گفتی پشت تمام درهای بسته جهان، منم.
گفتی رسیدن سهم دستان ما نیست.
من اما فهمیدهام رسالت دستان ما گشودن است؛
گاه گشودن درها، گاهتر گشودن گرهها
دستان ما شبیه کلید بودند. باور کن
یک روز تمام قفلهای جهان به احترام دستان ما،
از شغلشان استعفا خواهند داد.
باور کن ....
•فاطمه نجفی
گفتی رسیدن سهم دستان ما نیست.
من اما فهمیدهام رسالت دستان ما گشودن است؛
گاه گشودن درها، گاهتر گشودن گرهها
دستان ما شبیه کلید بودند. باور کن
یک روز تمام قفلهای جهان به احترام دستان ما،
از شغلشان استعفا خواهند داد.
باور کن ....
•فاطمه نجفی
❤8
ازت میخواهم نیم ساعت تنهایی بروی یک جای بیسروصدا که حواست پرت نشود. بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰ شب این کار را بکن، من هم همین کار را خواهم کرد. ازت میخواهم هر فکری که در طول این نیم ساعت به ذهنت میرسد، ثبت کنی.(هر فکری، مهم نیست چقدر مبهم یا غیرواقعی باشد)
ما یادداشتهایمان را به هم میدهیم و چه با همدیگر در مرحلهی تلهپاتی باشیم یا نه، بخشی بسیار حقیقی از روحمان را به یکدیگر دادهایم. اینکه بفهمیم من و تو در یک زمان دقیقاً بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰، به چه چیزی فکر میکردیم، دست کم میتواند جذاب باشد. افراد زیادی نیستند که میدانند زوجشان حتی برای یک ثانیه به چه فکر میکند.
این ایده هیجانزدهام میکند.
پس این کار را بکن. عاشقت هستم.
•بخشی از نامه کورتونهگات به جین ماری کاکس
ما یادداشتهایمان را به هم میدهیم و چه با همدیگر در مرحلهی تلهپاتی باشیم یا نه، بخشی بسیار حقیقی از روحمان را به یکدیگر دادهایم. اینکه بفهمیم من و تو در یک زمان دقیقاً بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰، به چه چیزی فکر میکردیم، دست کم میتواند جذاب باشد. افراد زیادی نیستند که میدانند زوجشان حتی برای یک ثانیه به چه فکر میکند.
این ایده هیجانزدهام میکند.
پس این کار را بکن. عاشقت هستم.
•بخشی از نامه کورتونهگات به جین ماری کاکس
❤4
اگر پای دلتان به رفتن است و قراراست بنای آمدنتان را به قصد رفتن خراب کنید ، لطفا بیخبرنباشد ؛لطفا یک شبه آن روی سکه را به طرف مقابلتان تحمیل نکنید !
بیخبری آدم را ازپای درمی آورد وسیل عظیمی از فکروخیال می افتد به جانش ؛ مثل این است که تنها دراتاقی باتاریکی مطلق گم شده باشد،
همانقدر گیج وترسناک !!
آدمی که بیخبر ترک می شود و به تنهایی زیرآوار یک رابطه جان می دهد ،طرف مقابل را فراموش نخواهد کرد بلکه خودواقعی خویش رادرجایی جا می گذارد وازآن پس به جای کس دیگری به روزمره گی هایش ادامه می دهد!
لطفا بیخبر آدمها را ازخود جدا نکنید ...
•ناهید آقاطبا
بیخبری آدم را ازپای درمی آورد وسیل عظیمی از فکروخیال می افتد به جانش ؛ مثل این است که تنها دراتاقی باتاریکی مطلق گم شده باشد،
همانقدر گیج وترسناک !!
آدمی که بیخبر ترک می شود و به تنهایی زیرآوار یک رابطه جان می دهد ،طرف مقابل را فراموش نخواهد کرد بلکه خودواقعی خویش رادرجایی جا می گذارد وازآن پس به جای کس دیگری به روزمره گی هایش ادامه می دهد!
