گونتر گراس میگه: آنچه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می شود، این است که: غالبا ما آدم ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها، روابط شکل مناسب تری خواهند داشت...
❤9
یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم»!
تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود.
ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، « ترینِ » آنهایی!
•حمید جدیدی
تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود.
ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، « ترینِ » آنهایی!
•حمید جدیدی
❤15
خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم
راه رود جاری احساسمان را سد کنیم
عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب
پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم
دل به دریا میزنم من… دل به دریا میزنی؟
تا توکّل بر هر آنچه پیش میآید کنیم
جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم
میتوانی، میتوانم، میشود؛ نه! شک نکن
باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم
زندگی جاریست؛ بسم الله… از آغاز راه…
نقطههای مشترک را میشود ممتد کنیم
آخرش روزی بهار خندههامان میرسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم …
•بُکاء
راه رود جاری احساسمان را سد کنیم
عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب
پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم
دل به دریا میزنم من… دل به دریا میزنی؟
تا توکّل بر هر آنچه پیش میآید کنیم
جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم
میتوانی، میتوانم، میشود؛ نه! شک نکن
باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم
زندگی جاریست؛ بسم الله… از آغاز راه…
نقطههای مشترک را میشود ممتد کنیم
آخرش روزی بهار خندههامان میرسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم …
•بُکاء
❤7
شاید رها شدن و تنها موندن
ترسناک ترین حس دنیا باشه
اما بیتفاوتی نسبت به رفتن آدم ها،
یه حس پر از قدرته!
وقتی رهام کردی و رفتی
فکر کردم جایی که وایسادم ته دنیاست
فکر میکردم دیگه نفسم در نمیاد
انگار یکی وایساده روی گلوم و میخواد خفم کنه
فکر میکردم تموم شدم
اخر کارمه
دیگه عاشق نمیشم
دیگه کسی نمیتونه مثل تو منو به وجد بیاره
دیگه هیچ کسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشه
ولی رفتنت ته دنیا نبود
اکسیژن کم نیومد
خفه نشدم
تموم نشدم
من بعد تو قوی ترین آدم روی زمین شدم
حالا یه آدم بیتفاوتم
که هر کسی بخواد بره
خودم براش چمدون میبندم...
•سیما امیرخانی
ترسناک ترین حس دنیا باشه
اما بیتفاوتی نسبت به رفتن آدم ها،
یه حس پر از قدرته!
وقتی رهام کردی و رفتی
فکر کردم جایی که وایسادم ته دنیاست
فکر میکردم دیگه نفسم در نمیاد
انگار یکی وایساده روی گلوم و میخواد خفم کنه
فکر میکردم تموم شدم
اخر کارمه
دیگه عاشق نمیشم
دیگه کسی نمیتونه مثل تو منو به وجد بیاره
دیگه هیچ کسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشه
ولی رفتنت ته دنیا نبود
اکسیژن کم نیومد
خفه نشدم
تموم نشدم
من بعد تو قوی ترین آدم روی زمین شدم
حالا یه آدم بیتفاوتم
که هر کسی بخواد بره
خودم براش چمدون میبندم...
•سیما امیرخانی
😢12❤4
هركس در دنيا بايد كسى را داشته باشد كه حرف هايش را به او بزند.
آزادانه، بدون رو دربايستى، بدون خجالت، وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند!
•ارنست همينگوى
آزادانه، بدون رو دربايستى، بدون خجالت، وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند!
•ارنست همينگوى
❤19
باید در انتهایِ یک کوچه یا اصلا خیابان
بایستم
تمامِ بهار را دورِ خودم جمع کنم
تمامِ گل هایِ رنگ به رنگ
میوه هایِ نو برانه
و عطرِ چای بهار نارنج
یک پیراهنِ سپید به تن کنم
به هرکه از خیابان گذر کرد
بهار تعارف کنم به شرطِ لبخند !
باید راهی پیدا کنم
مردم باور کنند
بهار در دستانِ خودشان
انتظارِ شکوفه کردن دارد
باید هرکه تنها از کنارم گذر کرد را
دستش را بگیرم
و با یک لبخند بگویم :
چند کوچه آنطرف تر
خیابانیست به نامِ
لیلی و مجنون
سری به آنجا بزن
شاید میانِ آن همه چشمانِ منتظر
دو چشم از برایِ تو باشد !
باید فکری بی اندیشم
اردیبهشت در راه است
و این همه عاشقِ نرسیده به وصل
منتظر ...
•عادل دانتیسم
بایستم
تمامِ بهار را دورِ خودم جمع کنم
تمامِ گل هایِ رنگ به رنگ
میوه هایِ نو برانه
و عطرِ چای بهار نارنج
یک پیراهنِ سپید به تن کنم
به هرکه از خیابان گذر کرد
بهار تعارف کنم به شرطِ لبخند !
باید راهی پیدا کنم
مردم باور کنند
بهار در دستانِ خودشان
انتظارِ شکوفه کردن دارد
باید هرکه تنها از کنارم گذر کرد را
دستش را بگیرم
و با یک لبخند بگویم :
چند کوچه آنطرف تر
خیابانیست به نامِ
لیلی و مجنون
سری به آنجا بزن
شاید میانِ آن همه چشمانِ منتظر
دو چشم از برایِ تو باشد !
