانهی دختری به نام والنسی میگوید که زندگی خشک و بدون عشقی داشته و تصمیم میگیرد این روند را تغییر دهد.
📕 قصر آبی
✍🏻 #لوسی_ماد_مونتگمری
@book_study12
کتاب قصر آبی نوشتهی لوسی ماد مونتگمری، داستان به یادماندنی دیگری از خالق آن شرلی است که از ماجرای عاشقانهی دختری به نام والنسی میگوید که زندگی خشک و بدون عشقی داشته و تصمیم میگیرد این روند را تغییر دهد.
📕 قصر آبی
✍🏻 #لوسی_ماد_مونتگمری
@book_study12
#انگیزشی
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
@book_study12
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
@book_study12
👍2❤1
همیشه هم دنیا بد نیست
گاهی یک نفر با نفس هایش
با نگاه هایش
با کلامش
با وجودش
با بودنش
بهشتی میسازد از این دنیا برایت که دیگر بدون او بهشت واقعی را هم نمی خواهی
هنر و علم و سیاست همه خوبند ولی
ای به قربان همانی که رفاقت بلد است
@book_study12
گاهی یک نفر با نفس هایش
با نگاه هایش
با کلامش
با وجودش
با بودنش
بهشتی میسازد از این دنیا برایت که دیگر بدون او بهشت واقعی را هم نمی خواهی
هنر و علم و سیاست همه خوبند ولی
ای به قربان همانی که رفاقت بلد است
@book_study12
👍4👏2