❤13
❤6
زادروز
#ایران_دررودی
(متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵، دررود، نیشابور)
📜نقاش
#سالوادور_دالی او را هنرمندی از خطۀ شرق، با ذوق و استعداد بینهایت توصیف میکرد.
#کریم_مجتهدی
(۱۰ شهریور ۱۳۰۹، تبریز)
📜فیلسوف، استاد بازنشسته فلسفه
@Booef
#ایران_دررودی
(متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵، دررود، نیشابور)
📜نقاش
#سالوادور_دالی او را هنرمندی از خطۀ شرق، با ذوق و استعداد بینهایت توصیف میکرد.
#کریم_مجتهدی
(۱۰ شهریور ۱۳۰۹، تبریز)
📜فیلسوف، استاد بازنشسته فلسفه
@Booef
❤7
دریا احمقانه خودش را به ساحل میکوبد
من خودم را به پهلوی زندگی
روزهاست شعری را به پایان نرساندهام،
پستچیها وقتی گم میشوند
چه میکنند؟
باید برگردم مثل پرندهای
و خودم را از لابهلای شاخهها بردارم.
#سلمان_نظافتیزدی
ـ قسمت عمیق، قسمت کمعمق
ـ نشر نگاه
@Booef
من خودم را به پهلوی زندگی
روزهاست شعری را به پایان نرساندهام،
پستچیها وقتی گم میشوند
چه میکنند؟
باید برگردم مثل پرندهای
و خودم را از لابهلای شاخهها بردارم.
#سلمان_نظافتیزدی
ـ قسمت عمیق، قسمت کمعمق
ـ نشر نگاه
@Booef
❤8🕊2
چشمها غالبا آنچه را که سعی داریم با زبان انکار کنیم، بیپروا نشان میدهند.
#ژوزه_ساراماگو
- کوری -
@Booef
#ژوزه_ساراماگو
- کوری -
@Booef
❤8🕊3👍2
همه، روزهای خود را تمام میکنند و در آخر چیزی برایشان نمیمانَد...
یکیوقتی میرسد که میبینند دیگر فردایی ندارند...
#رفیع_جنید
- ها -
- عکس از نیکولاس برونو -
@Booef
یکیوقتی میرسد که میبینند دیگر فردایی ندارند...
#رفیع_جنید
- ها -
- عکس از نیکولاس برونو -
@Booef
❤4👍2🕊2
صدای سگی مرا مجروح میکند
مردۀ پروانهای مرا میترساند
من نازکتر از آنم تا کسی مرا بیازارد
مجروحتر از آنم تا بادی بوزد
یا شوریِ اشکی مرا بکشد
یا که بفریبد سوسوی ستارهای...
#محمدباقر_کلاهیاهری
@Booef
مردۀ پروانهای مرا میترساند
من نازکتر از آنم تا کسی مرا بیازارد
مجروحتر از آنم تا بادی بوزد
یا شوریِ اشکی مرا بکشد
یا که بفریبد سوسوی ستارهای...
#محمدباقر_کلاهیاهری
@Booef
❤9
وقتی آدم به چیزی که میخواهد نمیرسد، زیاد دور نمیرود. همان حوالی پرسه میزند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او چنگ میزند...!
فکر میکردم آدمها همانطور که آمدهاند، میروند. نمیدانستم که نمیروند، میمانند. اثرشان میماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند...!
#فریبا_وفی
- رؤیای تبت -
@Booef
فکر میکردم آدمها همانطور که آمدهاند، میروند. نمیدانستم که نمیروند، میمانند. اثرشان میماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند...!
