مرغ شب خوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت..
-هوشنگ ابتهاج
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت..
-هوشنگ ابتهاج
❤4💔3
" انت كهفي حين تعييني المذاهب في سعتها وتضيق بي الارض برحبها "
تو پناهگاهِ منی زمانی كه راهها با همه وسعتشان درماندهام كنند، و زمين با همه پهناوریاش بر من تنگ ...✨
تو پناهگاهِ منی زمانی كه راهها با همه وسعتشان درماندهام كنند، و زمين با همه پهناوریاش بر من تنگ ...✨
❤4💔2
به قولِ نزار قبانی :
"أنت قطعة سكر بين الأشياء المُره...
[ تو بین همهی چیزای تلخ، یه حبه قندی ! ]
"أنت قطعة سكر بين الأشياء المُره...
[ تو بین همهی چیزای تلخ، یه حبه قندی ! ]
❤8
«گاه وقتی میروم احساس میکنم که گویی چیزی کم است. آنچیز تو هستی. تو…»
نامه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا.
نامه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا.
❤5
هردو طرف مقصرن...
هم جنس من هم جنس تو!
زن هایی که یاد نگرفتن دلشون برای جنس خودشون بسوزه.
دلبری هاشون رو توی خیابون کشیدن و تو جواب لبخند مرد زن دار خندیدن.
زن هایی که ترسیدن از تنها موندن تو این اجتماع و برای تنها نموندن چنگ انداختن به مرد های دیگه و زن دیگه ای رو تنها کردن.
مرد هایی که یاد نگرفتن دلشون نلرزه با هر چشم و ابروی گریم شده و قشنگ تری!
مرد هایی که اجتماع هندونه زیر بغلشون گذاشت که مردن و حق دست گذاشتن رو هر زنی رو هر زمان دارن و میتونن زنشون رو دوست داشته باشن و عاشق معشوقه هاشون باشن.
زن هایی که احمقانه "دوسِت دارم" رو حواله هر مردی میکنن
و مرد هایی که در عین دوست داشتن خیانت رو خوب بلدن!
•محیا زند
هم جنس من هم جنس تو!
زن هایی که یاد نگرفتن دلشون برای جنس خودشون بسوزه.
دلبری هاشون رو توی خیابون کشیدن و تو جواب لبخند مرد زن دار خندیدن.
زن هایی که ترسیدن از تنها موندن تو این اجتماع و برای تنها نموندن چنگ انداختن به مرد های دیگه و زن دیگه ای رو تنها کردن.
مرد هایی که یاد نگرفتن دلشون نلرزه با هر چشم و ابروی گریم شده و قشنگ تری!
مرد هایی که اجتماع هندونه زیر بغلشون گذاشت که مردن و حق دست گذاشتن رو هر زنی رو هر زمان دارن و میتونن زنشون رو دوست داشته باشن و عاشق معشوقه هاشون باشن.
زن هایی که احمقانه "دوسِت دارم" رو حواله هر مردی میکنن
و مرد هایی که در عین دوست داشتن خیانت رو خوب بلدن!
•محیا زند
💔8❤2
« خَم به اَبرو میبری، جانم به قربانت رَود
ناز مَکن جانِ دلم، دل را به یَغما میبری. »
-مریممیرزایی
ناز مَکن جانِ دلم، دل را به یَغما میبری. »
-مریممیرزایی
❤5
نمیشود که تو باشی، من عاشقِ تو نباشم.
نمیشود که تو باشی، درست همینطور که هستی و من، هزاربار خوبتر از این باشم و باز، هزار بار عاشق تو نباشم... نمیشود، میدانم،
نمیشود، که بهار از تو سبزتر باشد.
•نادر ابراهیمی
نمیشود که تو باشی، درست همینطور که هستی و من، هزاربار خوبتر از این باشم و باز، هزار بار عاشق تو نباشم... نمیشود، میدانم،
نمیشود، که بهار از تو سبزتر باشد.
