هیچکس خود خواسته بیخوابی رو تحمل نمیکنه، حتما دلیلی داره.
هیچکس همینطوری بیدلیل گریه نمیکنه، حتما چیزی اذیتش میکنه.
هیچکس یه دفعهای افسردگی نمیگیره، حتما جایی، چیزی و یا کسی رو از دست میده که خیلی دوستش داشته.
هیچکس خود به خود با کسی بد نمیشه، حتما رفتاری میبینه که اذیت کنندهست براش.
هیچکس یه دفعهای دست از تلاش و جنگیدن برای کسی برنمیداره، حتما یه جایی به این نتیجه میرسه که دیگه هر کاری هم بکنه فایده نداره.
هیچکس همینطوری بیخیالِ دوست داشتن و خواستن کسی که زندگیش با اون قشنگه، نمیشه؛ حتما یه جایی یه حرکتی یا یه حرفی شنیده که انتظارش رو از اون آدم نداشته.
هیچکس بیدلیل عوض نمیشه. درد آدمها رو بیخواب میكنه. درد آدمها رو بیخیال میکنه. درد آدمها رو تغییر میده. درد آدمها رو اذیت میکنه. هر آدمی که از یهجا به بعد عوض میشه، قطعا دردِ یه مشکلی رو توی قلبش داره. هر آدمی که به هر نحوی از زندگی عادیش زده میشه، قطعا یه جایی، طوری اذیت شده که از اون به بعد دیگه هیچی براش مثل قبل اهمیت نداره. هر آدمی که توو زندگیِ خودش ابراز خستگی میکنه، قطعا یه قلبِ زخم خورده داره که خستگی رو تویِ روحش حس میکنه. هر آدمی که درد میکشه، قطعا یه قلبِ زخمی و یه روحِ خسته داره.
•صابر ابر
هیچکس همینطوری بیدلیل گریه نمیکنه، حتما چیزی اذیتش میکنه.
هیچکس یه دفعهای افسردگی نمیگیره، حتما جایی، چیزی و یا کسی رو از دست میده که خیلی دوستش داشته.
هیچکس خود به خود با کسی بد نمیشه، حتما رفتاری میبینه که اذیت کنندهست براش.
هیچکس یه دفعهای دست از تلاش و جنگیدن برای کسی برنمیداره، حتما یه جایی به این نتیجه میرسه که دیگه هر کاری هم بکنه فایده نداره.
هیچکس همینطوری بیخیالِ دوست داشتن و خواستن کسی که زندگیش با اون قشنگه، نمیشه؛ حتما یه جایی یه حرکتی یا یه حرفی شنیده که انتظارش رو از اون آدم نداشته.
هیچکس بیدلیل عوض نمیشه. درد آدمها رو بیخواب میكنه. درد آدمها رو بیخیال میکنه. درد آدمها رو تغییر میده. درد آدمها رو اذیت میکنه. هر آدمی که از یهجا به بعد عوض میشه، قطعا دردِ یه مشکلی رو توی قلبش داره. هر آدمی که به هر نحوی از زندگی عادیش زده میشه، قطعا یه جایی، طوری اذیت شده که از اون به بعد دیگه هیچی براش مثل قبل اهمیت نداره. هر آدمی که توو زندگیِ خودش ابراز خستگی میکنه، قطعا یه قلبِ زخم خورده داره که خستگی رو تویِ روحش حس میکنه. هر آدمی که درد میکشه، قطعا یه قلبِ زخمی و یه روحِ خسته داره.
•صابر ابر
❤9💔1
روزها پر و خالی می شوند مثل فنجان های چای در کافه های بعدازظهر. اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. این که مثلا تو ناگهان آن سوی میز نشسته باشی..
گاهی فنجانی روی کاشی می افتد، حواس مارا پرت میکند.
•رسول یونان
گاهی فنجانی روی کاشی می افتد، حواس مارا پرت میکند.
•رسول یونان
وَ درد به استخوانِمان رسیده،اما هنوز خودمان را نباخته ایم و روزگار را زندگی میکنیم و هنوز...آنقدر میخندیم که سرمان از این همه ناخوشی هایی که مجبور به پذیرفتنش شده ایم،درد میگیرد...
•فرگل مشتاقی
•فرگل مشتاقی
❤8
تو زبون کردی یه واژه هست :
به اسم ‹ هایش › اینو وقتی به کار میبرن
که دیگه از زندگی بریدن و غمشون به
جایی رسیده که با گریه هم آروم نمیگیرن
و ته سنگ شدن فقط یک کلمه میگن : ‹ هایش ›
به اسم ‹ هایش › اینو وقتی به کار میبرن
که دیگه از زندگی بریدن و غمشون به
جایی رسیده که با گریه هم آروم نمیگیرن
و ته سنگ شدن فقط یک کلمه میگن : ‹ هایش ›
❤4
گاهی اوقات آدم یه چیزی رو "دوست" داره،
مثلا رنگ قرمز رو "دوست" داره،
گیتار "دوست" داره،
قیمه "دوست" داره،
شنا کردن رو "دوست" داره.
یه وقتی هم هست که آدم یه چیزی رو "خیلی دوست "داره،
مثلا خونوادش رو "خیلی دوست" داره،
رفیق صمیمیشو "خیلی دوست" داره،
کتاب خوندن رو "خیلی دوست" داره!
