📚بوک‌ دات‌ کام📚
384 subscribers
481 photos
97 videos
62 links
کتاب یه دوست قدیمیه. دوستی که خیلی از ماها یه مدته باهاش قهر کردیم.
بیاین با این دوست قدیمی آشتی کنیم!😊

گروه هم خوانی
@Lets_read_a_book

ناشناس چنل
اگه نظری دارین خوشحال میشم اینجا باهام در میون بزارین
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Download Telegram
🌙صبح در گلستان

چه خوشست باده خوردن بصبوح در گلستان
که خبر دهد ز جنت دم صبح و باد بُستان

چو دل قدح بخندد ز شراب ناردانی
دل خسته چون شکیبد ز بتان نارپستان

بسحر که جان فزاید لب یار و جام باده
بنشین و کام جانرا ز لب پیاله بستان

چو نمی توان رسیدن بخدا ز خود پرستی
بخدا که در ده از می قدحی بمی پرستان

برو ای فقیه و پندم مده این زمان که مستم
تو که چشم او ندیدی چه دهی صداع مستان

که ز دست او تواند بورع خلاص جستن
که بعشوه چشم مستش بکند هزاردستان

چو سخن نگفت گفتم که چنین هست پیدا
ز دهان او نصیبی نرسد بتنگدستان

تو جوانی و نترسی ز خدنگ آه پیران
که چو باد برشکافد سپه هزاردستان

بچمن خرام خواجو دم صبح و ناله میکن
که ببوسبان خوش آید نفس هزاردستان

✍️خواجوی کرمانی

#شبانگاه
#شب_شعر

@Book_dot_com📚
2
#معرفی_کتاب

📖کتاب: سالار مگس‌ها
✍️نویسنده: ویلیام گلدینگ
🔄بازگردان: حمید رفیعی
انتشارات: بهجت
ژانر: رمان

📜خلاصه کتاب: ماجرای چند بچه مدرسه‌ایه که بر اثر سقوط هواپیما در جزیره ای ناشناخته بدون هیچ بزرگسالی گیر افتادن. داستان روایت می‌کنه که چطور بچه‌ها سعی می‌کنن تو محیطی بدون هیچ قانون و تمدنی زنده بمونن و با همدیگه بسازن.

@book_dot_com📚
2
🗞معرفی کتاب"سالار مگس‌ها"

امروز می‌خوام کتابی رو معرفی کنم که بعید می‌دونم تا حالا اسم رو نشنیده باشین.

داستان شخصیت پردازی واقعا جالبی داره. هر کاراکتر با دقت پرداخته شده و روابط بین اون‌ها به خوبی به تصویر کشیده شده و نویسنده افراد رو به سبک جالبی کنار هم گذاشته. افرادی که نه تنها متفاوت بلکه متضاد هم بودن و مجبور شدن با هم یه جامعه رو بسازن.

این کتاب اثر انتقادیه و با محوریت بقا سعی کرده جامعه انسان‌ها رو نقد کنه و ذات واقعی آدم‌ها و جامعه رو به تصویر بکشه. گلدینگ تلاش کرده تا ظرفیت انسان رو برای شر به نمایش بزاره و نشون بده که هر انسانی در هر گوشه این دنیا اگر در شرایطش قرار بگیره می‌تونه دست به جنایت بزنه. این تفکر گلدینگ به شدت تحت تاثیر جنگ جهانی دوم و نتایج و آثار اون بوده. این داستان تلخ، تاریک و به شدت تکون دهنده و تاثیر گذاره.

روایت داستان با حوصله پیش می‌ره و هر چی جلوتر می‌ره فضا متشنج‌تر و پر تنش‌تر می‌شه. و هر لحظه به جنون داستان افزوده می‌شه.

یه نکته‌ چیزی که توی این داستان مهمه سرنوشت شخصیت‌ها نیست بلکه مسیریه که اون‌ها طی می‌کنن. مهم در اخر نجات پیدا می‌کنن یا نه. و مهم نیست که به چی تبدیل می‌شن. چیزی که مهمه اینکه چطور اون‌ها به این نقطه می‌رسن.

