بُکاء
Wantons @dirtyvibess – Nadare Fargh
تولدت میکردیم شمع و فوت
چیک چیک عکس بده لب و زود
داشتیم همو دوست
میکردیم روز و شب،شب و روز
الان تولدت میکنم غم و دود
چیک چیک اشک تو بکن شمع و فوت
تو بغلش بده لب و زود
اینجا سیگارِ که هی میکنه منو بوس!
چیک چیک عکس بده لب و زود
داشتیم همو دوست
میکردیم روز و شب،شب و روز
الان تولدت میکنم غم و دود
چیک چیک اشک تو بکن شمع و فوت
تو بغلش بده لب و زود
اینجا سیگارِ که هی میکنه منو بوس!
یک جایی،در یک لحظهای آدم در دلش دلتنگی را خاک میکند.دیگر به سراغش نمیرود.برایش کاری نمیکند.حبسش میکند گوشهای.دستو پایش را می بندد به چیزی،بعد بلند می شود،یک چایی میریزد و احمقانه به آدمهای جدیدی که وارد زندگیاش شدهاند میخندد.
اما میدانید دلم برایش تنگ شده است.
•ریچارد براتیگان
اما میدانید دلم برایش تنگ شده است.
•ریچارد براتیگان
دلم گرفت
گوشه تنهایی وسط بغض
کنار میله زندان نامرئی دلم گرفت
از ظلم نکرده ای که نبود
از درد نگفتنی نشنیدنی ندیدنی
از درد چشیدنی دلم گرفت
همین طور به یکباره به اندازه یازده سال دلم گرفت
عشل
گوشه تنهایی وسط بغض
کنار میله زندان نامرئی دلم گرفت
از ظلم نکرده ای که نبود
از درد نگفتنی نشنیدنی ندیدنی
از درد چشیدنی دلم گرفت
همین طور به یکباره به اندازه یازده سال دلم گرفت
عشل
کلمات و حروف تازه بساز،با زبانی که نیست حرف بزن
بغلم کن،درِ درِ گوشم از جهانی که نیست حرف بزن...
•سید مهدی موسوی
بغلم کن،درِ درِ گوشم از جهانی که نیست حرف بزن...
•سید مهدی موسوی