من عاشق لحظاتی هستم که
حتی با کلمات در نامههایت نوازشم میکنی.
این کار تو گرمم میکند…
• نامه ای از آنتوان چخوف به اولگا کنیپر
حتی با کلمات در نامههایت نوازشم میکنی.
این کار تو گرمم میکند…
• نامه ای از آنتوان چخوف به اولگا کنیپر
❤2
من از جهان چه خواستم؟ کمی نشستن و به ماه و آسمان نگاه کردن و کمی دویدن و به قلههای دورها رسیدن و کمی سکوت کردن و صدای کائنات را شنیدن و کمی از عشق گفتن و شنفتن و کمی رهایی و شُکوهِ آشنایی و کمی سفر...
من از جهان چه خواستم؟ کمی خیالِ خوش، نه بیشتر...
•نرگس صرافیان طوفان
من از جهان چه خواستم؟ کمی خیالِ خوش، نه بیشتر...
•نرگس صرافیان طوفان
❤8
چه ابرهای تیره ای !
هوا گرفته تر شده
و برگ ها ؛
میان دست های باد ،
مچاله می شوند زود
نشسته ام کنار پنجره
و می زنم ورق ، کتاب را
و فکر می کنم ؛
اگر که برگ می شدم ، چه خوب بود !
به زیر پای عابری ؛
شبیه نقطه ای تمام می شدم ،
دوباره سطر بعد ، جور دیگری شروع !
و سبز می شدم ز ریشه ی وجودِ مادرم درخت ...
و از جدالِ سرخ و زردها ؛
نبود رنجشی به خاطرم
و حرف تلخی از سقوط ...
اگر که برگ می شدم ، چه خوب بود !
•نرگس صرافیان طوفان
هوا گرفته تر شده
و برگ ها ؛
میان دست های باد ،
مچاله می شوند زود
نشسته ام کنار پنجره
و می زنم ورق ، کتاب را
و فکر می کنم ؛
اگر که برگ می شدم ، چه خوب بود !
به زیر پای عابری ؛
شبیه نقطه ای تمام می شدم ،
دوباره سطر بعد ، جور دیگری شروع !
و سبز می شدم ز ریشه ی وجودِ مادرم درخت ...
و از جدالِ سرخ و زردها ؛
نبود رنجشی به خاطرم
و حرف تلخی از سقوط ...
اگر که برگ می شدم ، چه خوب بود !
•نرگس صرافیان طوفان
❤4
تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم، غمانگیز ترین شکل انقراض است که برگزیدهام...
•حمید سلیمی
•حمید سلیمی
😢10❤3💔1
زمانی در خواهی یافت که هیچ چیز در این جهان ارزشِ توقف ندارد ، دیگر بابتِ رفتار و حرف های دیگران و خواسته های سلیقه ای شان ، ذهن و آرامش خودت را درگیر نخواهی کرد .
دیگر برای خوشایندِ آدم ها خودت را تغییر نخواهی داد و روی دیوانگی ها و غم ها و هیجان های خودت سرپوش نخواهی گذاشت و بدون هیچ دخل و تصرف و تحریفی ، خودت خواهی بود ؛
کسی که همیشه ی خدا قوی نیست و سرخوشانه نمی خندد ، کسی که گاهی دیوانه می شود ، گاهی کم می آورد ، گاهی به هم می ریزد و گاهی از شدت هیجان و خوشحالی ، با بال های نداشته اش ، پرواز می کند و زمانی که می خندد ؛ از عمق دلش می خندد ...
واقعیت این است ؛ کسی که مدام در برابر نگاه آدم ها ، احساس غم را به تعویق انداخته ، نمی تواند عمیقا شاد باشد ، کسی که کم آوردنش را برای وانمود به استقامت ، انکار کرده ، نمی تواند لذت و طعم حقیقیِ پیروزی را بچشد و کسی که دیوانگی نکرده و همیشه عامه پسندانه گام برداشته ، زیسته اما زندگی نکرده ...
ما نیاز داریم بی هیچ کم و کاستی خودمان باشیم و بخشِ انکار شده ی وجودمان را بیرون بکشیم ، به آدم ها نشان بدهیم و ببینیم چند نفر بدونِ تحریف ، خودِ واقعیِ ما را دوست خواهند داشت ؟!
• نرگس صرافیان طوفان
دیگر برای خوشایندِ آدم ها خودت را تغییر نخواهی داد و روی دیوانگی ها و غم ها و هیجان های خودت سرپوش نخواهی گذاشت و بدون هیچ دخل و تصرف و تحریفی ، خودت خواهی بود ؛
کسی که همیشه ی خدا قوی نیست و سرخوشانه نمی خندد ، کسی که گاهی دیوانه می شود ، گاهی کم می آورد ، گاهی به هم می ریزد و گاهی از شدت هیجان و خوشحالی ، با بال های نداشته اش ، پرواز می کند و زمانی که می خندد ؛ از عمق دلش می خندد ...