لطفا بیخبر آدمها را ازخود جدا نکنید ...
•ناهید آقاطبا
❤8💔1
به همین سادگی آدم اسیر می شود
و هیچ کاری هم نمی شود کرد.
نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید،
همین جوری دو نگاه در هم گره میخورد
و آدم دیگر نمی تواند
در بدن خودش زندگی کند،
میخواهد پر بکشد...
•عباس معروفی
و هیچ کاری هم نمی شود کرد.
نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید،
همین جوری دو نگاه در هم گره میخورد
و آدم دیگر نمی تواند
در بدن خودش زندگی کند،
میخواهد پر بکشد...
•عباس معروفی
💔9
از وقتی اومدی تو زندگیم فهمیدم که میشه یه نفرو داشت و حالت خوب باشه..
میشه یه نفرو داشت و واقعا مثل خودت دوسش داشته باشی..
میشه یه نفرو داشت که از اعماق وجودت احساس خوشبختی کنی..
میشه یه نفرو داشت که حرفای دلتو بفهمه..
میشه یه نفرو داشت که برات بهترین رفیق باشه، همراه باشه، همدم باشه..
بشه بهترین آدمی که تو دنیا باید باشه تا دنیات خودت قشنگتر بشه.
•بُکاء
میشه یه نفرو داشت و واقعا مثل خودت دوسش داشته باشی..
میشه یه نفرو داشت که از اعماق وجودت احساس خوشبختی کنی..
میشه یه نفرو داشت که حرفای دلتو بفهمه..
میشه یه نفرو داشت که برات بهترین رفیق باشه، همراه باشه، همدم باشه..
بشه بهترین آدمی که تو دنیا باید باشه تا دنیات خودت قشنگتر بشه.
•بُکاء
❤8
حين أحببتك
صارت ضحكة الأطفال في العالم أحلى
ومذاق الخبز أحلى
وسقوط الثلج أحلى...
«عاشقت شدم
و خندهی کودکان جهان دلنشینتر
طعم نان شیرینتر
و بارش برف زیباتر شد...»
•نزار قباني
صارت ضحكة الأطفال في العالم أحلى
ومذاق الخبز أحلى
وسقوط الثلج أحلى...
«عاشقت شدم
و خندهی کودکان جهان دلنشینتر
طعم نان شیرینتر
و بارش برف زیباتر شد...»
•نزار قباني
❤10
یکی از غم انگیزه ترین جمله ها بی شک جمله ایه که هاروکی ماروکی تو رمانش کافکا درکرانه نوشته:
«باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.»
«باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.»
💔19😢4❤2
می پرسن چه خبر؟ جواب می دم هیچی.
می پرسی چه خبر، ده تا ویس و پونصد تا راستی برات ردیف می کنم.
می پرسن خوبی؟ می گم مرسی.
می پرسی خوبی؟ زنگ می زنم تا خود صب برات غر می زنم.
می گن بیا بیرون، می پیچونم می گم درگیرم،
می گی بیا بیرون، می گم ادرس بده پوشیدم تو راهم.
می گن تولدمون میای؟ می گم مگه این ماهه؟
لازم نیست چیزی بگی، کل زندگی نامتو از سایز پات بگیر تا ریز اخلاقاتو با جزئیات از حفظم.
ساعت ۲ پی ام می دن، ساعت ۴ سه روز بعد سین می شه.
ساعت ۲ پی ام میدی، ۱:۵۹ سین می کنم.
جیبم خالی باشه، با کسی نمی رم بیرون.
تو زنگ بزنی ۳۰۰ ته کارتم باشه، ۲۹۹ رو واست میذارم وسط.
رو اعصابم برن، حذفشون می کنم.
رو اعصابم بری، دوتا سیگار روشن می کنم، باهات حرف می زنم حلش می کنیم.
اگه بقیه دوست من باشن، تو قسمت مهمی از زندگی منی نباشی زندگیم خالیه و یه چی کم داره.
