بُکاء
4.53K subscribers
746 photos
77 videos
5 files
2.37K links
بُکا؛ [(ب)(_ )ُ].[ بکاء ].گریه.(ناظم الاطباء).گریه.(مهذب الاسماء). اشك و زاري.به معني گریه که اشك ریختن باشد.(غیاث).گریه. 
Download Telegram
منو یه جوری بغل کن که برم توو قلبت
انقدر محکم که وارد بدنت بشم قلبامون باهم یکی بشه و تا ابد همونجا بمونم ، جوری که دیگه هر وقت نیازت داشتم ، هر وقت خواستم تو بغل کسی گریه کنم ، هر وقت خواستم حرف بزنم و خودمو خالی کنم ، توو قلبت نشسته باشم و همه حرفامو به تو بزنم ، جوری که همیشه تو قلبت نگهبانی بدم و دوتایی مواظب همدیگه باشیم ، منو اینجوری بغلم کن.

راحلیسم
7💔2
ویکتور هوگو بهترین نصیحت دنیا رو کرده اونجا که میگه:

با هیچکس نبودن بهتر از
بودن با فردی بی‌لیاقت اسـت؛
گاهی کسانی که انفرادی پرواز‌ می‌کنند
قوی‌ترین بال‌ها را دارند..
13
حالم دقیقا اونجاست ‌که عباس کیارستمی میگه:
امروز را در خانه می‌ مانم
و در به روی کس نمی‌گشایم
اما بی در و پیکر است خانه ذهنم!
می‌آیند و می‌روند
دوستان ناموافق
آشنایان ناسازگار ...
💔181
خیلی وقتا احساس میکنم به بغل نیاز دارم، به یکی نیاز دارم بشینه کنارم کلی حرف بزنیم، منو بفهمه درکم کنه، باهم بریم با ماشین کلی دور بخوریم، نمیدونم شایدم منم که گاهی وقتا انقد احساس تنهایی میکنم، چمیدونم.

راحلیسم
18
روزها گذشت وَ من نسبت
به آدم های اطرافیانم محتاط تر شدم...
روزها گذشت وَ من فهمیدم آدم ها حق دارند
تا یک جایی و یک روزی دوستمان داشته باشند،
و بودنشان دَر کنارت تاریخ انقضا دارد از وقتش که بگذرد حتی اگر هم بخواهی
عطر وَ طعمی اضافه کنی بوی فاسد شدن رابطه به مشامت می رسد ...
روزها گذشت تا فهمیدم هیچ چیز از هیچ کَس بعید نیست،
آدم ها با منطق خود وارد زندگیتـان می شوند وَ
با بی منطق ترین حالت ممکن زندگیتان را ترک می کنند؛
آدم ها
را در رابطه هایتان آزاد بگذارید
وَ هیچ عشق و محبّتی را گدایی نکنید...
باور کنیم اُبهت عشق با پاشویه کردن رابطه ای که نفس های آخرش را
می کِشد می ریزد...!

ندا جمشیدی
💔136
آیدا ...!
سکوت تو ، شعر را در روح من می خشکاند !
شعر ، زندگی من است. حرف های تو مایه های اصلی این زندگی است ...
و مایه های اصلی این زندگی می باید باشد
" مثل خون در رگهای من "

احمد شاملو
12💔1
دلم می‌خواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته باشه: “ بخدا من با يه نخ خيلى نازک به اين دنيا وصلم با من مدارا کنین، من غرق استرسم، کوچیک ترین موضوعات باعث می‌شه ساعت ها بهش فکر کنم و اعصابم خورد شه و ناراحت باشم، من غرق غم، اضطراب، احساس سختی و فشار، ناراحتی، بی‌حوصلگی، اورثینک، و بی اعتمادی هستم، من پر از احساس ناکافی بودن و خوب نبودن هستم‌، در عین حال دارم تلاش می‌كنم كه اين نخ نازک بريده نشه و شرایط رو هندل کنم. آدم باشید لطفاً. من یه قدم تا پریدن و سقوط توی تاریکی فاصله دارم، لطفا هُلم ندین.”

راحلیسم
12💔7
فریدون مشیری خیلی قشنگ گفت:

سنگ ها هم حرف هایی می‌زنند. گوش کن؛ خاموش‌ها گویاترند!
💔84😢4
شازده کوچولو چه قشنگ میگه:
گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،اما ماندنی بود!
این ماندنش بود که اورا تبدیل به گل من کرده بود..
29💔8
Rooberoo
Mohsen Namjoo & Eendo
بیاید نامجو گوش بدیم روزمون زیبا بشه♡
@Bockaa
⁠⁣دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست.
اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه.
اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن.

•بخشی از کتاب مردی به نام اُوِه
13💔2
"تنها و خسته‌ام، برای همین می‌روم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانه‌ای تاریک؟ من غلام خانه‌های روشنم."

•آخرین یادداشت غزاله علیزاده پیش از خودکشی.
💔11
حسم غیر واقعی بودن رو خوب تشخیص میده
یجواریی میفهمم که کی داره ادا در میاره، کی تو نقشه، کی چقدر راست میگه و کی اصلا هدفش چیه.
آدما فکر میکنن نميفهمم و منم به روشون نمیارم
اما دیگه میدونم با کی چجوری رفتار کنم
کیو جدی بگیرم و کیو حتی جوابشم ندم.

حمیدرضا خوش‌بیان
11
لحظه‌ ای با تو نشستن، به جهان می‌‌ارزد!
11💔5
بُکاء
لحظه‌ ای با تو نشستن، به جهان می‌‌ارزد!
من به کوتاهی یک عمر...
تو را میخواهم !
10
‏یه پادکست گوش دادم که تعریف می‌کرد: “مادر بزرگم آلزایمر گرفت و یه روز عکس عروسی خودشو روی دیوار دید و گفت: این زن کیه که آرشِ منو بغل کرده. خودش و فراموش کرده بود ولی پدربزرگم رو نه”. می‌شه گفت عشق همینه.

بُکاء
27
«منذ أول عناق حدث بیننا
أدرکت أني لن أنجوا من احضانك أبداً.»

زمانی که اولین آغوش بین ما رخ داد، درک کردم که من هیچ‌وقت از آغوشت رهایی نخواهم داشت.

لاادری
15
هنوز هم برای تو می‌نویسم
ولی دیگران می‌خوانندش...!
💔18😢51
فروغ چه قشنگ میتونه حالمو بگه اونجا که گفت:

گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی ؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم.
10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمی‌دانم چیست و اضطراب و دل‌شوره مثل مِهی در ته درّه‌ای بی‌آفتاب جایش را گرفته است؛ باید خودم را بالا بکشم به‌سوی روشنایی سبز و چشم‌اندازهای دور..

شاهرخ‌مسکوب
2
I Can't Get You Out Of My Head
GLIMMER OF BLOOMS
بیاین تو این غرق بشیم♡
@Bockaa
10