ᬊ ماهی قرمز من ᬊ
83 subscribers
67 photos
28 videos
1 file
43 links
⋆˚꩜。˚。˖🦢 ࣪⊹✮ ☘️⋆ ˚。𖦹🍵 ⋆。°☆

"어둠이 있어야 빛을 알 수 있다.🍃"

@BMinhara_v7bot
Download Telegram
تو خیلی وقته که از پیش من رفتی!
درست خیلی قبل تر از اینکه بخوای بهش عمل کنی از پیش من رفته بودی. من فهمیده بودم؛ از همون روزی که دیگه انقدر به چشمام بی تفاوت شدی که نفهمیدی تارِ مژه هام کم شده، از همون روزی که دیگه برای تولدم روز شمار نذاشتی، از همون روزی که دیگه قلبت از شوق دیدنم نمیتپید.. من فهمیده بودم؛ همونجایی که دیگه شوق دیدن چشمامو نداشتی، ننگ سرد بودن به دستام زدی، همونجایی که خواستم بغلت کنم و خستگیت رو به رخ کشیدی، اونجا که خواستم ببوسمت و مریضیت رو بهونه کردی. از همون ساعت‌هایی که کنار من بودی، فهمیدم دیگه خبری از برقِ چشمات نیست،فهمیدم پروانه‌ها مردن،میخندیدی..میخندیدی قلب ولی برای منی که حفظت بودم فایده‌ای نداشت..به کی میخندیدی اوژنی؟ به فکرِ کی اینطور قشنگ میخندیدی؟
من فهمیدم خبریه..فهمیدم چشمات یچیزی میگه، فهمیدم هربار لب به گفتن باز کردی بغضتو قورت دادی و یه لبخند تلخ تحویلم دادی.. همون بغضی که  تورو از من گرفته بود، همون لبخندی که راهِ حرف های توی گلوتو بسته بود، همون رنگ بی احساسی که صداقت چشمات رو گرفته بود.. همون بویِ دودی که عطر تنت رو گرفته بود..!

فقط بگو..بگو اوژنیِ
چقدر با خودت کلنجار رفتی تا بتونی بهم بگی که دیگه..قلبت برای ژنرالت نمیتپه؟
𝘊𝙖𝙨𝙖𝙣𝙤𝙫𝙖
تو خیلی وقته که از پیش من رفتی! درست خیلی قبل تر از اینکه بخوای بهش عمل کنی از پیش من رفته بودی. من فهمیده بودم؛ از همون روزی که دیگه انقدر به چشمام بی تفاوت شدی که نفهمیدی تارِ مژه هام کم شده، از همون روزی که دیگه برای تولدم روز شمار نذاشتی، از همون روزی…
خیلی خیلی قشنگ بود.......واقعا نمیدونم چه جوری ازش تعریف کنم.....اینقدر قشنگه که نیاز به تعریف کردن نداره....
اینقدر پر جزئیات و دردناک ؟
اینقدر محو خوندنش شدم که نفهمیدم کی چشم هام خیس شد

