_ولی لذت فقط برای شروعش بود..!
اون حس تهی بودن و زنده نبودن،اینکه نه میشد غمرو حس کرد و نه عشقرو اصلا لذتی نداشت جان...
هیچچیز راجع ب تاریکی لذت بخش نبود !
اون حس تهی بودن و زنده نبودن،اینکه نه میشد غمرو حس کرد و نه عشقرو اصلا لذتی نداشت جان...
هیچچیز راجع ب تاریکی لذت بخش نبود !
☃7
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_ولی لذت فقط برای شروعش بود..! اون حس تهی بودن و زنده نبودن،اینکه نه میشد غمرو حس کرد و نه عشقرو اصلا لذتی نداشت جان... هیچچیز راجع ب تاریکی لذت بخش نبود !
+نبود چون باید یادگرفت چطوری ازش استفاده کرد،چیزی نیست ک ب محض ب دنیا اومدن انتخابش کنیم..اون تیرگی درون ما همراه شخصیتمون رشد میکنه تا روزی ک جسم ب حدی برسه ک بشه بهش تسلط پیدا کنه .
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
پس ما برده ی تاریکی نیستیم .
ولی روحمون رو بهش میفروشیم در ازای قدرت گرفتن !
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
ولی روحمون رو بهش میفروشیم در ازای قدرت گرفتن !
مثل ی مرکز مغناطیسی روح میمونه،هرچی بیشتر از روشنی روحت تغذیه کنه و بهش رنگ خودش رو بده،بیشتر قدرت میگیره و سنگین تر میشه.
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
_نگرانت میکنه؟
+وقتی اطراف توام نه..
"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
حس اضافه بودن ب کسی ندین مغزش گاییده میشه
حس اضافه بودن ب کسی ندین مغزش گاییده میشه !
تو فکر میکنی ازبین بردن عطرت، عطر نعنا روحتم پاک میکنه؟