"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_همینجاست..
_اون فرمانده همینجاست اما پسرش دیگه نیست،دیگه نمیخواد صدای مردش رو بشنوهه
_انقدر این جمله هارو تکرار کردی ک حالم داره بهم میخوره از اینکه فکر میکنی اونی ک درکت نمیکنه منم !
از من چی ساختی تو ذهنت؟ یه..ی بی درک حرومزاده ک رهات کرد تا برگردی ب این خرابشده و دنبالت نیومد؟
از من چی ساختی تو ذهنت؟ یه..ی بی درک حرومزاده ک رهات کرد تا برگردی ب این خرابشده و دنبالت نیومد؟