_در خیالات خودم در زیر بارانی ک نیست
میرسم با تو ب خانه، از خیابانی ک نیست
مینشینی روب رویم خستگی در میکنی
چای میریزم برایت توی فنجانی ک نیست
باز میخندی و میپرسی ک حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!
گرچه میدانی ک نیست
شعر میخوانم برایت واژهها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی ک نیست
چشم میدوزم ب چشمت،می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی ک نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض میگویم نرو
پشت پایت اشک میریزم در ایوانی ک نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی ک نیست
رفتهای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی ک نیست .
میرسم با تو ب خانه، از خیابانی ک نیست
مینشینی روب رویم خستگی در میکنی
چای میریزم برایت توی فنجانی ک نیست
باز میخندی و میپرسی ک حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!
گرچه میدانی ک نیست
شعر میخوانم برایت واژهها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی ک نیست
چشم میدوزم ب چشمت،می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی ک نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض میگویم نرو
پشت پایت اشک میریزم در ایوانی ک نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی ک نیست
رفتهای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی ک نیست .
😭15🌚2🕊1
با لبخند عمیقی به زیباییش خیره شده بود...
نمیدونست چه کلمه ای باید برای زیباییش به کار میبرد...انگار واژه ها جلوش کم اورده بودن
بلاخره به حرف اومد
_میدونستی خیلی خوشگلی؟
پسر رو به روش اروم خندید..همون خنده ها که قلبشو میلرزوند..
.چون خودت خوشگلی
_میخوام بغلت کنم ولی لطفا این دفعه واقعی باش نه تَوَهُم:)
.متاسفم عشق من... :)
به خودش اومد و دید بازم همون فکر و خیالای قبل...اون دیگه پیشش نبود اما به هیچ عنوان نمیتونست فراموشش کنه...هنوز اونو کنار خودش تصور میکرد
درد بدی تو قلبش پیچید و اشکاش رو گونش سر خوردن
_تو بهم قول دادی...قول دادی که همیشه پیشمی ولی چرا الان تو بغلم ندارمت؟چرا سهم من از تو فقط این سنگ سرده؟
هیچ راهی نداره که دوباره بلند بشی و من ساعت ها خیره نگات کنم؟تا هر دفعه مثل دفعه اول قلبم بلرزه؟
بلند شو و دوباره درمان این قلب مریض شو:)
ببین داره درد میکشه... بهونه تورو میگیره...نمیتونم ارومش کنم لنتی،حد اقل باز بیا تو خیالم و اونجا ارومم کن:)
نمیدونست چه کلمه ای باید برای زیباییش به کار میبرد...انگار واژه ها جلوش کم اورده بودن
بلاخره به حرف اومد
_میدونستی خیلی خوشگلی؟
پسر رو به روش اروم خندید..همون خنده ها که قلبشو میلرزوند..
.چون خودت خوشگلی
_میخوام بغلت کنم ولی لطفا این دفعه واقعی باش نه تَوَهُم:)
.متاسفم عشق من... :)
به خودش اومد و دید بازم همون فکر و خیالای قبل...اون دیگه پیشش نبود اما به هیچ عنوان نمیتونست فراموشش کنه...هنوز اونو کنار خودش تصور میکرد
درد بدی تو قلبش پیچید و اشکاش رو گونش سر خوردن
_تو بهم قول دادی...قول دادی که همیشه پیشمی ولی چرا الان تو بغلم ندارمت؟چرا سهم من از تو فقط این سنگ سرده؟
هیچ راهی نداره که دوباره بلند بشی و من ساعت ها خیره نگات کنم؟تا هر دفعه مثل دفعه اول قلبم بلرزه؟
بلند شو و دوباره درمان این قلب مریض شو:)
ببین داره درد میکشه... بهونه تورو میگیره...نمیتونم ارومش کنم لنتی،حد اقل باز بیا تو خیالم و اونجا ارومم کن:)
🕊5💔3🍾2
مامانم همیشه میگفت، حواست باشه عاشق کی میشی.
💯14
Forwarded from จะไม่ดี
و در شبی نزدیک همه چیز پایان میابد
💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا شایدم اونقدری درد تو پوست و استخونت نفوذ کرده که دیگه حتی کار از گریه کردنم گذشته و نمیتونی گریه کنی:))
💔13
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
میتونیم نجات پیدا کنیم اگه امیدی باقی بمونه... شب بخیر(کسی نباید بدون شب بخیر بخوابه)
وقتی نمیتونین یه قولیو عملی کنین چرا قول میدین؟:)
شب بخیر(کسی نباید بدون شب بخیر بخوابه)
شب بخیر(کسی نباید بدون شب بخیر بخوابه)
💯6