•نادر ابراهیمی
❤7
بیا مثل بقیه نباشیم. بیا دنبال خوشیا بگردیم. غم خودش مارو پیدا میکنه. بیا به هم قول بدیم هرچی شد تهش همو داریم و نزنیم زیرش. بیا با خیال راحت بریم جلو. بیا توی این دنیا که نود درصد روابط به ماه نمیکشه انقد بمونیم تا چروکای پوست و موهای سفید همو ببینیم. بیا موقع دلخوریا حرف بزنیم دور نشیم. بیا احترام بذاریم، درک کنیم، پشت هم باشیم. بیا دروغ نگیم، راست بگیم تنبیه بشیم. بیا تمام همو بلد باشیم. بیا حرف “فقط خودت برای خودت میمونی.” رو نقض کنیم. بیا همون خودم برای من باش. بیا دستامو سفت بگیر و هیچ وقت ولش نکن. حیفی. نمیخوام نباشی.
•بُکاء
•بُکاء
❤10
Hasti
Amir Mahan
❤10
من موهای منیژ را بیشتر از هر چیزی توی این دنیا دوست دارم یعنی اول موهای منیژ را دوست دارم، بعد مادرم را، بعد... نه، اول مادرم را دوست دارم، بعد موهای منیژ را، بعد خود منیژ را، بعد ستارهها را. بعضی وقتها چندتا گل یاس از توی باغچه میچیند و میگذارد لای موهاش. یک بار گفتمش: "منیژ کاش من یاس بودم. خوش به حال یاسها."
تهران در بعد از ظهر- مصطفی مستور
تهران در بعد از ظهر- مصطفی مستور
❤7
یه متن از علی قاضی نظام خوندم که واقعا باید شماهم بخونیدش، میگفت:
هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای مقصر نمیداند!
همه ی ما آنقدر غرور داریم،
که همیشه حق را به جانبِ خودمان میدانیم
از نظر خودمان،فرشتگانی هستیم،
که داشتیم زندگیمان را میکردیم
که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد و رفت...
داخلِ شعرها
داخلِ متنها
میگردیم دنبالِ جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و
ما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد...
گاهی یادمان میرود آدمی كه الان میخواهیم سر به تنش نباشد،
تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم!
کمی انصاف شاید...
هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای مقصر نمیداند!
همه ی ما آنقدر غرور داریم،
که همیشه حق را به جانبِ خودمان میدانیم
از نظر خودمان،فرشتگانی هستیم،
که داشتیم زندگیمان را میکردیم
که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد و رفت...
داخلِ شعرها
داخلِ متنها
میگردیم دنبالِ جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و
ما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد...
گاهی یادمان میرود آدمی كه الان میخواهیم سر به تنش نباشد،
تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم!
کمی انصاف شاید...
❤19
بقول دکتر هلاکویی که میگه:
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه، و...
همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه ی دو باشه! چون دختره!!
همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه، ...
همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی و اون رو آماده کردی که برای یک عمر با باور درجه دو بودن زندگی کنه!
و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد...
در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه ی دو بودنشون به زندگی ادامه میدن!
هنوز به مرد به چشم یک نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتنیشون برسند... و من هنوز نمی دونم چطور می شه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبان رو توضیح داد!
چطور میشه اعتماد بنفس به یغما رفته شون رو دوباره بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت...
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه، و...
همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه ی دو باشه! چون دختره!!
همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه، ...
همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی و اون رو آماده کردی که برای یک عمر با باور درجه دو بودن زندگی کنه!
و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد...
در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه ی دو بودنشون به زندگی ادامه میدن!
هنوز به مرد به چشم یک نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتنیشون برسند... و من هنوز نمی دونم چطور می شه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبان رو توضیح داد!
چطور میشه اعتماد بنفس به یغما رفته شون رو دوباره بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت...
💔14❤6
همونجا که آنتوان دوسنت اگزوپری توی کتاب شازده کوچولو میگه:
روباه گفت: تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن.
شازده کوچولو پرسید: اهلی یعنی چه؟
روباه گفت: یعنی ایجاد علاقه کردن.
شاده کوچولو پرسید: چطوری؟
روباه گفت: با صبوری کردن ...