نویسنده فضای کتاب رو با توصیفاتش به خوبی به تصویر کشیده و جزئیات و نکات ریز رو هم با دقت بیان کرده. اینکار باعث شده که مخاطب راحت‌تر و بهتر با فضا و حال و هوای کتاب همراه بشه اما از طرف دیگه چون توصیفات نسبتا طولانیه ممکنه برای برخی هم خسته کننده باشه.

📚در پایان اگه دنبال کتابی می‌گردین که نیمه‌ی تاریک انسان‌ها رو به تصویر بکشه و شما رو وادار به تفکر بکنه این کتاب گزینه خوبیه.

پ.ن: این کتاب اکثرا ترجمه خوبی نداره و بهترین ترجمه اون برای انتشار بهجت و با ترجمه آقای حمید رفیعی هستش.

💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟

✍️نویسنده: آرونیا

@book_dot_com📚
2
🌙یگانه دشمن انسان

یگانه دشمنِ آدمی در کُنهِ وجود خودش نهفته است.

🗣ویلیام گلدینگ

💬نظر شما درباره این حرف چیه؟

#شبانگاه
#سخن_چین

@Book_dot_com📚
👍2
#حسوحال

💫این نقاشی‌ها به نظرم می‌تونن به بهترین شکل ممکن فضای کتاب سالار مگس‌ها رو نشون بدن.
هرج و مرج و جنون خالص و تاریکی و وحشتی که زیر چهره‌های کودکانه پنهان شده.

@book_dot_com📚
3🥰1
🌙 چیزهای زشت

سیمون با بدن کوچک و آفتاب سوخته خود همانجا ایستاد. حتی اگر چشمهایش را می‌بست، نمی‌توانست تصویر کله خوک را از فکر خود دور کند. چشمان نیم بسته و بی‌حالت خوک که ردپایی از بدبینی خاص دنیای بزرگترها در آن دیده می‌شد، گوئی می‌خواست سیمون را مطمئن کند که چقدر همه چیز زشت و بد است.

📖 سالار مگس‌ها
✍️ ویلیام گلدینگ

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#پاورقی

📍 می‌دونین کدوم کتاب طولانی‌ترین جمله رو داره؟

کتاب بینوایان با جمله‌ای دارای 823 کلمه یکی از طولانی‌ترین جمله رو در بین کتاب‌های دنیا داره.

پ.ن: لازم به ذکر که این جمله ها صرفا تعداد زیادی جمله مستقل هستن که به هم وصل شده‌ان و هیچ نشانه نقطه گذاری بین اون ها وجود نداره.

@Book_dot_com📚
2
🌙زندگی کامل نیست!

هیچ زندگی کاملی وجود ندارد که ما در آن متولد شده باشیم؛ و هیچ گریزی از واقعیت وحشتناک رنج وجود ندارد.

📖مغاره‌ی جادویی
✍️جیمز آر دوتی

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#جاکتابی

🪧اینجا یه کافه کتاب تو اراکه.

یه کافه خوب واسه دور هم بودن و لذت بردن از کتاب‌های جذاب. این کافه با داشتن فضای باز و بسته محیط خوبی رو برای دوستداران کتاب بوجود آورده.

🏬کافه کتاب پرچین
آدرس: استان مرکزی، اراک، خیابان محسنی، انتهای پل، سمت راست، کوچه برادران رسولی

@Book_dot_com📚
2👍1
🌙ترس مثل آسم

اگه آدم از یکی بترسه، ازش بدش می‌آد اما نمی‌تونه درباره‌ش فکر نکنه. اونوقت آدم خودشو گول می‌زنه که خوب، چیزی نیس؛ اما دفعه بعد که دوباره می‌بیندش، مث آسم می‌مونه. نفس آدم بند می‌آد.

📖سالار مگس‌ها
✍️ویلیام گلدینگ

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
📝کنکوریا

قطعا این چند روز یه سری از بچه‌ها کنکور دارن. پس اومدم تا باهاشون چند کلمه حرف بزنم.
دروغ که نداریم. این آزمون تاثیر زیادی تو تعیین سرنوشت زندگیتون داره و آینده‌تون رو شکل می‌ده. اما به این معنی نیست که موفقیت در این آزمون تنها راه رسیدن به خوشبختیه.
پس نگران نباشین!
برین سر جلسه و تمام خودتون رو بزارین. هر چقدر درس خوندین و تلاش کردین حالا وقتشه که ازش استفاده کنین.
صد خودتون رو بزارین و نگران هیچ چیز نباشین. هر نتیجه‌ای که بیاد برای شما مناسب‌ترینه. و هر اتفاقی که افتاد می‌خوام یادتون باشه که شما بهترینین و یه آزمون قرار نیست ارزش شما رو تغییر بده و یا خوشبختی شما رو مشخص کنه.

