+ببین من میدونم نفسم بگیره چ حسی دارم ولی الانمو نمیفهمم!اینجا...اینجا درد میکنه
+م..من ب اشتباه ب اجبار عطرش رو ازش گرفتم و تو بهم گفتی دیگه بوی نعنا نمیدم چون..
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
+من با این دردی ک دیگه ب حرفم گوش نمیده تا آروم بگیره چیکار کنم؟
+نمیشه ی نفر تو این دنیا مال من باشه؟
من اندازهی عمر چندتا گلدون نعنا توی اتاقت ک نذاشتم خاک بگیرن یادش دادم بودنت رو ک حالا حرف از نبودن برام بزنی؟
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
من اندازهی عمر چندتا گلدون نعنا توی اتاقت ک نذاشتم خاک بگیرن یادش دادم بودنت رو ک حالا حرف از نبودن برام بزنی؟
نگرانت نمیکنه ک چی میشم؟بعد تو چ بلایی سرم میاد؟
+برات راحته؟اینکه حرف از نبودن بزنی؟چیکار باید کرد با صاحب قلبی ک فکر میکنه مهمونه و مدام میخواد بره و میزبانش رو چشم ب راه رفتنش نگه میداره؟باید چیکار کنم؟
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
+لطفا هیونگ..لطفا طوری زل نزن ب چشمام ک نمیبینی منو !
من همون ادمم،عوض نشدم..پس لطفا منِ واقعی رو ببین
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
من همون ادمم،عوض نشدم..پس لطفا منِ واقعی رو ببین
+منو ببین جونگکوک هیونگی،نعنای خودتو توی منِ واقعی ببین
+اره..اره جونگکوک من ی آدم تو زندگیتم ک از خودت بیشتر تو رو میشناسم،من تمام تورو میشناسم!عادتات رو حفظم،لحنتو بلدم،رفتارت رو میخونم،من چشمات رو میتونم معنی کنم!میدونم...میدونم از دروغ متنفری،میدونم پنهان کردن و راز داشتن خط قرمزه توعه!