ادیت و موزیک هم خیلی زیبا بود و به متن میومد و دقیقا همون حس رو با آهنگ‌ بیان می‌کرد ، خسته نباشید
Forwarded from تـآسـیـان ٬
- سحر فراموشی - ۳ آگوست، سال ۱۸۶۹
انگشتانم سرشار از تمنا برای نجات اند. می‌خواهم تنم را از میان طغیان آب بالا بکشم و به ساحل زندگانی چنگ بیندازم اما بیشتر فرو می‌روم. زیر پایم چنان خالی می‌شود که با شدت به قعر اقیانوس کشیده می‌شوم و نفس کشیدن را از یاد می‌برم. صدایی در گوشم نجوا می‌کند؛ اما به گونه‌ای محو است که تنها حباب زمزمه‌هایش را می‌شنوم. چشمانم در خیالی خاموش فرو رفته اند و چیزی جز لحظه شماری برای رسیدن به ماسه‌های کف اقیانوس ندارم. همهٔ عالم تیره است؛ گویی که بادی سرد، مهمان رگ‌های وجودم شده.
تصاویر مبهم زیادی از جلوی چشمانم می‌گذرند؛ خاطرات زیادی دارم. اما هیچ‌کدام برایم آنقدر ارزشمند نیستند که بخواهم آخرین لحظاتم را برایشان صرف کنم. با این حال تو... تو تنها خواستهٔ من از تمام این هستی پوچ هستی! به همین شوق است که تلاش می‌کنم هرچه از تو دارم را یکبار دیگر به یاد بیاورم. دلم می‌خواهد تمام خاطرات کوچک و بزرگی که دست در دست ساخته‌ایم را به آغوش بکشم!
«شب.. خیابان.. تو..»
همه چیز خیلی محو است؛ هرچه می‌خواهم بیشتر به یاد بیاورم بیشتر فراموش می‌کنم، آب عمیق‌تر در ریه‌هایم جا خوش می‌کند و هوشیاری‌ام را بیش از پیش از دست می‌دهم.
«اولین نگاه.. من.. لبخند..»
چرا ادامه‌اش را به خاطر نمی‌آورم؟ چرا.. چهره‌ات را نمی‌بینم؟
ترس تمام وجودم را فرا می‌گیرد؛ چشم‌هایم گشوده می‌شوند و حال، چون آتش برایت می‌گریند. اشک‌هایم میان قطرات اقیانوس گم می‌شوند و چون صدایم که در گلو خفه ماند، در سکوت به قعر چاه می‌افتند.
سرمای فراموش کردنت جانم را سبک کرده و به سطح آب رسانده است. نه نفسی مانده، نه خیالی که بخواهد یادآور تو باشد. همه چیز در سیاهی غرق است و سفیدی تو، چه پلیدانه مرا به جنون می‌کشاند.
کاش به شب اول بازمی‌گشتیم؛ شبی که تمامت را در سینه حفظ کردم و تا کمی پیش به یاد داشتم... شبی که تحول دنیایم را به همراه داشت.
کاش... هیچوقت از آن شب گذر نمی‌کردیم!
تـآسـیـان ٬
- سحر فراموشی - ۳ آگوست، سال ۱۸۶۹ انگشتانم سرشار از تمنا برای نجات اند. می‌خواهم تنم را از میان طغیان آب بالا بکشم و به ساحل زندگانی چنگ بیندازم اما بیشتر فرو می‌روم. زیر پایم چنان خالی می‌شود که با شدت به قعر اقیانوس کشیده می‌شوم و نفس کشیدن را از یاد می‌برم.…
خیلی قشنگ بود ، زیبا و متفاوت ، اینکه تو لحظه های آخر هم به خاطرات فکر می‌کنه ، به مکان هایی که بوده و احساسات و نگاه و لبخند......و حسرت یه آغوش دوباره

ادیت و موزیک هم واقعا قشنگ‌بود ، موزیکی که روی ادیته....همه چیز عالی بود ، اصلا چی بگم وقتی همه چی اینقدر زیباس....

خسته نباشید 💞
1
ᬊ ماهی قرمز من ᬊ pinned «شنوای نظراتتون هستم خورشیدکام^^🍊»
Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گـویی نبـودنت هـم، راهے بـرای مـاندن پیـدا کـرده اسـت. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
چگـونه فـراموش کنـم نگـاهت را در تاریـکے ذهنـم؟
خیلی خیلی قشنگ‌بود ، خداقوت🫕

وایب فرشته و پری میده🫠✨️

جوری که انگار بخشی از وجودته....واقعا قشنگ میزنی ، خسته نباشیدددد🎗
زیبا زاده هام ، به نظرتون نیازمندم


فیک بنویسم دوست دارید ؟! 🫠
🕊2🍓1🆒1
ناز دارم معلومه که دوست داریم، معلومه با تمام وجود ازت حمایت میکنیم و بهت عشق میورزیم🥹
تو فقط شروعش کن، من خودم همون کسی میشم که ساعت ها غرق نوشته هات بشم جانانم🎀
من غش 🫠😭
Forwarded from تـآسـیـان ٬
کاور پستت دقیقا شیطنت و شیرینی کوک رو نشون میده، سناریوت جالب بود. دیدگاه جالبی درمورد عشق و علاقه نشون دادی، و فکر میکنم درسته. عشق هیچ حد و قانونی نداره!
در رابطه با موزیک.. نمیدونم کار خودته یا نه اما برای هرکی که هست واقعا بی نظیر بود.