❤10
Na Man Na To (Sadaf)
Amin Goya
شمار روز هایی که برای تو با این آهنگ گریه کردم از دستم در رفته.
ولی هربار گوش میدمش بازم یادت میوفتم♡
@Bockaa
ولی هربار گوش میدمش بازم یادت میوفتم♡
@Bockaa
💔2😢1
بُکاء
Amin Goya – Na Man Na To (Sadaf)
مگه قرار نبود باهم یکی بشیم؟
مگه قرار نبود دل به کسی ندیم؟؟
مگه قرار نبود دل به کسی ندیم؟؟
عباس معروفی تعریف خیلی قشنگی از دوست داشتن داره که میگه:
تو میدانی حتی اگر درکنارم نشسته باشی،
باز هم دلتنگ توام!
حالا ببین نبودنت با من چکار میکند…
تو میدانی حتی اگر درکنارم نشسته باشی،
باز هم دلتنگ توام!
حالا ببین نبودنت با من چکار میکند…
❤15😢2
صدایت میزنم گوش بده قلبم صدایت میزند.
شب گِرداگِردَم حصار کشیده است
و من به تو نگاه میکنم،
از پنجرههای دلم به ستارههایت نگاه میکنم
چرا که هر ستاره آفتابیست
من آفتاب را باور دارم
من دریا را باور دارم
و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست
انسان سرچشمهی دریاهاست.
•احمد شاملو
شب گِرداگِردَم حصار کشیده است
و من به تو نگاه میکنم،
از پنجرههای دلم به ستارههایت نگاه میکنم
چرا که هر ستاره آفتابیست
من آفتاب را باور دارم
من دریا را باور دارم
و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست
انسان سرچشمهی دریاهاست.
•احمد شاملو
❤4
هرگز با چشمهای من، خودت را تماشا نکردهای
تا بدانی چقدر زیبایی..
هرگز با گوشهای من خودت را نشنیدهای
تا بدانی چه آرامشی توی صدایت ریخته!
هرگز با پاهای من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشتهای و هرگز با دستهای من دست خودت را نگرفتهای!
تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشتهای و نمیدانی چگونه میشود عاشقت شد
و از این عشـق مُـــرد!
تــو نمیدانی..
تــو هیچ چیز نمیدانی..
•مانگ میرزایی
تا بدانی چقدر زیبایی..
هرگز با گوشهای من خودت را نشنیدهای
تا بدانی چه آرامشی توی صدایت ریخته!
هرگز با پاهای من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشتهای و هرگز با دستهای من دست خودت را نگرفتهای!
تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشتهای و نمیدانی چگونه میشود عاشقت شد
و از این عشـق مُـــرد!
تــو نمیدانی..
تــو هیچ چیز نمیدانی..
•مانگ میرزایی
❤12😢2
یادت باشه صفر ضربدر هرچی بشه بازم جواب صفره، تو نمیتونی ذات چیزی رو عوض کنی.
حالا هی بگو دوسش دارم.
حالا هی بگو دوسش دارم.
❤7💔5
نام ات سپیده دمیست که بر پیشانیِ آسمان میگذرد
مُتبرک باد نام ِ تو!-
و ما هم چنان دوره می کنیم
شب را و روز را هنوز را!...
•احمد شاملو
مُتبرک باد نام ِ تو!-
و ما هم چنان دوره می کنیم
شب را و روز را هنوز را!...
•احمد شاملو
چجوری میتونین آدما رو با قولای قشنگی که بهشون دادین رها کنین؟ غم انگیز نیست براتون؟
💔20😢4❤3
چقدر دلم ميخواهد بدانم حالا كه من نيستم حالت چگونه است بى من؟
آيا تو هم وقتى نام مرا ميشنوى
دلتنگ تر ميشوى برايم؟
وقتى باران ميزند براى لحظه اى ياد من
مى افتى؟
ياوقتى عطر من مشامت را پُر ميكند، چشمانت مرا لو ميدهد؟
نكند ديگر دلت ياد مرا نمى خواهد؟!
وچقدر اين جمله مرا ميشكند
•مصی لطفی
آيا تو هم وقتى نام مرا ميشنوى
دلتنگ تر ميشوى برايم؟
وقتى باران ميزند براى لحظه اى ياد من
مى افتى؟
ياوقتى عطر من مشامت را پُر ميكند، چشمانت مرا لو ميدهد؟
نكند ديگر دلت ياد مرا نمى خواهد؟!
