"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
معنی اشک هاش تو آینه منعکس میشد .
رنگ خنده های من ، تو آبی و توسی پنهان شده..
Hesetamo [SultanMusic.IR]
Will ft Tara
همین دوریت کرد منو عاشقم..
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_چون ب خاطرش زندگی کردم..
_و م..من تورو ب خودم بدهکار بودم..
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_و م..من تورو ب خودم بدهکار بودم..
_از همون روزی ک قلبم لرزید برات تورو ب خودم بدهکار شدم هیونگ!
شبا دنبالت بودم و روزا زیر سایهات زندگی میکردم..
انقدر همه چیز بخاطره تنها عاشقی کردنم دیر و تلخ میگذشت ک انگار تو ی نقطه گیر کرده بودم!
انگار ی پلیورم گیر کرده بود ب ی میخ و هرچقدر ک میدویدم روحم نخکش میشد و چیزی ازش باقی نمیموند .
شبا دنبالت بودم و روزا زیر سایهات زندگی میکردم..
انقدر همه چیز بخاطره تنها عاشقی کردنم دیر و تلخ میگذشت ک انگار تو ی نقطه گیر کرده بودم!
انگار ی پلیورم گیر کرده بود ب ی میخ و هرچقدر ک میدویدم روحم نخکش میشد و چیزی ازش باقی نمیموند .
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_از همون روزی ک قلبم لرزید برات تورو ب خودم بدهکار شدم هیونگ! شبا دنبالت بودم و روزا زیر سایهات زندگی میکردم.. انقدر همه چیز بخاطره تنها عاشقی کردنم دیر و تلخ میگذشت ک انگار تو ی نقطه گیر کرده بودم! انگار ی پلیورم گیر کرده بود ب ی میخ و هرچقدر ک میدویدم…
نبودی و ندیدی عزیزکرده...
_عاشق شدم..ب خودم امدم دیدم عاشق آدمی شدم ک هربار یواشکی پشت در اتاقش می ایستم و پیانو زدنش رو تماشا میکنم،دیر بود اما بدون اینکه اون بفهمه ازش دفاع میکردم و بخاطرش تنبیه میشدم،توی ی خونه زندگی میکردیم اما هیچوقت باهم برخورد نداشتیم،تو ی مکان نفس میکشیدیم ولی رنگ همو ندیده بودیم جز تعداد دفعات کوتاهی ک احتمالا اون حتی محو توی ذهنش نقش بسته بود .