کجا سرت گرم بود ک نشنیدی فریادمو هیونگ؟نگاهت کدوم حرف بود ک چشمای پر از ترسمو ندیدی ک هنوز عادت نکرده ب تاریکی؟
کجا بودی وقتی بهت نیاز داشتم لمسم کنی و بهم نشون بدی زنده ای؟
کجا بودی وقتی بهت نیاز داشتم لمسم کنی و بهم نشون بدی زنده ای؟
من حتی توی اون وان پر از خون دستام میلرزیدن موقع شستن بدنم،هرلحظه صدای فریاد میشنیدم توی سرم و لبام یخ زده بودن از شدت سردی آب ولی ندیدی...!
+منو بخاطر عطرِ نداشتم زیر سوال بردی؛مگه قلبت رو نمیشناختی؟
+من قلبت بودم؟
پس چرا صدام بهت نرسید وقتی نزدیکترینت بودم؟
پس چرا صدام بهت نرسید وقتی نزدیکترینت بودم؟
ما هیچوقت آرامش را درک نکردیم اما با هیاهو دوستی دیرینه داریم !
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
ما هیچوقت آرامش را درک نکردیم اما با هیاهو دوستی دیرینه داریم !
عزیزکِ من چشم های تو مرا ب سرزمینی دیگر میبرد .
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
عزیزکِ من چشم های تو مرا ب سرزمینی دیگر میبرد .
سرزمینی از درد،رنج و سکوتِ مطلق !
_هستی؛
_هستی؛