بُکاء
4.67K subscribers
746 photos
77 videos
5 files
2.37K links
بُکا؛ [(ب)(_ )ُ].[ بکاء ].گریه.(ناظم الاطباء).گریه.(مهذب الاسماء). اشك و زاري.به معني گریه که اشك ریختن باشد.(غیاث).گریه. 
Download Telegram
تو را از زخم‌هایی که در سینه‌ات داری،
‏می‌بوسم.
‏و می‌گویم:
‏تمام حال خوب‌های دیر شده
‏دیگر جزئی از زندگی نیستند.
‏من امّا دوست داشتم کمی از زندگی‌‌ات باشم.

‏-طوبی کارادمیر؛ فارسیِ سیامک تقی‌زاده - آن
10
یه متن قشنگی میخوندم از «کاترین پاندر» میگفت :

باید کسانی را که دوست داریم آزاد بگذاریم تا از راه خودشان موهبتشان را بیابند .
نباید احساس کنیم که عشق به ما اجازه میدهد که سلطه جویانه آنها را به تملک خود در آوریم و یا از آنها انتقاد کنیم.
عشق راستین رها میکند.
عشق راستین به بند نمی کشاند.
با رها کردن چیزی را از دست نمی دهیم. بلعکس با عمل رها کردن عشقی را به سوی خود می‌کشانیم که حق الهی ماست.
17💔1
اغلب بهترین قسمت‌ های زندگی، زمانی بوده‌اند که هیچ کاری نکرده‌ای و نشسته‌ای درباره‌ی زندگی فکر کرده‌ای؛ منظورم این است که مثلاً می‌فهمی که همه‌چیز بی‌معناست. بعد به این نتیجه می‌رسی که خیلی هم نمی‌تواند بی‌معنا باشد؛ چون تو می‌دانی بی‌معناست و همین آگاهی تو از بی‌معنا بودن تقریبا معنایی به آن می‌ده؛ می‌دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش‌بینانه.

– تکه‌ای از کتاب عامه‌ پسند، چارلز بوکفسکی
6
شاید باورتون نشه من از خودم توقع دارم ظاهر زیبایی داشته باشم، همه کتاب‌هارو خونده باشم، همه آهنگارو گوش کرده باشم، با استعداد و باهوش باشم، روابط اجتماعی بالایی داشته باشم، ورزش کنم و با دوستام وقت بگذرونم، دوست دارم برای اهدافم تلاش کنم و زندگی کنم ولی بعضی وقتا حتی نمیتونم از تختم بیام بیرون.
💔11
ولی من اگر هزاران سال زنده باشم، پیر و شکسته و مردنی شوم باز یاد تو خواهم بود.
باور کن اگر بمیرم استخوان‌هایم، خاکسترم،
جسدم، کفنم، تو را دوست خواهند داشت...
•نامه‌ی غلامحسین ساعدی به طاهره
6
مَن أرَادَ هَجرَكَ رَأى مِنْ ثُقْبِ البَابِ مَخْرجًا
وَمَنْ اِبْتَغى قُرْبَكَ صَنْعَ مَنْ ألجُدْرانِ مَدْخَلًا...

«آنکه بخواهد ترکت کند،
از روزنه‌ی در راهی پیدا خواهد کرد
و آنکه بخواهد در کنار تو باقی بماند،
از دیوارهای بلند دروازه‌ای خواهد ساخت...» 🌱
11💔1
هر وقت دعوا میکردیم اون میومد واسه آشتی حتی اگر مقصر بودم دلش نمیومد یک شب هم قهر بخوابیم، اونقدری که اون بود، من نبودم. خوشی زده بود زیر دلم، یکی از همون شبا که دعوا کرده بودیم دیدم خبری ازش نیست گرفتم خوابیدم بی شب بخیر. یهویی حس کردم خیلی تنهام، حجم نبودنش رو خیلی حس کردم گوشیو برداشتم پیام بدم دیدم همه جا دلیت زده! زنگ زدم خاموش بود، یه جور رفته بود انگار از اول نبوده، از اون شب هرشب حس میکنم خیلی تنهام. خواستم بگم وقتی
رفت فهمیدم کیو از دست دادم!
💔53😢2
هر صبح
برای تو بیدار می شوم
هر صبح
بیدار می شوم
تا یک روز بیشتر
دوستت داشته باشم


@bockaa
7
این‌طور نیست که حرفی برای گفتن
‏نداشته باشیم؛
‏در حقیقت حرف‌‌‌های ناگفته‌ی زیادی داریم
‏امآ چون هر آنچه که تا به امروز گفته‌ایم
‏بی‌فایده بوده،
‏دیگر سکوت کرده‌ایم.