روباه گفت: ارزش گل تو به قدر ِ عمریست
که به پاش صرف کردهای ...
شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
به قدر عمریست که به پاش صرف کردهام ...
روباه گفت: انسانها این حقیقت را فراموش کردهاند
اما تو نباید فراموشش کنی
تو تا زندهای، نسبت به چیزی که اهلی کردهای مسئولی.
تو مسئول گـُلتی ...
شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد :
« من مسئول ِگـُلمَم. »
روباه گفت: تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن.
شازده کوچولو پرسید: اهلی یعنی چه؟
روباه گفت: یعنی ایجاد علاقه کردن.
شاده کوچولو پرسید: چطوری؟
روباه گفت: با صبوری کردن ...
روباه گفت: ارزش گل تو به قدر ِ عمریست
که به پاش صرف کردهای ...
شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
به قدر عمریست که به پاش صرف کردهام ...
روباه گفت: انسانها این حقیقت را فراموش کردهاند
اما تو نباید فراموشش کنی
تو تا زندهای، نسبت به چیزی که اهلی کردهای مسئولی.
تو مسئول گـُلتی ...
شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد :
« من مسئول ِگـُلمَم. »
❤11💔3
من تورو به اندازه تموم اشکایی که ریختی..
تموم بغضایی که کردی و قورتشون دادی..
هر نخ سیگاری که کشیدی..
تموم دردایی که تحمل کردی..
تموم وقتایی که به یکی احتیاج داشتی..
شبایی که خوابت نمی برد..
تموم حال بدیات، تنهاییات..
من به اندازه تک تک ثانیه های تاریکی که برات گذشته و خواهد گذشت، دوست دارم.
تموم بغضایی که کردی و قورتشون دادی..
هر نخ سیگاری که کشیدی..
تموم دردایی که تحمل کردی..
تموم وقتایی که به یکی احتیاج داشتی..
شبایی که خوابت نمی برد..
تموم حال بدیات، تنهاییات..
من به اندازه تک تک ثانیه های تاریکی که برات گذشته و خواهد گذشت، دوست دارم.
❤6
اونجایی که با وجود تموم بدی هایی که در حقت کرده نمی تونی دست از دوست داشتنش برداری رو آلبرکامو خیلی قشنگ توصیف کرده:
"از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم. حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است. اما با تمام این مرارتها، صورتت برای من هنوز خوشبختیست؛ خود زندگیست. هیچ کاری نمیتوانم بکنم، هیچ کاری نکردهام که از این عشق رها شوم که از درون تهیام کرده پیش از اینکه تا ته قلبم را لبریز کند. هیچ کاری از دستم برنمیآید. خوب میدانم، و تو را تا آخر دوست خواهم داشت."
@Bockaa
"از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم. حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است. اما با تمام این مرارتها، صورتت برای من هنوز خوشبختیست؛ خود زندگیست. هیچ کاری نمیتوانم بکنم، هیچ کاری نکردهام که از این عشق رها شوم که از درون تهیام کرده پیش از اینکه تا ته قلبم را لبریز کند. هیچ کاری از دستم برنمیآید. خوب میدانم، و تو را تا آخر دوست خواهم داشت."
@Bockaa
💔4❤2
Forwarded from Aurora🌅🌱
امیدوارم حال همتون خوب باشه
لطفا استرس زیادی نداشته باشین و سعی کنید آروم باشین.
ولی میخواستم بگم آدم توی این زمانهای بحرانی میفهمه چقدر چیزهای مهمی برای از دست دادن داشته و نمیدونسته چون فکر میکرده همیشه اونها هستن.
مراقب خودتون و عزیزهای دلتون باشین🙂↔️💖
لطفا استرس زیادی نداشته باشین و سعی کنید آروم باشین.
ولی میخواستم بگم آدم توی این زمانهای بحرانی میفهمه چقدر چیزهای مهمی برای از دست دادن داشته و نمیدونسته چون فکر میکرده همیشه اونها هستن.
مراقب خودتون و عزیزهای دلتون باشین🙂↔️💖
❤6