با آرزوی موفقیت برای تک تکتون آرونیا❤️

#یادداشت

@Book_dot_com📚
2
#شناسنامه

✍🏻محمود دولت‌آبادی
زاده‌ی:۱۰ مرداد ۱۳۱۹
ملیت: ایرانی🇮🇷

📚آثار: ته شب، سفر، آوسنه بابا سبحان، لایه‌های بیابانی، تنگنا، گاواریان، هجرت سلیمان، باشبیرو، عقیل عقیل، از خم چنبر، دیدار بلوچ، کلیدر، جای خالی سلوچ، ققنوس، آهوی بخت من گزل، کارنامه‌ی سپنج، ما نیز مردمی هستیم، روزگار سپری شده مردم سلخورده، اتوبوس، آن مادیان سرخ‌یال، سلوک، قطره محال اندیش، روز و شب یوسف، طریق بسمل شدن، گلدسته‌ها و سایه‌ها، زوال کلنل، نون نوشتن، میم و آن دیگران، وزیری امیر حسنک، تا سر زلف عروسان سخن، بنی‌آدم، این گفت و سخن‌ها، بیرون در، اسب‌ها اسب‌ها از کنار یکدیگر، دودمان

@Book_dot_com📚
2
📜زندگی‌نامه‌ی "محمود دولت‌آبادی"

دولت‌آبادی در ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در روستای دولت‌آباد سبزوار متولد شد.

پدرش عبدالرسول و مادرش فاطمه نام داشت که همسر دوم پدر بود.

دبستان را به مدرسه مسعود سعد سلمان رفت و در آن زمان تمام عاشقانه‌هایی را که موجود در روستا بوده را خواند.

پدرش با اینکه مدت زیادی در حوزه درس نخوانده بود، از مراجع دینی به‌شمار می‌رفت و به گفته خودش تأثیر زیادی بر وی گذاشت؛ زیرا به واسطه او با سعدی، حافظ و [شعرای کلاسیک فارسی] آشنا شده‌است.

وی پس از پایان تحصیلات مقدّماتی در روستا به سبزوار رفت و به مشاغل گوناگون پرداخت.

سپس به مشهد رفت و در آنجا با سینما و نمایش آشنا شد.

سال ۱۳۳۸ به تهران رفت و سال بعد در تئاتر پارس مشغول به کار شد.

از آغاز دههٔ چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و بازیگر نمایش شد و کم‌کم نوشتن را نیز آغاز کرد.

اولین کاری که وی منتشر کرد یک داستان کوتاه به نام «ته شب» بود که در بولتن تئاتر منتشر شد.

او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد.

دولت‌آبادی همین‌طور که به عنوان یک بازیگر و بعدها به عنوان کارگردان به کار ادامه می‌داد، داستان‌های کوتاه می‌نوشت.

دولت‌آبادی در سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد.

در دههٔ ۱۳۵۰ به زندان افتاد.

پس از زندان نگارش کلیدر را آغاز کرد که پانزده سال به طول انجامید.

وی همچنین سال ۱۳۷۹ در کنفرانس برلین شرکت کرد.

رمان ده‌جلدیِ کلیدر نام‌آورترین اثر اوست.

برخی از آثار دولت‌آبادی به چندین زبانِ باختری و خاوری برگردانده شده و به چاپ رسیده‌اند.

داستانِ بیشترِ نوشته‌های دولت‌آبادی در روستاهای خراسان رخ می‌دهد و راوی رنج و محنت روستاییان شرق ایران است.

@Book_dot_com📚
2
🌙چون دلم می‌خواهد

این مردم هیچ وقت و هیچ‌جور حالیشون نمی‌شه که من واسه این این‌طور زندگی می‌کنم که دلم می‌خواد این‌طور زندگی کنم.

📖کشتن مرغ مینا
✍️هارپر لی

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
👍3