باید فکری بی اندیشم
اردیبهشت در راه است
و این همه عاشقِ نرسیده به وصل
منتظر ...
•عادل دانتیسم
❤10
خیانت به کسی ک دوستون داره، باخته.
اینو بعدا تو آغوش کسی ک دوستون نداره میفهمین!
اینو بعدا تو آغوش کسی ک دوستون نداره میفهمین!
❤13💔5
Satori
Daigo Hanada
بیکلام
عزیز رنجورم
زیر کتری رو روشن کن
غم هاتو بریز تو قوری
دم کن
بیار با هم بنوشیم
که تقسیم شه غمت
که بسپریش به آب پاک و روان
که شاید دلت رنگ سبزِ آرامش گرفت
عزیزم،عزیزِ غمگینم
@Bockaa
عزیز رنجورم
زیر کتری رو روشن کن
غم هاتو بریز تو قوری
دم کن
بیار با هم بنوشیم
که تقسیم شه غمت
که بسپریش به آب پاک و روان
که شاید دلت رنگ سبزِ آرامش گرفت
عزیزم،عزیزِ غمگینم
@Bockaa
❤7
به كسانى كه دوستشان داريد بالى براى پرواز، ريشهاى براى برگشتن، و دليلى براى ماندن بدهيد...
-دالايى لاما
-دالايى لاما
❤13
الحیاه تعلمک الحب
و التجارب تعلمک من تحب
و المواقف تعلمک من یحبک.
«زندگی به تو عشق را یاد میدهد
تجربهها به تو میآموزد که
چه کسی را دوست داشته باش
و موقعیتها به تو یاد میدهد
که چه کسی تو را دوست دارد..!»
•نزار قبانی
و التجارب تعلمک من تحب
و المواقف تعلمک من یحبک.
«زندگی به تو عشق را یاد میدهد
تجربهها به تو میآموزد که
چه کسی را دوست داشته باش
و موقعیتها به تو یاد میدهد
که چه کسی تو را دوست دارد..!»
•نزار قبانی
❤4
راستی مردِ خودخواه من؟
چطور میشود اینقدر سنگدل بود و بی تفاوت؟
خجالت نکش جانَم،راستش را به من بگو..
یعنی هیچ دلت برای مهربانی های این زن تنگ نشده؟
زنیکه با وجود تمام زخم هایی که میان سینه اش کاشتی،هنوز هم اگر برگردی و فقط یک لحظه بی هوا نامَشرا به زبان بیاوری، بدون لحظه ای درنگ،جانِ دلم هایش را عاشقانه نثارت میکند؟
مگر یک مرد از تمام دنیا چه چیزی میخواهد جز اینکه زنی باشد در حوالی زندگیش که اینگونه دیوانه وار برای چشم های عسلی اش از زبانِ شیرین زنبورها شعر بگوید؟
و هرشب توی خیالش با پای پیاده کوچه پسکوچه های شهر را عاشقانه تا خودِ صبح کنارش قدم بزند؟
اصلا کاش من به جای تو بودم
کاش یک نفر هم پیدا میشد درست همانگونه که من دوستت دارم،دوستم می داشت..
و زندگی چقدر رویایی میشد اگر آن یک نفر "تو" بودی..
•مهسا ولی پور
چطور میشود اینقدر سنگدل بود و بی تفاوت؟
خجالت نکش جانَم،راستش را به من بگو..
یعنی هیچ دلت برای مهربانی های این زن تنگ نشده؟
زنیکه با وجود تمام زخم هایی که میان سینه اش کاشتی،هنوز هم اگر برگردی و فقط یک لحظه بی هوا نامَشرا به زبان بیاوری، بدون لحظه ای درنگ،جانِ دلم هایش را عاشقانه نثارت میکند؟
مگر یک مرد از تمام دنیا چه چیزی میخواهد جز اینکه زنی باشد در حوالی زندگیش که اینگونه دیوانه وار برای چشم های عسلی اش از زبانِ شیرین زنبورها شعر بگوید؟
و هرشب توی خیالش با پای پیاده کوچه پسکوچه های شهر را عاشقانه تا خودِ صبح کنارش قدم بزند؟
اصلا کاش من به جای تو بودم
کاش یک نفر هم پیدا میشد درست همانگونه که من دوستت دارم،دوستم می داشت..
و زندگی چقدر رویایی میشد اگر آن یک نفر "تو" بودی..
•مهسا ولی پور
❤14💔8
یه جا توی کتاب “همه گرفتارند” خیلی قشنگ میگه:
«هیچ مشغولیتی مهمتر از این نیست. عشق تمام فکر آدمی را تسخیر میکند.»
«هیچ مشغولیتی مهمتر از این نیست. عشق تمام فکر آدمی را تسخیر میکند.»
💔16❤1
تو برای من، جدا از هر آنچه برایت اتفاق افتاده و جدا از هر آنچه دیگران فکر میکنند، وجود داری و ارزشمند هستی. تو برای من کامل و زیبایی، با تمام تجربه های سخت و زخمهای خوب نشدهات.
•پونه مقیمی
•پونه مقیمی
❤4