Forwarded from 𝐯𝐚𝐧𝐢𝐥𝐥𝐚 𝐛𝐥𝐨𝐨𝐦
– «تو میخوای من نگام روی بدترین حالتها نباشه؟»
– «میخوام تمرین هنر خودتشویقی بکنی.»
– «پس وقتی میبینم دارم نگرانی میکنم، باید سعی کنم خودم رو متقاعد کنم همه چیز درست میشه؟»
– «یکی از راههاست.»
– «اما اگر باورش نداشته باشم؟»
– «پس باید بحثش کنی.»
– «میخوام تمرین هنر خودتشویقی بکنی.»
– «پس وقتی میبینم دارم نگرانی میکنم، باید سعی کنم خودم رو متقاعد کنم همه چیز درست میشه؟»
– «یکی از راههاست.»
– «اما اگر باورش نداشته باشم؟»
– «پس باید بحثش کنی.»
🕊5
دیروز بحثمون شد
لحنش تند بود، لحن من تندتر بود.
آخرش گفت: (باشه. هرجور راحتی)
و گوشی و کرد.
بعد از تماس، رفتم روی تخت و به سقف خیره شدم.نه پیام داد، نه زنگ زد
غرورم نمی ذاشت منم کاری بکنم.
چند ساعت بعد صدای گوشی بلند شد
پیام داده بود : [قرصاتو خوردی؟]
چیزی نگفتم...اما همون لحظه گلوم گرفت.
چشمام خیس شد...
آدم امن؛ یعنی همون کسی که توی اوج ناراحتی هم یادش میمونه تو قرصاتو باید سر وقت بخوری
آدم امن؛ یعنی کسی که حتی وقتی ازت دلگیره حواسش بهت هست، چون محبتش از دلخوریاش بزرگتره
لحنش تند بود، لحن من تندتر بود.
آخرش گفت: (باشه. هرجور راحتی)
و گوشی و کرد.
بعد از تماس، رفتم روی تخت و به سقف خیره شدم.
غرورم نمی ذاشت منم کاری بکنم.
چند ساعت بعد صدای گوشی بلند شد
پیام داده بود : [قرصاتو خوردی؟]
چیزی نگفتم...اما همون لحظه گلوم گرفت.
چشمام خیس شد...
آدم امن؛ یعنی همون کسی که توی اوج ناراحتی هم یادش میمونه تو قرصاتو باید سر وقت بخوری
آدم امن؛ یعنی کسی که حتی وقتی ازت دلگیره حواسش بهت هست، چون محبتش از دلخوریاش بزرگتره
🕊5🌚2💔2😭2☃1💅1💊1
"گاهی اوقات، باید از خودمان دور شویم تا بتوانیم به حقیقت نزدیکتر شویم."
🕊7⚡1☃1💔1😭1💊1
شبی بسیار مهربان شد و از فردای همان شب دیگر هرگز ندیدمش...
☃8💊1
اینکه بغض کاری کنه که حتی نتونی خواستت و ابلاغ کنی بد دردیه...
💔8
Forwarded from Unknown Text | پیام ناشناس
رو سیاهم میکند هرکس که میپرسد ز من
آن که از جان دوست تر میداشتی حالا کجاست
آن که از جان دوست تر میداشتی حالا کجاست
💔9
ممنون از اونی ک با وجود زخمهام کنارم موند و قضاوتم نکرد .
🕊10
در زندگی زخمهایی هست ک مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد .
💔11
_یعنی تهش چی میشه؟!
تهِ اینهمه جنگ، ترس، دویدن، ساختن، و دوباره خراب شدن...
+شاید چیزی نمونه..
نه خیابونای ک روش راه میریم، نه اون رویایی ک واسه سال بعد داشتیم .
و یا حتی بعضی از آدمها !
ولی یچیزی باقی میمونه؛
"ما"
و امیدی ک هرگز پایان نداده...
تهِ اینهمه جنگ، ترس، دویدن، ساختن، و دوباره خراب شدن...
+شاید چیزی نمونه..
نه خیابونای ک روش راه میریم، نه اون رویایی ک واسه سال بعد داشتیم .
و یا حتی بعضی از آدمها !
ولی یچیزی باقی میمونه؛
"ما"
و امیدی ک هرگز پایان نداده...
💔10