بُکاء
4.59K subscribers
746 photos
77 videos
5 files
2.37K links
بُکا؛ [(ب)(_ )ُ].[ بکاء ].گریه.(ناظم الاطباء).گریه.(مهذب الاسماء). اشك و زاري.به معني گریه که اشك ریختن باشد.(غیاث).گریه. 
Download Telegram
همیشه عمیق ترین زخم را از کسانی می خوریم که نه ما را می خواهند ، نه دیگران را با ما !
همان هایی که می فهمند فراموششان کرده ایم ؛
تشنه تر می شوند به تداعی و باز می گردند ، عطرشان را در حال و هوای خوبِ آدم می پیچند ، دلِ آدم را به بودنشان گرم می کنند ، چشم بر هم می زنی و نیستند !
باز هم تو مانده ای و یک کلافگی تکراری و حالی که خوب نیست و راهِ بارها رفته ای که در آغازِ آن ایستاده ای ...
باید فاصله گرفت ؛
از آدم هایی که تو را در چرخه ی دردناکِ خواستن و فراموش کردنشان نگه می دارند ،
آن ها که رفتن را بلد نیستند ، اما نبودن را چرا ...
آن ها که برمی گردند ، نه اینکه دوستت داشته باشند ،
بر می گردند چون از فراموش شدن می ترسند .
تمام آدم ها از فراموش شدن می ترسند ،
تمامِ آدم ها ...

نرگس صرافیان طوفان
2
به تو خواهم گفت:
تو را دوست دارم
زمانى كه احساس كنم
واژگانم ارزش تو را دارند
و فاصله ميان چشمان تو
و دفترهاى من
از ميان مى رود

نزار قبانی
3
Lights Are On (Instrumental)
Edith Whiskers
شبتون به قشنگی و آرومی این بیکلام..
شبتون بخیر
@Bockaa
2
Teach Me How To Love
Shawn Mendes
معنیشم قشنگه💚
ریتمش قشنگ تر...
صبحت بخیر..
@Bockaa
2
می خواهی بروی ؟! برو ...
جلویِ راهت را نمی گیرم نگرانِ من نباش ، نخواهم مُرد !
شبیهِ تمامِ آدم هایی که از رفتنِ هیچ کسی نمرده اند. شبیهِ همه ی آن هایی که شعار نمی دهند. بعد از تو چیزی تغییر نخواهد کرد ، فقط من دیگر "عاشق" نخواهم بود ، همین .
می شوم یک آدمِ عبوس و بی احساس ، که از همیشه دوست داشتنی تر است، من کسی را از دست می دهم که سودایِ رفتن در سر داشت ،
تو ببین "چه کسی" را از دست دادی !
کسی که برایِ ماندن آمده بود، کسی که از تمامِ جهان گذشته بود ، و تو تنها انتخابش بودی، کسی که با تمامِ آدم هایِ دنیایِ تو فرق داشت .
برو ؛ دیگر رمقی برایِ اصرار ندارم ...
منِ خوش خیالِ احمق با چه اشتیاقی آمده بودم عاشق باشم تا عاشقم باشی و "سکوتِ تو" بدترین اتفاقِ ممکن بود !!!
خسته ام ، می خواهم بخوابم ؛ اصلا حوصله ی تماشایِ رفتنت را ندارم ، باور کن و بی صدا تر از همیشه برو. من آن قدر می دانم که هر کجایِ جهان هم بروی؛ غرورِ لعنتی ات؛ از پسِ حسرتِ نداشتنِ من بر نخواهد آمد !
از نظرِ من اشکالی ندارد، برو ...
فقط قبل از این که بروی چراغ ها را خاموش کن، این نورِ خوش خیالِ سِمِج ؛ حالم را به هم می زند.

نرگس صرافیان طوفان
1
دل‌های ما که بهم نزدیک باشند ، دیگر چه فرقی می‌کند که کجای این جهان باشیم
دور باش، اما نزدیک !
من از نزدیک بودن‌های دور می‌ترسم.


احمد شاملو
4
‌نتوانستم
که بگویم دلم اینجا مانده‌ست....‌‌

هوشنگ ابتهاج‌‌
😢15
از شَب
تو مانده ای و خواستَنت

مریم پورقلی
4
Their Last, Together
Martin Czerny
بیکلام
برای بوس هایی که ناتمام ماند

@Bockaa
4
Odd Look (Feat. Kavinsky)
The Weeknd
صبح تابستونیتون قشنگ . . .💜
@Bockaa
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
بکاء
6
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره. ولی 'محبت'، "خیانت" میاره!
کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!
وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!