واقعیت این است ؛ کسی که مدام در برابر نگاه آدم ها ، احساس غم را به تعویق انداخته ، نمی تواند عمیقا شاد باشد ، کسی که کم آوردنش را برای وانمود به استقامت ، انکار کرده ، نمی تواند لذت و طعم حقیقیِ پیروزی را بچشد و کسی که دیوانگی نکرده و همیشه عامه پسندانه گام برداشته ، زیسته اما زندگی نکرده ...
ما نیاز داریم بی هیچ کم و کاستی خودمان باشیم و بخشِ انکار شده ی وجودمان را بیرون بکشیم ، به آدم ها نشان بدهیم و ببینیم چند نفر بدونِ تحریف ، خودِ واقعیِ ما را دوست خواهند داشت ؟!
• نرگس صرافیان طوفان
❤3
My Least Favorite Life
Lera Lynn
شاید یه لحظه اجازه داشته باشیم بی غم زندگی کنیم..این آهنگ همون حسو میده :)
@Bockaa
@Bockaa
احساس میکردم وقتی آدم تنها میشود، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه میزند.
احساس میکند آن قدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ وقت نمیتواند به آنها نزدیک شود. میبیند میان این همه آدم، حسابی تنهاست.
یعنی هیچ کس را ندارد…
•سمفونی مردگان
احساس میکند آن قدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ وقت نمیتواند به آنها نزدیک شود. میبیند میان این همه آدم، حسابی تنهاست.
یعنی هیچ کس را ندارد…
•سمفونی مردگان
❤4
دردها معلماند، معلمانی سختگیر اما هدفمند!
هیچ دردی بدون رسالت نیست، هیچ دردی بدون درس نیست، هیچ دردی بدون تکلیف نیست.
آدمی از بدو تولد، معلمان زیادی دارد، اما دردها بیرحمترینشاناند.
در سختترین شرایط، به جای رهایی، زخمیترت میکنند تا به شیوهی خودشان قدبکشی و رشد کنی.
دردها صبر و طاقت تو را اندازه میگیرند و تا جایی که طاقتت هست، تحت فشارت میگذارند و تا درسَت را یاد نگرفتی رهایت نمیکنند.
مکتب درد، مکتبی واقعیتگراست و بدون تمایز قائلشدن، از شاگردانش آزمون میگیرد و بدون ارفاق، نمرات را روی رفتار و گفتار آنها حک میکند.
درد، آدمها را قدردان داشتههایشان میکند و بیتفاوتتر به نداشتههایشان.
فارغالتحصیلان مکتب درد، زندگی را جور دیگری میفهمند، جور دیگری نفس میکشند و جور دیگری احساس میکنند،
فارغالتحصیلان مکتب درد، دو گونهاند؛
یا مهربانتر از قبل میشوند، یا نامهربانتر، خشمگینتر، بیرحمتر...
•نرگس صرافیان طوفان
هیچ دردی بدون رسالت نیست، هیچ دردی بدون درس نیست، هیچ دردی بدون تکلیف نیست.
آدمی از بدو تولد، معلمان زیادی دارد، اما دردها بیرحمترینشاناند.
در سختترین شرایط، به جای رهایی، زخمیترت میکنند تا به شیوهی خودشان قدبکشی و رشد کنی.
دردها صبر و طاقت تو را اندازه میگیرند و تا جایی که طاقتت هست، تحت فشارت میگذارند و تا درسَت را یاد نگرفتی رهایت نمیکنند.
مکتب درد، مکتبی واقعیتگراست و بدون تمایز قائلشدن، از شاگردانش آزمون میگیرد و بدون ارفاق، نمرات را روی رفتار و گفتار آنها حک میکند.
درد، آدمها را قدردان داشتههایشان میکند و بیتفاوتتر به نداشتههایشان.
فارغالتحصیلان مکتب درد، زندگی را جور دیگری میفهمند، جور دیگری نفس میکشند و جور دیگری احساس میکنند،
فارغالتحصیلان مکتب درد، دو گونهاند؛
یا مهربانتر از قبل میشوند، یا نامهربانتر، خشمگینتر، بیرحمتر...
•نرگس صرافیان طوفان
❤6
تا چند خانه دورتر از خانه مان،درخت ها هم غمگين اند.نه اين كه مشكلی پيش آمده باشد؛نه! تو نيستی...!
• نيما معماريان
• نيما معماريان
❤2