بُکاء
4.61K subscribers
746 photos
77 videos
5 files
2.37K links
بُکا؛ [(ب)(_ )ُ].[ بکاء ].گریه.(ناظم الاطباء).گریه.(مهذب الاسماء). اشك و زاري.به معني گریه که اشك ریختن باشد.(غیاث).گریه. 
Download Telegram
Khooneye Man
Sido
اینجا خونه منه • • • 🏡
@Bockaa
چرا بر انسان مقدر شده که عمیق‌ترین زخم‌هایش، همان‌هایی باشند که با دست خودش حفر می‌کند؟

•غسان کنفانی
5😢1
آدم ها گاهی اوقات گریه میکنند ،
نه به خاطرِ اینکه ضعیف هستند ...
بلکه به این خاطر که
برای مدتی طولانی قوی بوده اند ...

هرتا مولر
😢151
Narcissist
Lauren Spencer Smith
چیزی شبیه یک رویا . . .
@Bockaa
چقدر باید بگذرد
تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟!
و چقدر باید بگذرد
تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟!

آنا گاوالدا
😢42
همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود
و کافی است که تو قیافه ی ناشادی بگیری
تا من همه ی شادی ها و خوشبختی های دنیا را در خطوط درهم فشرده ی آن چهره ای که خدا می داند چقدر دوستش دارم گم کنم...

احمد شاملو
😢3
Improvisation setar & tanbour - Makam Sahari
Kiya Tabassian & Pooria Pournazeri
بیکلام
بوی شکوفه گیلاس میدهد
برای شبهای دلتنگی♡
@Bockaa
Chuni ashxarhe qez nman new 2015
Razmik Amyan
برای اشکهای دیشبم ک فدا شدند..
صبح بخیر🌸
@Bockaa
تنهایی میتواند خانواده ای باشد که نیست
تنهایی میتواند عشقی باشه که رهایت کرده
تنهایی میتواند دوستی باشد که نداری
تنهایی میتواند روزهای سختی باشد که نباید روی کمک کسی حساب کنی
تنهایی میتواند دنیایی باشد که خودت ساخته ای و به کسی اجازه ورود نمیدهی
تنهایی میتواند قدر یک دنیا، بزرگ باشد، عظیم باشد، کشنده باشد
و هر کسی به یکی از این تنهایی ها ممکن است دچار باشد
اگر با تنهایی مثل یک دوست کنار نیایید، او حتما دشمنی میشود که روزی شما را به زمین خواهد زد
قبل از اینکه او با شما دشمن شود، شما دست دوستی سمتش دراز کنید ...

•امیرخانی
9
کنار تو می‌ایستم. حواسم پرت می‌شه. پام می‌لغزه و می‌خوام سقوط کنم. به تو چنگ می‌زنم. مثل آخرین شاخه‌ی درخت لب پرتگاه. بعد می‌بینم تو هم خسته و خشکی. شاخه‌ت می‌شکنه و سقوط می‌کنم. مثل الان. و در حال سقوط، داد می‌زنم که «ببخشید» که شاخه‌ی تو رو هم با خودم شکستم.
بعد از سقوط اما، دست و پامو می‌تکونم. زخمامو می‌بندم و می‌آم بالای پرتگاه. که دوباره پیش تو بایستم. که دوباره سقوط کنم.
تمومی نداره انگار. ببخشید.

مصطفی موسوی
💔1
مشکل این بود که من باورت کردم‌.
تو گفتی دوسم داری، گفتی بدون من نمیتونی زندگی کنی، اوایل رابطه روزی نبود که بهم زنگ نزنی بعد از چندماه که من بهت گفتم دوست دارم و بدون تو نمیتونم زندگی کنم همه چیز عوض شد، یادت رفت اصلا عشق چیه، حرفات چی بود یا اصلا من کی‌ بودم برات؟!
دیگه زنگ زدنات کم شد اونقدر کم که دیگه فقط زنگای من بود که جواب میدادی. دیگه حرفامون به پنج دقیقه هم طول نمیکشید فقط دعوا بود و یادآوری گذشته، دیگه نه خبری از عشق بود نه از دوست داشتنت.
اواخر رابطه فقط من موندم و دوست داشتنم.
ولی بعد از همه اون دردها فهمیدم مشکل از دروغ های تو نبود مشکل این بود که من باورت کردم.

