"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"
738 subscribers
1.53K photos
659 videos
3 files
11 links
اگر آزادیِ بیان باعث مرگِ یک نفر بشه، بازم اونو آزادی درنظر می‌گیری؟!
_22 𝘈𝘶𝘨𝘶𝘴𝘵 2023_
https://t.me/UnknowTextBot?start=64ff2cb3a07ff
ناشناسم🫡
Download Telegram
👀5🔥2💊2❤‍🔥11💯1
بیا نه رومئو و ژولیت باشیم نه دزیره و ناپلئون نه لیلی و مجنون نه فرهاد و شیرین چون همه ی این عاشقانه های معروف پایان بدی داشتن آخه اینا افسانه هایی هستن که پایانشون قشنگ نیست.
بیا ما اولین عاشقانه هایی باشیم که تهش بدون ترس بازم مال همن.
🔥42👀2❤‍🔥1💯1💔1
دفترش را باز و شروع به نوشتن کرد
«میشود وقتی دستانم را مثل همیشه در دستان بوسیدنی‌ات گرفته ای در کنار ساحل قدم بزنیم؟
این بار تنها به روی ساحل نباشم تا رد پاهای تورا روی گل بشمارم؟
آسمان آبی این بار برایم دلگیر نباشد؟
میشود لبانت به خنده گشوده شود و مرا مسخ خود کند؟
در میان این طوفان ها تو باشی تا دستانش را بگیری؟
مغز و قلبم طوفانی است آخرین اولینِ من بیا و آرامش را بار دیگر به آنها ببخش..»
4💔2👀2🔥1🤯1🥱1
دستاهم میتونن همو ببوسن؟
🌚10
_می‌پرسد دست‌ها هم میتونن هم‌دیگه رو ببوسن؟
سوال کردن بازی موردعلاقه اوست .
+نمیدونم .
_ب نظر من میتونن .
صدای خنده‌اش سه‌بار پشت‌سر هم شنیده می‌شود تا اینکه ب دست‌هایش می‌رسد .
دستامون دارن همدیگه رو می‌بوسن .
___ب امید دلبستم
❤‍🔥621😱1👀1
"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"
Photo
پیش خودم فکر میکنم،چی میشه اگه دست‌هامون هم‌دیگه‌رو ببوسن .
❤‍🔥7👀21😱1
_00.00_
_من ازت ی بُت ساختم و خودم شروع ب پرستیدنت کردم
نکنه فراموش کردی ؟!
6💔3😱2👀2🔥1
00:27
🌚11
❤‍🔥92🔥2💔21🌚1
_بگو..! بگوک‌دوباره‌نبخشیدیش...!
+هیونگ‌اخه... دوباره‌همونجوری‌نگام‌کرد
_توچیکار‌کردی‌بچه؟؟؟مگه‌ نگفتم‌ب‌چشاش‌نگاه‌نکن‌‌..
+خب‌تقصیر‌من‌چیه‌..دلم‌براشون‌تنگ‌شده‌بود:)
❤‍🔥10🔥21🌚1💔1
❤‍🔥8🔥3😱32🌚1
فهمیدم عشق یعنی درست وقتی که حس میکنی بی ارزش ترین موجود جهانی، یه نفر میاد و طوری نگاهت میکنه که انگار مهم ترین اتفاق دنیایی... "
❤‍🔥10😱2🌚21🔥1
"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"
Photo
قلبای ما آروم نمیشه..
تا درمانش و پیدا نکنی آروم نمیشه
_درمانش و پیدا می‌کنیم...
اگه نشد خودم درمانش میشم
_دزیره_
❤‍🔥6😱3🌚21🔥1
لبخنداشو دیدی؟غم داره ولی من میمیرم برای انحنای لباش وقتی از دوطرف صورتش ب بالا کشیده میشه;
❤‍🔥9🥱5🔥2🌚21
.....
🌚8🥱5
ماه عاشق خورشید بود
خورشید از زمین میگفت...؛
❤‍🔥8🥱31🔥1🌚1💔1
او نور من بود. غروب من بود. با رنگهایی ک مرا مسخ میکرد و با آرامش در تاریکی غرق شد.
حالا دیگر جزو خاطره‌هایم شده در عمق خاطره‌هایم مدفون شده.هنوز هم مثل گذشته سرکش است.
گاهی اوقات در گوشه چشمم دوباره پدیدار می‌شود.خنده‌اش در میان جمعیت دیده می‌شود.سوال‌های بی‌پایانش هنوز منتظر پاسخ هستند
_ب امید دلبستم .
7❤‍🔥11🕊1🌚1💊1