#فریبا_وفی
- رؤیای تبت -
@Booef
💔6👍5❤2
هر روز
قسمتی از من
این منِ اندوهگینِ گُمسال
به قاب عکسی بازمیگردد
که در آن
این منِ شوخگینِ گُمنام
به من مینگرد
میشکند و آرام... آرام
قسمتی از من
تمام آن قسمتی میشود که هر روز
از قاب عکس بیرون میخزد
و جهان را به کوچهای بدل میکند
که در آن هر روز
فرصتیاست برای من
که تردید کنم
که تردید کنم
تا در تو
پریشان شوم
#حسین_رسولزاده
من یک پناهجویم؛ به کلمات پناهندهشدهام - نشر واج
@Booef
قسمتی از من
این منِ اندوهگینِ گُمسال
به قاب عکسی بازمیگردد
که در آن
این منِ شوخگینِ گُمنام
به من مینگرد
میشکند و آرام... آرام
قسمتی از من
تمام آن قسمتی میشود که هر روز
از قاب عکس بیرون میخزد
و جهان را به کوچهای بدل میکند
که در آن هر روز
فرصتیاست برای من
که تردید کنم
که تردید کنم
تا در تو
پریشان شوم
#حسین_رسولزاده
من یک پناهجویم؛ به کلمات پناهندهشدهام - نشر واج
@Booef
❤7
دوستت دارم
مثل تشنه كه عبادت آب را
مثل ماه كه بركهٔ باران را
مثل كوه كه استعارهٔ دريا را.
دوستت دارم
مثل خداوند كه نخستين مخلوقِ خویش را...
#سيدعلى_صالحى
@Booef
مثل تشنه كه عبادت آب را
مثل ماه كه بركهٔ باران را
مثل كوه كه استعارهٔ دريا را.
دوستت دارم
مثل خداوند كه نخستين مخلوقِ خویش را...
#سيدعلى_صالحى
@Booef
❤8
پاییزی در راه
نیمکتی در برگ ریز خزانی
و دو فنجان منتظر
تا بار دیگر از تو بپرسم
تلخ میخوری یا شیرین
#عزیزحاجی_علیاری
@Booef
نیمکتی در برگ ریز خزانی
و دو فنجان منتظر
تا بار دیگر از تو بپرسم
تلخ میخوری یا شیرین
#عزیزحاجی_علیاری
@Booef
❤9💔3🕊2
پدربزرگ عصایش را توی هوا تکان داد:
- تو برای همین حرفها بیرونش کردی، هان؟
- نه، فقط همین نبود. وقتی خبر مرگ همهء پسرعموها و دخترعموهای تنی و ناتنی، پسرخاله و دخترخالههای تنی و ناتنی را آورد، گفتم: راحت شدم. اما باز فردا پیش از اذان ظهر پیدایش شد. سبیلش را جَوید و دستش را کشید توی موهای سرش:
- شازده جون، خبر داری که حاجتقی عمرش را داد به شما؟
توجه فرمودید پدربزرگ؟ تازه اگر هم کسی نمیمرد، میآمد از همان خیابان و همان پلهها، سیگاری میپیچید و در دلش باز میشد...
#هوشنگ_گلشیری
- شازده احتجاب -
@Booef
- تو برای همین حرفها بیرونش کردی، هان؟
- نه، فقط همین نبود. وقتی خبر مرگ همهء پسرعموها و دخترعموهای تنی و ناتنی، پسرخاله و دخترخالههای تنی و ناتنی را آورد، گفتم: راحت شدم. اما باز فردا پیش از اذان ظهر پیدایش شد. سبیلش را جَوید و دستش را کشید توی موهای سرش:
- شازده جون، خبر داری که حاجتقی عمرش را داد به شما؟
توجه فرمودید پدربزرگ؟ تازه اگر هم کسی نمیمرد، میآمد از همان خیابان و همان پلهها، سیگاری میپیچید و در دلش باز میشد...
#هوشنگ_گلشیری
- شازده احتجاب -
@Booef
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای درختانِ عقیمِ ریشهتان در خاکهای هرزگی مستور!
یک جوانهی ارجمند از هیچجاتان رُست نتواند
شعرخوانی #مهدی_اخوانثالث
درکنار #ابراهیم_گلستان
@Booef
یک جوانهی ارجمند از هیچجاتان رُست نتواند
شعرخوانی #مهدی_اخوانثالث
درکنار #ابراهیم_گلستان
@Booef
❤6🕊1
الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دستهای من
برای جستوجوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست
#شمس_لنگرودی
@Booef
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دستهای من
برای جستوجوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست
#شمس_لنگرودی
@Booef
❤7