می پرسی چه خبر، ده تا ویس و پونصد تا راستی برات ردیف می کنم.
می پرسن خوبی؟ می گم مرسی.
می پرسی خوبی؟ زنگ می زنم تا خود صب برات غر می زنم.
می گن بیا بیرون، می پیچونم می گم درگیرم،
می گی بیا بیرون، می گم ادرس بده پوشیدم تو راهم.
می گن تولدمون میای؟ می گم مگه این ماهه؟
لازم نیست چیزی بگی، کل زندگی نامتو از سایز پات بگیر تا ریز اخلاقاتو با جزئیات از حفظم.
ساعت ۲ پی ام می دن، ساعت ۴ سه روز بعد سین می شه.
ساعت ۲ پی ام میدی، ۱:۵۹ سین می کنم.
جیبم خالی باشه، با کسی نمی رم بیرون.
تو زنگ بزنی ۳۰۰ ته کارتم باشه، ۲۹۹ رو واست میذارم وسط.
رو اعصابم برن، حذفشون می کنم.
رو اعصابم بری، دوتا سیگار روشن می کنم، باهات حرف می زنم حلش می کنیم.
اگه بقیه دوست من باشن، تو قسمت مهمی از زندگی منی نباشی زندگیم خالیه و یه چی کم داره.
❤13
کاش میشد برای تو کاری کنم.
برای اینکه لبخند بزنی،
برای اینکه خوب شوی،
برای اینکه حال جهان تو خوب باشد.
کاش میشد باری از روی شانههای تو بردارم. که دلم میگیرد از غم این روزهای تو، که رنج میکشم از رنجهای عمیقی که میکشی.
کاش آغوش من شفابخش بود که بغلت میگرفتم و خوب میشدی،
که میبوسیدمت و دردهای تو تمام میشد.
دلم گرفته از دستها،
از دهان
از شانهها
از آغوشم...
لعنت به من
که دارمشان و
هنوز تو غمگینی...
•نرگس صرافیان طوفان
برای اینکه لبخند بزنی،
برای اینکه خوب شوی،
برای اینکه حال جهان تو خوب باشد.
کاش میشد باری از روی شانههای تو بردارم. که دلم میگیرد از غم این روزهای تو، که رنج میکشم از رنجهای عمیقی که میکشی.
کاش آغوش من شفابخش بود که بغلت میگرفتم و خوب میشدی،
که میبوسیدمت و دردهای تو تمام میشد.
دلم گرفته از دستها،
از دهان
از شانهها
از آغوشم...
لعنت به من
که دارمشان و
هنوز تو غمگینی...
•نرگس صرافیان طوفان
❤22
انتظار نداشته باش برات قدم بردارم وقتی همیشه یجا ثابت وایستادی و قدم برنمیداری، مطمئن باش اگه یجا یه قدم برام برداشته باشی منم ده قدم برات برداشتم، اما یه اخلاقی دارم اونم اینه که اگه ببینم طرفم عادت کرده به پیش قدم شدن من همونجا خودمو میکشم کنار بدون هیچ فکری. من آدمیم که از آدمای زندگیم توقع دارم چون همیشه صدمو براشون میزارم و اونجا که ببینم طرف صفرشم برا من نمیزاره خط میخوره و تبدیل به آشناترین غریبه میشه، همون آدمی که یک روزی جزو مهمترینای زندگیم بود و دیگه جایی توی زندگیم برای خودش نداره.
❤9😢3
«قلب مرا نشکن، محبت مرا بپذیر، زیرا اگر چهارگوشهی دنیا را بگردی کسی را نخواهی یافت که یکهزارم من تو را دوست بدارد.»
•نامه غلامحسین ساعدی به معشوقهاش
•نامه غلامحسین ساعدی به معشوقهاش
❤14😢4
حکایت دوستی با یسری آدمهای سمی اینجوریکه دور میشی و دلت میخواد نزدیک شی، همینکه دوباره نزدیک میشی یادت میاد چرا باید دور میموندی.
💔23