•منسوب به حسین پناهی
😢5
bBase Bargard
Roozbeh Bemani
ظلم شب را شانه دلدار می باید، که نیست. :)
@Bockaa
5
آخر بِدَمَد صبح اُمید از شَب من؟🖤
6
Dream
Priscilla Ahn
ما را دلی بُوَد که ز دنیای دیگر است...⁦
⁦╮(. ❛ ᴗ ❛.)╭⁩
@Bockaa
هرگز مایوس نباش .
من امیدم را در یاس یافتم،
مهتابم را در شب،
عشقم را در سال سخت یافتم،
و هنگامی که داشتم
خاکستر میشدم
گُر گرفتم...

احمدشاملو
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی الان توانشو ندارم
یه آدم قوی الان باید بایسته جلوی این در نزاره بری ولی اون آدم قوی من نیستم

بُکاء
😢5
علی شریعتی یه نامه مینویسه برای عشقش و بنظرم این عاشقانه ترین متنی بوده که خوندم :
«عزیز مهربان بداخلاق صبور تندجوش
امید بخش یأس آورِ، پرحرف حرف نشنو،
بدترین بد خوب‌ترین خوبِ
با وِی نتوان زیستن، بی وِی نتوان بودن!
یک جور درهم برهم شلوغ پلوغ قرو قاطی عزیزی که تورا نمی‌توانم تحمل کنمو دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است»
17
Douce Anarchie
Wings for Louise
بیکلام
بوی نارنج میدهد
برای تسکین دردهای نیمه شب
@Bockaa
Acts of Man
Midlake
برای انتظارهای بی پایان ..💔
برای منتظرها..صبحتان نورانی
@Bockaa
در خیالم رفته بودم به سال‌ها بعد، همه‌چیز عوض شده بود. شهری که در آن بودم را نمی‌شناختم، جای خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردم برجی عظیم ساخته‌ بودند، ماشین‌ها به قدری پیشرفته‌ بودند که در تصور انسان امروز نمی‌گنجید! آدم‌ها جور دیگری بودند، سرد، بی‌روح، در جمع ولی هرکدام به راه خود. جاده‌ای و چراغ قرمزی نبود، قوانین را جور دیگری نوشته‌ بودند، حاکم، شخص دیگری بود و دستورات، دستوراتِ دیگری... نوشیدنی‌ها فرق داشت، غذاها فرق داشت و کسب و کارها... همه‌چیز غریب و ناشناخته بود و از همن مهمتر: هیچ‌کس مرا نمی‌شناخت!! ظاهر و پوشش من برای آن‌ها عجیب بود، ولی کسی آنقدر اهمیت نمی‌داد که من چه کسی و از کدام روزگار هستم، کارم چیست و آنجا چه می‌کنم؟ آدم‌های آینده، بی‌خیالی را یاد گرفته‌ بودند، اهمیت ندادنِ بیش از حد به مسائل را. و این خوب بود، بسیار خوب.
چشم‌هام را باز کردم، به اطرافم نگاه کردم و همه‌چیز را ساده دیدم، ساده‌تر از آن که بخواهم بخاطرش خودم را اذیت کنم. وقتی قرار است چند سال بعد، کسی حتی به یاد نیاورد من چه کسی بودم و در کدام نقطه از جهان و چقدر برای داشتنِ موفقیت و خانه و ماشینی که امروز آرزوی من و فردا، ویرانه‌ای برای تخریب و آهن‌پاره‌ای برای بازیافت خواهد بود، به خودم سخت گرفته بودم.
من آینده‌ی این شهر و آدم‌ها را دیده بودم و همه‌چیز نسبی‌تر و ناپایدارتر از آن چیزی به نظر می‌رسید که بخواهم برایش حرص بخورم. نفس عمیقی کشیدم و تصمیم گرفتم آرام باشم. و لذت ببرم از ساده‌ترین اتفاق‌ها. شاید این‌گونه، آرزوهایم را زندگی نکنم، اما حداقل زندگی را هم آرزو نخواهم‌کرد.
و زندگی خواهم‌ کرد، و لبخند خواهم‌ زد، و آرام خواهم‌ بود...
و بیش از حد اهمیت نخواهم‌ داد
به هیچ‌چیز...
به هیچ‌کس‌...

نرگس صرافیان طوفان
5