او؟!
آدمِ ضعیفی نبود؛
اما دیگر حوصلهِی سختیها را نداشت..
میلِ عجیبی ب گریز پیدا کرد !
ب ندیدن، ندانستن،رفتن برای همیشه .
آدمِ ضعیفی نبود؛
اما دیگر حوصلهِی سختیها را نداشت..
میلِ عجیبی ب گریز پیدا کرد !
ب ندیدن، ندانستن،رفتن برای همیشه .
💔8
امشب ی مینی بابی تازه بدنیا امده داریم
بابی هپی مپی🥱🎂
بابی هپی مپی🥱🎂
🍾14
انسانها، ب شکل یک قانون، آدمهای دیوانه را دوست ندارند !
مگر اینکه نقاشهای خوبی باشند و آنهم فقط بعد از مرگشان .
اما مفهومِ دیوانگی روی زمین خیلی نامشخص و متناقض ب نظر میرسد .
آنچه در یک حوضه کاملا عاقلانه است، در حوزهی دیگر دیوانگی تعبیر میشود..
انسانهای اولیه بدونِ هیچ مشکلی برهنه این طرف و آن طرف میرفتند.. انسانهای خاص، بیشتر در جنگلهای مرطوب استوایی هنوز اینکار را میکنند بنابراین باید نتیجه گرفت دیوانگی گاهی ب زمان مربوط میشوند و گاهی ب کد پستی !
بطور کلی نکتهی مهم این است ک اگر میخواهید روی زمین عاقل ب نظر برسید باید در جای درست باشید، درست لباس پوشیده باشید، حرفهای درست بزنید و فقط روي علفهایی ک از نوع درست است قدم بگذارید..
_انسان های دیوانه .
مگر اینکه نقاشهای خوبی باشند و آنهم فقط بعد از مرگشان .
اما مفهومِ دیوانگی روی زمین خیلی نامشخص و متناقض ب نظر میرسد .
آنچه در یک حوضه کاملا عاقلانه است، در حوزهی دیگر دیوانگی تعبیر میشود..
انسانهای اولیه بدونِ هیچ مشکلی برهنه این طرف و آن طرف میرفتند.. انسانهای خاص، بیشتر در جنگلهای مرطوب استوایی هنوز اینکار را میکنند بنابراین باید نتیجه گرفت دیوانگی گاهی ب زمان مربوط میشوند و گاهی ب کد پستی !
بطور کلی نکتهی مهم این است ک اگر میخواهید روی زمین عاقل ب نظر برسید باید در جای درست باشید، درست لباس پوشیده باشید، حرفهای درست بزنید و فقط روي علفهایی ک از نوع درست است قدم بگذارید..
_انسان های دیوانه .
💔10
Forwarded from 𝘈𝘣𝘰𝘶𝘵 𝘮𝘦 .
" نیلوفرانه دوستت میدارم "
نه مانند مردمانی ک دوست داشتن را ب عادتی ک ارث بردند، با طعم غریزه نشخوار میکنند...
من درست مثلِ خودم هنوز و همیشه دوستت میدارم:]
نه مانند مردمانی ک دوست داشتن را ب عادتی ک ارث بردند، با طعم غریزه نشخوار میکنند...
من درست مثلِ خودم هنوز و همیشه دوستت میدارم:]
💔7☃4
باید با من حرف میزدی..
من محتاجِ یک جمله بودم جملهای از تو، ک مرا از آغوشِ زنجیرهای ننوشتن برهاند !
باید با من حرف میزدی تا چیزی مینوشتم، کلیدِ ادامهی زندگی در حنجرهی تو بود...
در صدای تو !
تویی ک در مَن؛ مَن را گُم کرده بودی .
من محتاجِ یک جمله بودم جملهای از تو، ک مرا از آغوشِ زنجیرهای ننوشتن برهاند !
باید با من حرف میزدی تا چیزی مینوشتم، کلیدِ ادامهی زندگی در حنجرهی تو بود...
در صدای تو !
تویی ک در مَن؛ مَن را گُم کرده بودی .
💔11
اگر جامعهای ک در آن زندگی میکنید بیمار است؛
لزومی ندارد اجتماعی باشید .
لزومی ندارد اجتماعی باشید .
👍11