اما یه موقع هایی هست،که آدم یه چیزی رو اونقدر دوست داره که توی اون دو دسته ی قبلی نمیشه بهش جایی داد،
اصلا نمیشه اسمشو "دوست داشتن" گذاشت. همین موقع ها که آدم یدفعه بدون اینکه متوجه بشه به سمت اون چیز تغییر میکنه و خم میشه،بدون اینکه متوجه بشه میبینه که بدون اون چیز نمیتونه زندگی کنه!
اصلا انگار یه جور جادوی قدیمی خیلی قوی باشه،همونا که کنترل آدم رو به دست میگیره و خودت هم خوشت میاد که کنترل بشی!
یه جور حس عجیب و غریبی که بعضیا بهش میگن عشق،بعضیا هم میگن از همین خرافاتی که توی فیلم های رومانتیک هست!
میدونی چجوری دوستت دارم؟
همین مدل آخری!
•نرگس صرافیان طوفان
مثلا رنگ قرمز رو "دوست" داره،
گیتار "دوست" داره،
قیمه "دوست" داره،
شنا کردن رو "دوست" داره.
یه وقتی هم هست که آدم یه چیزی رو "خیلی دوست "داره،
مثلا خونوادش رو "خیلی دوست" داره،
رفیق صمیمیشو "خیلی دوست" داره،
کتاب خوندن رو "خیلی دوست" داره!
اما یه موقع هایی هست،که آدم یه چیزی رو اونقدر دوست داره که توی اون دو دسته ی قبلی نمیشه بهش جایی داد،
اصلا نمیشه اسمشو "دوست داشتن" گذاشت. همین موقع ها که آدم یدفعه بدون اینکه متوجه بشه به سمت اون چیز تغییر میکنه و خم میشه،بدون اینکه متوجه بشه میبینه که بدون اون چیز نمیتونه زندگی کنه!
اصلا انگار یه جور جادوی قدیمی خیلی قوی باشه،همونا که کنترل آدم رو به دست میگیره و خودت هم خوشت میاد که کنترل بشی!
یه جور حس عجیب و غریبی که بعضیا بهش میگن عشق،بعضیا هم میگن از همین خرافاتی که توی فیلم های رومانتیک هست!
میدونی چجوری دوستت دارم؟
همین مدل آخری!
•نرگس صرافیان طوفان
❤10
اگر کسی را دوست داری باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان میکنی باید باشد!
•لئو تولستوی
•لئو تولستوی
❤11
بچه که بودم، یه بار با یکی از همکلاسیهام بحثمون شد. باهمدیگه تصمیم گرفتیم که بریم پیش یکی دیگه از همکلاسیهامون که اون نظر بده و اون بگه که حق با کی بوده. وقتی موضوع رو کامل واسه نفر سوم تعریف کردیم، دقیقا وقتی که همهچی داشت به نفع من تموم میشد، یهو اونی که باهاش دعوام شده بود زد زیر گریه. نفر سوم گفت: «خب پس حتما تو یه اشتباهی کردی و حق با اینه، آخه ببین داره گریه میکنه.»
اونموقع خیلی رابطهی بین «حق»، و «آدمی که گریه میکنه» رو نفهمیدم. ولی بزرگتر که شدم فهمیدم تو این دنیا آدمی که همیشه سکوت میکنه خیلی هم آدم مهمی نیست. آدم همیشه ساکت هیچوقت حق باهاش نیست و انگار اصلا ارزش خاصی واسه کسی نداره. چون همیشه هست، صداش هم در نمیاد. بزرگتر که شدم فهمیدم همیشه حق با کسیه که قیل و قال میکنه. بزرگتر که شدم فهمیدم هرکی صداش بلندتره بیشتر حق داره.
• مهسا جلال
اونموقع خیلی رابطهی بین «حق»، و «آدمی که گریه میکنه» رو نفهمیدم. ولی بزرگتر که شدم فهمیدم تو این دنیا آدمی که همیشه سکوت میکنه خیلی هم آدم مهمی نیست. آدم همیشه ساکت هیچوقت حق باهاش نیست و انگار اصلا ارزش خاصی واسه کسی نداره. چون همیشه هست، صداش هم در نمیاد. بزرگتر که شدم فهمیدم همیشه حق با کسیه که قیل و قال میکنه. بزرگتر که شدم فهمیدم هرکی صداش بلندتره بیشتر حق داره.
• مهسا جلال
❤2
روزی که فهمیدم توی رابطه نفر سومی هم هست اولش خیلی شکستم، داغون شدم و حس مرگ تمام روحمو از درون میخورد، احساس کردم دیگه زندگی معنی نداره وقتی کسی که انقدر عاشقیشی تورو بزاره کنار. چند روزی توی حال بدم غلتیدم و یه شب خیلی گریه کردم اونقدر که دیگه اشکی برام نموند اما صبحش وقتی بیدار شدم دیگه دختر شب قبل نبودم حتی دیگه ناراحتم نبودم راستش یکم که فکر کردم دیدم واقعا اون ادم لیاقت اینهمه وفاداری و صداقت منو نداشت حالا الان لیاقت اشکام رو داره؟ از اون روز سعی کردم یاد بگیرم کنار بیام و خودم رو مقصر بیلیاقتی آدما ندونم و همیشه این جمله رو سرلوحه زندگیم قرار دادم:
"بودنشان زیباست و نبودنشان ضرری ندارد".
"بودنشان زیباست و نبودنشان ضرری ندارد".
❤10