على ليدار / فارسىِ سيامك تقى زاده🌱
💔63
من قلبم به تو عادت کرده انقد که اگه یه روز باهات حرف نزنم حس میکنم قلبی ندارم، ببین من پیش تو همه‌ی وجودم قلبه.برا همینه که نبودنت باعث میشه، تنهایی درد نبودِ قلبمو با اعماق وجودم حس کنم.همیشه بمون؛ من به قلبم احتیاج دارم.
4
از دلتنگیت کجا فرار کنم؟
معمار هیجان
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم؟

•عباس معروفی
💔53
کامل‌ترین معنا برای عشق تنهایی است!
-فاضل‌نظری
😢6💔32
دلم یک نفر را می ‌خواهد
که وقت آمدنش،
تَنهایی‌ام را ببرد.
مَن موهایش را ببافم،
او آرزوهـایم را...

•پویا جمشیدی
10
دیگر نمی‌توانم هیچ سطری بنویسم.
‏دیگر دلم می‌خواهد
‏فقط صدایت را بشنوم
‏و فقط به چشمانت نگاه کنم.
‏یعنی بفهم که دلتنگی و حسرت
‏امانم را بریده است.

•ناظم حکمت؛ فارسیِ سیامک تقی‌زاده.
😢3💔1
به فَردا برو...
Peaceradio1
[رکیذ]
یعنی به خود از اندوه،آهسته آهسته سخن گفتن.

@bockaa
6
عزیزدلم، لطفا برای کسی وقت بذار که مزاحمش نباشی، برا کسی دلتنگ شو که حداقل در طول روز یک بار بهت فکر کنه، به کسی بها بده که ارزش داشته باشه، کسی که اولویت زندگیت باشه ک شما جز چند نفر اول زندگیش باشید نه نفر صدم، به کسی بگو دوست دارم که لایق عشق باشه، ارزش شما خیلی بالاست، لطفا جوری نشون نده که دم دستی هستی.
6😢1
درگیر عشق یک‌طرفه شدن مثل اینه که تو هرروز بری وسط جاده، قلبت و بگیری تو دستات و جلوی یه کامیون وایسی به امید اینکه بخاطرت ترمز کنه، ولی اون کامیون هیچوقت تورو نمیبینه، هربار بیشتر لهت میکنه، هربار بدتر از روت رد میشه و تو هربار بیشتر میمیری.
😢4💔4
تو اندازه من نبودی!
7😢4
از من میپرسند: بهتری؟
بهتر از چی؟ بهتر از کی؟
نسبت به کسی که یک پایش را از دست داده، بهترم.
نسبت به کسی که الان در یک دورهمی یا پارتی شبانه است، هزاربار بدترم
گونه ی خاصی از پرندگانم. ذهنم میپرد. پرش ذهنی دارم.
نمیتوانم برای مدت طولانی روی یک چیز تمرکز کنم.
مثلا با تو از علت علاقه ام به تیم لیورپول حرف میزنم اما یکباره حواسم به لیوان چایت که لا به لای انگشتان کشیده و لاک زده ات محاصره کرده ای پرت میشود
تو وانمود میکنی که حرف هایم راجع به فوتبال و تیم های مورد علاقه ام برایت جالب و هیجان انگیز است. این تنها کاریست که از پس آن بر نمی آیی
وانمود کردن. لبخند مصنوعی ات حوصله ام را سر میبرد.
بعد چای میخورم اما در حقیقت حسرت سر میکشم که کاش چیزی که به این سختی در دستان کوچک و قشنگت گرفتار کرده ای من بودم، نه لیوان چای
اینها تنها کارهایی هستند که تو در آنها استادی
گرفتار کردن و بغل گرفتن. ای بغلت ملجأ درماندگان...
😢71💔1
«بازوهایش را دورم حلقه کرد. تماس آن بازوها را با تنم دوست داشتم.»
10💔2