وچقدر اين جمله مرا ميشكند
•مصی لطفی
💔9
همیشه آخرین کام سیگارش مال من بود.
میگفت سیگار ضرر داره ولی بزار تموم شدنش مال تو باشه، آخرین تیکه غذاش مال من بود، میگفت همه چیزم باید با تو تموم بشه. من نفهمیدم و مسخره میکردم ولی الان بعد از اینهمه سال میفهمم چقدر فرق داشت، خودش، عشقش و تمام کارهایی که با من تموم میشد. اون میخواست مهر بودن من رو توی هرکاری برای خودش بزنه. چقدر نفهمیدمش و چقدر دور شدیم از هم. چقدر دنیا و آدماش نزاشتن بودنمون رو و نشد که برات تموم بشم. آخرین باری که دیدیم همو گفت لطفا بزار آخرین بوسهمون از سمت تو باشه و آخرین سیگارمون رو دور ننداخت، نگهش داشت تا یادش بمونه اگه میموندیم میتونستیم تا ابد برای هم تموم بشیم. چقدر دلم برای خاتمه دادن به کارای نصفه نیمهت تنگ شده...
•راحلیسم
میگفت سیگار ضرر داره ولی بزار تموم شدنش مال تو باشه، آخرین تیکه غذاش مال من بود، میگفت همه چیزم باید با تو تموم بشه. من نفهمیدم و مسخره میکردم ولی الان بعد از اینهمه سال میفهمم چقدر فرق داشت، خودش، عشقش و تمام کارهایی که با من تموم میشد. اون میخواست مهر بودن من رو توی هرکاری برای خودش بزنه. چقدر نفهمیدمش و چقدر دور شدیم از هم. چقدر دنیا و آدماش نزاشتن بودنمون رو و نشد که برات تموم بشم. آخرین باری که دیدیم همو گفت لطفا بزار آخرین بوسهمون از سمت تو باشه و آخرین سیگارمون رو دور ننداخت، نگهش داشت تا یادش بمونه اگه میموندیم میتونستیم تا ابد برای هم تموم بشیم. چقدر دلم برای خاتمه دادن به کارای نصفه نیمهت تنگ شده...
•راحلیسم
💔16❤4
میدونی من تا یک جایی برای اونی که دوسش دارم تلاش میکنم تا یه حدی براش همه کار میکنم وقتی میبینم که منو نمیبینه منو نمیخواد کنار میکشم شاید تا اخر عمرم دلم پیشش باشه نگرانش باشم حالش خوشحالیش خوشبختیش برام مهم باشه ولی به زور خودمو به کسی نمیندازم شاید منتظرش باشم که برگرده و بم بگه اونم دوسم داره ولی از یک جایی دیگه تنهاش میزارم با ادمای دورش و دیگ سراغش نمیرم.
•بُکاء
•بُکاء
❤11💔10😢3
اگه گفت باید برم، جلوشو نگیر. الان نره بعداً میره. تو همون فرصتای آخری که واستون مونده مهربون باش، بخند و دست از خاطره ساختن برندار. بزن زیر دماغش بگو آهای نری بگی بد بودا. گریتو نگهدار و بجاش لبخند بزن، نفرین نکن، نصیحت نکن، نگو پای قولت واینستادی. نگو بدون تو نمیتونم. فقط لحظه آخر مثل لحظههای اول از ته قلبت دوسش داشته باش انگاری قراره بمیره. وقتی رفت، بزن زیر گریه، دو هفته، دوماه، دوسال، اصلاً تو بگو ده سال. وقتی که خالی شدی، یه زمین خوش آب و هوا گیر بیار، یه چاله بکن و خاطرههاتو بریز داخلش و روش خاک بریز. یه شاخه گلم بذار سر قبرش و یه فاتحهام بخون برای روزای خوبتون.
آخرین تصویر تو ازش میشه یک خاک سپاری مجلل و روزی که مرد، ولی آخرین تصویر اون از تو میشه یک آدم مهربون تکرار نشدنی. اون هربار که یادت میفته از حسرت میمیره. فکر کنم این انتقام منصفانهای باشه...
•راحلیسم
آخرین تصویر تو ازش میشه یک خاک سپاری مجلل و روزی که مرد، ولی آخرین تصویر اون از تو میشه یک آدم مهربون تکرار نشدنی. اون هربار که یادت میفته از حسرت میمیره. فکر کنم این انتقام منصفانهای باشه...
•راحلیسم
❤18😢4💔1