راحلیسم
😢113
Goodbye Brother [ www.Just-Music.ir ]
Ramin Djawadi
بیکلام
برای نبودن های طولانی♡
@Bockaa
Les champs-elysees
Joe Dassin
آهنگی با چاشنی عشق ...
اقاااا صبحتون بخیر😌
@Bockaa
چرا از خودتان بودن می ترسید ؟!
این روزها انگار ، ملاکِ دوست داشتن و ارزشمندیِ آدم ها ، ظاهرشان شده ...
دیگر کسی برایِ فهم و شعور و انسانیت ، تره هم خرد نمی کند !
تصاویرِ صفحه و پروفایلتان را که می بینم ، می ترسم !
از قتل عامِ خودباوری ، از جابجاییِ ارزش ها !
این حجم گریز از خویشتن ، انصافاً ترسناک است !
با ما چه کرده اند که حتی تصاویرمان را هم بدونِ ویرایش و تغییر ، قبول نداریم ؟!
با ما چه کرده اند که هربار خودمان را توی آینه می بینیم ، دنبالِ ایراد می گردیم ؟!
که ظاهرمان را ارتقا می دهیم ، نه افکارمان را ؟ نه باورهایمان را ؟!
که می خواهیم با زیبایی مان مطرح شویم ، نه توانمندی مان !
چقدر چهره هایِ پلاستیکی و مصنوعی ، زیاد شده ،
و چقدر انسان هایِ با ارزش و اصیل ، کم !
در سطحِ شهر که قدم می زنم ، عروسک می بینم ، ربات می بینم ، آهن می بینم ، اما انسان ، نمی بینم ...
شهرِ ما پر است از انسان هایِ اصیلی که ناگزیرند ، کنجِ خانه ها محبوس بمانند !
دیگر اصالت و درایت و شرافت ، معنایی ندارد ...
انگار سیاره ی جدیدی در حالِ احداث است ،
سیاره ای ساختگی و بی روح ...
سیاره ای بدونِ آدم !
ما با خودمان چه کردیم ؟!

نرگس صرافیان طوفان
5
Forwarded from Aurora🌅🌱
بچه ها بلاخره شب بیداری هام جواب دادن و فوق لیسانس رشته ایی که میخواستم قبول شدم ♡
امروز برای من تلاش هام نتیجه داد و فردا برای شما، هیچوقت دست از تلاش برندارین ^_^
13
Hardest Thing
Sasha Sloan
برای تویی که غمگینی...
@Bockaa
صبح، با بوسه بیدارم کردی. از کنار تو برخاستم تا به خیابان‌ها بروم. گفتی برای شام برمی‌گردی؟ بوسیدمت.
ظهر، در خیابان مسافری را ترک موتورم نشاندم که دنبال داروهایش بود. جلوی داروخانه سیزده آبان پیاده شد. گفت صبر کن. صبر کردم. حساب کردم بیست مسافر مانده تا بی‌شرم به تو برگردم. مرد رفت و برگشت. روی پله‌های داروخانه نشست و گریست. نگاهش کردم. دیدم منم. مردی روی موتور نشسته‌ بود و منتظرم بود. فقیر بودیم و نومید. چه بی‌پناهی انسان.
عصر تو بودم. در خیابان گلوله خوردم. کتک زدم. سنگ پراندم. باتوم خوردم. فحش خوردم. فحش دادم. گفتم نان مسکن آزادی. دهانم پر از خون شد. خون از من سرازیر شد به خیابان. به شهر. به وطن. رقصیدم. اشک‌آور زدند و چشمم نسوخت. اشک‌هایم تمام شده‌ بود. در آتش رقصیدم. در خون رقصیدم. روبروی هیولا رقصیدم. کشتم. مُردم. کشته شدم.
شب، به خانه برگشتم. منتظرم بودی. گفتی روزت چطور بود؟ گفتم مثل همیشه، درست مثل همیشه. گفتی از خطوط پیشانیت پیداست.
در تاریکی مرا در آغوشت خواباندی تا مهیای مرگ فردا شوم. بله، آن‌قدر خواهم‌ مرد که زندگی را پس بگیرم. من این را به تو قول داده‌ام، ای وطن کوچک برهنه‌ی این سرباز.

حمیدسلیمی
😢1
دوستت داشتم...
با وجود این‌که تو را به آغوش نکشیدم
و تو را همیشه نمی‌بینم
دوستت داشتم
چون برایت نوشتم و برایت خواندم
و به‌خاطرت خندیدم و به‌خاطر تو تغییر کردم
تو را دوست داشتم...
در حالی‌که دور بودی!

محمود درويش
😢91🤩1
Near Light
Ólafur Arnalds
بیکلام
برای عشقی که از کنارمان گذشت♡

@Bockaa
Watercolor Eyes
Lana Del Rey
امیدوارم هرجایی هستی خوب باشی ⁦◉‿◉⁩
@Bockaa
1
حالا می‌فهمم که نوشتن از عشق، خوشبختی است.
اینکه بتوانی هنوز به عشق فکر کنی، خوشبختی است.
نوشتن شعر عاشقانه خوشبختی است
و حتی نوشتن از فراق یار، خوشبختی است.

معین دهاز
5