+برات راحته؟اینکه حرف از نبودن بزنی؟چیکار باید کرد با صاحب قلبی ک فکر میکنه مهمونه و مدام میخواد بره و میزبانش رو چشم ب راه رفتنش نگه میداره؟باید چیکار کنم؟
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
+لطفا هیونگ..لطفا طوری زل نزن ب چشمام ک نمیبینی منو !
من همون ادمم،عوض نشدم..پس لطفا منِ واقعی رو ببین
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
من همون ادمم،عوض نشدم..پس لطفا منِ واقعی رو ببین
+منو ببین جونگکوک هیونگی،نعنای خودتو توی منِ واقعی ببین
+اره..اره جونگکوک من ی آدم تو زندگیتم ک از خودت بیشتر تو رو میشناسم،من تمام تورو میشناسم!عادتات رو حفظم،لحنتو بلدم،رفتارت رو میخونم،من چشمات رو میتونم معنی کنم!میدونم...میدونم از دروغ متنفری،میدونم پنهان کردن و راز داشتن خط قرمزه توعه!
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
+اره..اره جونگکوک من ی آدم تو زندگیتم ک از خودت بیشتر تو رو میشناسم،من تمام تورو میشناسم!عادتات رو حفظم،لحنتو بلدم،رفتارت رو میخونم،من چشمات رو میتونم معنی کنم!میدونم...میدونم از دروغ متنفری،میدونم پنهان کردن و راز داشتن خط قرمزه توعه!
آره لعنت بهت من توعه عوضی رو میشناسم ولی انقد عاشقتم ک برام مرگه اگه نداشته باشمت...
برام مرگه اگه نبینمت ک بخاطر من میخندی !
برام مرگه اگه نبینمت ک بخاطر من میخندی !
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
آره لعنت بهت من توعه عوضی رو میشناسم ولی انقد عاشقتم ک برام مرگه اگه نداشته باشمت... برام مرگه اگه نبینمت ک بخاطر من میخندی !
من ی ترسوی احمقم ک بعد از هربار عشقبازی حس میکردم قراره یکی منو از بغلت بکشه بیرون و اینطوری بیشتر بین بازوهای خودمو جمع میکردم و بهت میچسبیدم ک حس امنیت بهم برگرده...میفهمی جونگکوک؟
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
من ی ترسوی احمقم ک بعد از هربار عشقبازی حس میکردم قراره یکی منو از بغلت بکشه بیرون و اینطوری بیشتر بین بازوهای خودمو جمع میکردم و بهت میچسبیدم ک حس امنیت بهم برگرده...میفهمی جونگکوک؟
من با ترسیدن هایی ک تو نمیدونیش میمردم و زنده میشدم تا ازت جدا نشم،من حتی انقد میترسم ک وقتی ب خاطر یکی دیگه لبخند میزنی ممکنه بغضم بگیره و حس بی مصرف بودن بکنم و این منِ واقعیه!
کسی ک پنهانش کردم .
کسی ک پنهانش کردم .
وجود منو ترس پُر کرده...دارم میمیرم از اینکه ثانیه هارو بشمارم ک کِی برمیگردی و بهم میگی"رابطمون دیگه تمومه"ولی چیزی فهمیدی؟ن!چون نذاشتم ببینی،نذاشتم کسی ببینه چقدر درمونده ام !
💔6
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
وجود منو ترس پُر کرده...دارم میمیرم از اینکه ثانیه هارو بشمارم ک کِی برمیگردی و بهم میگی"رابطمون دیگه تمومه"ولی چیزی فهمیدی؟ن!چون نذاشتم ببینی،نذاشتم کسی ببینه چقدر درمونده ام !
+ولی میدونی..دردناک ترین قسمت زندگیم اونجا بود ک لباستو با خودم نتونستم بیارم خونه،نتونستم موقف دلتنگی نفس بکشمت چون دیر بود..
دیر فهمیده بودم از هرچیزی ک ترسیدم سرم امد!
دیر فهمیده بودم از هرچیزی ک ترسیدم سرم امد!
🌚6
+وقت نشد بهت بگم دوست دارم...نذاشتن...نشد...وقتی داشتن میبردنم داد بزنم بگم منتظرم باش،نشد بگم ک درد دارم ب خاطر درد داشتنت وقتی با ترس رفتنمون نگاه میکردی !
💔6