_یه وقتایی کسی میره،
نه چون نخواد…
چون بلد نیست بمونه.
از اون عشقایی بود که تو صداش نَبود،
تو سکوتش بود،
تو حرف نزدناش
تو دلهرهی چشماش که نمیدونست بمونه، یا خودش رو نجات بده از چیزی که زیادی واقعی شده بود .
و من؟!
فکر میکردم شاید اینبار، یکی بمونه .
یکی که نترسه، حتی اگه بدون تضمین باشه..
اما حالا موندم با یه درد آروم،
نه اونقدر واضح که بشه گفت دلتنگم
نه اونقدر ساکت که بگم فراموشی .
یه درده که اسم نداره،
فقط یه شبایی
تو سکوت،
میاد و کنارم دراز میکشه .
_:]
نه چون نخواد…
چون بلد نیست بمونه.
از اون عشقایی بود که تو صداش نَبود،
تو سکوتش بود،
تو حرف نزدناش
تو دلهرهی چشماش که نمیدونست بمونه، یا خودش رو نجات بده از چیزی که زیادی واقعی شده بود .
و من؟!
فکر میکردم شاید اینبار، یکی بمونه .
یکی که نترسه، حتی اگه بدون تضمین باشه..
اما حالا موندم با یه درد آروم،
نه اونقدر واضح که بشه گفت دلتنگم
نه اونقدر ساکت که بگم فراموشی .
یه درده که اسم نداره،
فقط یه شبایی
تو سکوت،
میاد و کنارم دراز میکشه .
_:]
🌚7
ب اندوه زمستان گوش میداد؛
ب سمفونی تقدیر و تباهی؛
ک شد تقدیم انسان، گوش میداد .
ب سمفونی تقدیر و تباهی؛
ک شد تقدیم انسان، گوش میداد .
💔3
در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی ب دنبال من است ک گاه گاه در آینه اتاقم میبینمش .
💔5
همیشه بر آن بودم ک دلی را نشکنم..
اما حالا ک ب خودم نگاه میکنم، "تکه تکهام" .
اما حالا ک ب خودم نگاه میکنم، "تکه تکهام" .
💔5
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
وقتی تمامِ داستانرو برام تعریف کردی؛ حس کردم میخوام بالا بیارم !
theneighbourhooddaddyis
<unknown>
میتونم از چهرت متوجه بشم ک چقدر برات سخت بوده..
مزهی بدی رو روی زبونت بجا گذاشته .
مزهی بدی رو روی زبونت بجا گذاشته .
🌚6
گفته بودم ک اگر بوسه دهد توبه کنم
تا دگر باره از اینگونه خطاها نکنم...
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لبِ من
عهد بستم ک دگر توبه بیجا نکنم...
تا دگر باره از اینگونه خطاها نکنم...
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لبِ من
عهد بستم ک دگر توبه بیجا نکنم...
💔6