"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"
736 subscribers
1.53K photos
659 videos
3 files
11 links
اگر آزادیِ بیان باعث مرگِ یک نفر بشه، بازم اونو آزادی درنظر می‌گیری؟!
_22 𝘈𝘶𝘨𝘶𝘴𝘵 2023_
https://t.me/UnknowTextBot?start=64ff2cb3a07ff
ناشناسم🫡
Download Telegram
روزهای اول دستم می‌لرزید..
تنم می‌لرزید؛
چقدر زمان طی شده بود تا یاد بگیرم، گذشته را باید در همان گذشته بگذارم .
زمان !
معجزه‌ای ک می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد .
💔8
🤷9
Forwarded from 𝘈𝘣𝘰𝘶𝘵 𝘮𝘦 .
بوی رفتن می‌دهی؛
در را باز میگذرام...
وقتی برو ک گنجشک‌ها و ستاره‌ها خوابند .
8
🕊7
باز خواهی گشت؛
همان‌گونه ک در خواب دیده بودی..
در می‌زنی و من !
من دیگر پشت هیچ دری منتظر هیچ‌کس نیستم .
💔10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو ک برام هیچی نیستی😂😂😂
💔8🤷1
می‌گفتی دلت نمی‌خواد از دستم بدی..
پس چرا برای موندم سعی هم نکردی؟!
💔9
بقیه تو کالاف
ما تو کالاف:داریم قر میدیم😂😭🤣
10
خب خب خب میبینم بعضیا بلد نیستننننننننن 😔😔😔😔
11
همه‌چیز را ب خوبی درک می‌کنم...
و این بلاخره مرا خواهد کُشت !
💔10💅1
اگر اتفاق نمی‌افتادی،
هرگز ب این عمق از چاهِ احساساتم دست نمیافتم .
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس دیگه باید محکم تر ادامه بدم😔
😈9🌚1
خودم هم می‌خواستم ک یکی بیاید و دست‌هایم را بگیرد و سرمای تنهایی‌ام را گرما دهد، غریزه‌ام می‌خواست اما روحم قوی بود نمی‌گذاشت .
روحم نمی‌گذاشت، روحم نمی‌گذاشت هرکسی را بپذیرم .
دوستی می‌خواستم ک از سودای جانم بکاهد ولی هرگز نیافتم
آمدند و رفتند آمدند و رفتند..
ولی هیچکس نماند !
🕊7
💔6
Forwarded from 𝘈𝘣𝘰𝘶𝘵 𝘮𝘦 .
مرا ببخشید؛
اگر نوشته‌هایم شما را یادِ کسی می‌اندازد .
😭6
🐳9
🐳7🤷1
9
دیدی تهش چیشد؟
دیگه حتی توهم برام مهم نیستی .
💔6
از آنچه بر سرش آمده بود ب هیچکس چیزی نمی‌گفت !
اما گاهی‌ خاصه در غروب، در ساعتی ک آوای ناقوسِ کلیسا زمانی را ب یادش می‌آورد ک احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود، در جانِ جاودانه‌مجروحش توفانی برمی‌خواست .
آن‌وقت روحش ب لرزه می‌افتاد و دردِ عشق باز در دلش شعله‌ور میشد و سینه‌اش را ب آتش می‌کشید .
💔6